با سلام و آرزوی توفیق
تشکر از اهتمام ارزشمند و دقیق شما در ارایه پاسخهای قبلی
سوال:
آیا در عالم آخرت و بطور خاص بهشت و با توجه به جنس ملکوتی جسم بهشتیان (و حتی دوزخیان) آنها قادر به رویت ملایکه الهی هستند؟ به چه نحو؟ اختیاری و هر وقت بخواهند یا با داشتن مجوز و امکان از ناحیه ملایکه؟
در پناه حق موید باشید

برای پاسخ به این سوال به دو مقدمه توجه فرمائید:
1- ماهیت ملائکه از اموری است که عقل به آن دسترسی نداشته و در این میان یگانه منبع همان نقل است که در ادله نقلی برای ملائکه صفات متعددی مانند عقل و شعور، عدم تغذیه و...مطرح شده است حال مسلم آن است که آنها با اين اوصاف نمى‏توانند از اين ماده كثيف عنصرى باشند، اما در اینکه مجرد مطلق بوده یا اجسام لطيفى مافوق ماده معمولی هستنند، دو قول مطرح است(1)
2- در مورد ماهیت انسان محشور شده در عالم قیامت نیز دو قول وجود دارد برخی آن را همین جسم مادی دنیوی دانسته که زمان قیامت از قبر برانگیخته می شوند(2) اما در مقابل برخی گرچه معاد را جسمانی نیز می دانند. اما معتقدند جسم اخروی غیر از جسم دنیایی بوده، لذا اینگونه نیست که تمام ویژگیهای جسم دنیوی را دارا باشد.
حال اگر ملائکه را مجرد دانسته و جسم انسان را همین جسم مادی بدانیم، طبیعی است که انسان حتی دربهشت قادر به دیدن آنها نیست. چرا که چشم تنها امکان درک و احساس تصاویر وصورت های خاص مادی را دارد؛ یعنی با انعکاس تصاویر اشیای مادی در چشم و طی فرآیند پیچیده ای ،عمل دیدن امکان پذیر می گردد ؛ و در این فرایند حتی همه موجودات مادی قابل دیدن نیستند ،چه رسد به موجودات مجرد و غیر مادی که اصلا صورت مادی ندارند تا در چشم منعکس گردند و... لذا با این جسم مادی که انسان وارد قیامت می شود قادر به دیدن ملائک نیست.
اما اگر ملائکه را دارای جسمی لطیف دانسته و انسان وارد شده در قیامت را دارای غیر جسم دنیوی، با خصوصیاتی خاص بدانیم، امکان آنکه انسان در قیامت قادر به دیدن ملائکه باشد، امری ممکن است. لذا در همین دنیا نیز هر چه جسم انسان از عالم مادی دنیوی فاصله گرفته و به عالم ملکوت نزدیک شود، امکان آنکه قادر به درک ملائکه شود،بیشتر است. آن چنانکه این امر برای انبیا و اولیا و یا برخی ازبندگان خاص خدا در مراتب مختلف حاصل می شود؛ یعنی برای برخی در حالت خلسه و مکاشفه و برای برخی در حال بیداری رخ می دهد.
البته در مواردی فرشته می تواند از حالت اصلی خود خارج شده،به نوعی شکل مادی به خود بگیرد که ازاین امر به "تمثل" ومانند آن یاد می شود(3) که موارد متعددی از این نوع تمثلات در قرآن ذکر شده آن چنانکه قرآن در مورد حضرت مریم(س)می فرماید"فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا"(4)و ميان خود و آنان حجابى افكند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در اين هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستاديم و او در شكل انسانى بى‏عيب و نقص، بر مريم ظاهر شد!"
در نتیجه گرچه به صورت حدس و گمان می توان در مورد اموری مانند اصل دیدن ملائکه، کیفیت اختیاری و عدم آن و ...نظریاتی مطرح کرد. اما در عین حال به صورت قطع نمی توان سخن گفت.
پی نوشت ها:
1. ر.ک مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، چ دار الکتب الاسلامیه، تهران،1374 ه ش ، ج‏18، ص 177.
2. ر.ک علامه حلي،نهج الحق و كشف الصدق،ترجمه كهنسال،‏ عليرضا، چ عاشوراء، بي تا، ص 391.
3. ر.ک حسينى تهرانى، ‏سيد محمد حسين، معاد شناسى‏،چ نور ملكوت قرآن، بی تا، ج 3، ص 14‏.
4. مریم (19)آیه 17.