با سلام، خدا قوت
آیا این صحیح است که ما چندین بار به سفر عمره و تمتع برویم (درحالیکه طبق گفته اسلام حج تمتع تنها در صورت استطاع 1بار برای هرفرد واجب است) و پول خود را در شکم اعراب سنی عربستان بریزیم، و متعاقبا باعث ثروتمندی آنها شویم؟ (همانطور که میدانید عربستان تنها از ایران سالانه 5میلیار دلار برای حج سود میبرند) بعد اونها به کشتار شیعیان مظلوم بحرین دست بزنند؟ یا دست دوستی به آمریکا و اسرائیل بدهند؟ پدر و مادر من تا به حال 4 دفعه به سفر عمره و 1 دفعه تمتع رفته اند و باز هم اسم نویسی کرده اند. آیا این کار درسته؟
یا علی
در ابتدا باید گفت: آمار ارائه شده اغراق آمیز می باشد، ودر ایام حج چنین هزینه های صورت نمی گیرد، ازسوی دیگر این گونه نیست که یک نفر چندبار به حج تمتع مشرف شود و افراد زیادی چندین بار به عمروه بروند ،بلکه تعداد محدود چند بار به عمره می روند ، افزونبرآن رفتن متعدد به عمره مشکل ساز نیست، زیرا این امر آثار فراوانی مادی ومعنوی دارد . دراین سفر انسان به اماکن مقدسه وزیارت گاهها ، مانند قبر رسول خدا (ص) می روند که این امر موجب قرب به خدا گردیده وبرکات فراوان دارد ، همچنان که اگر انسان بیشتر نماز بخواندآثاربیشتری را درپی دارد ، ازسوی دیگرممکن است اگر کسی به این سفر ها نرود، به جاهای دیگر ، - مانند ترکیه برود-که آثارسازنده ندارد- .درضمن عربستان از منابع دیگر به کشور بحرین کمک می کند، دراین امر نیاز به پول حج ندارد . به عبارت دیگر اگر-برفرض اینکه- مراسم حج انجام نشود، باز هم عربستان به بحرین کمک می کند ، پول حج درکمک عربستان به بحرین تاثیر ندارد .بر این اساس ثبت نام ورفتن والدین شما به عمره نه تنها اشکال ندارد ، بلکه در اسلام به این امر تاکید شده است .
اما در خصوص هزینه حج می توان گفت: حج دارای آثارمعنوی، سیاسی، اقتصادی واجتما عی زیادی است که هزینه سازی در این خصوص ارزش دارد؛ این هزینه دربرابر هزینه های مانند، مسافرت به ترکیه وکشور های اروپائی محدودتر می باشد.که آثار سازنده ای ندارد .دراین جابه برخی آثار حج اشاره می شود:
1- بعد اخلاقى حج
مهمترين فلسفه حج همان دگرگونى اخلاقى است كه در انسانها به وجود مىآورد، مراسم" احرام" انسان را به كلى از تعينات مادى و امتيازات ظاهرى و لباسهاى رنگارنگ و زر و زيور بيرون مىبرد، و با تحريم لذائذ و پرداختن به خودسازى كه از وظائف محرم است او را از جهان ماده جدا كرده و در عالمى از نور و روحانيت و صفا فرو مىبرد، و آنها را كه در حال عادى بار سنگين امتيازات موهوم و درجهها و مدالها را بر دوش خود احساس مىكنند يك مرتبه سبكبار و راحت و آسوده مىكند.
2- بعد سياسى حج
به گفته يكى از بزرگان فقهاى اسلام مراسم حج در عين اينكه خالصترين و عميقترين عبادات را عرضه مىكند، مؤثرترين وسيله براى پيشبرد اهداف سياسى اسلام است. روح عبادت، توجه به خدا، و روح سياست، توجه به خلق خدا است، اين دو در حج آن چنان به هم آميختهاند كه تار و پود يكپارچه!. حج عامل مؤثرى براى وحدت صفوف مسلمانان است. حج عامل مبارزه با تعصبات ملى و نژاد پرستى و محدود شدن در حصار مرزهاى جغرافيايى است. حج وسيلهاى است براى شكستن سانسورها و از بين بردن خفقانهاى نظامهاى ظالمانهاى كه در كشورهاى اسلامى حكمفرما مىشود .حج وسيلهاى است براى انتقال اخبار سياسى كشورهاى اسلامى از هر نقطه به نقطه ديگر، و بالآخره حج، عامل مؤثرى است براى شكستن زنجيرهاى اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمين. و به همين دليل در آن ايام كه حاكمان جبار همچون بنى اميه و بنى عباس بر سرزمينهاى مقدس اسلامى حكومت مىكردند و هر گونه تماس ميان قشرهاى مسلمان را زير نظر مىگرفتند تا هر حركت آزادىبخش را سركوب كنند، فرا رسيدن موسم حج دريچهاى بود به سوى آزادى و تماس قشرهاى جامعه بزرگ اسلامى با يكديگر و طرح مسائل مختلف سياسى. روى همين جهت امير مؤمنان على (ع) به هنگامى كه فلسفه فرائض و عبادات را مىشمرد در باره حج مىگويد الحج تقوية للدين: خداوند مراسم حج را براى تقويت آئين اسلام تشريع كرد بى جهت نيست كه يكى از سياستمداران معروف بيگانه در گفتار پر معنى خود مىگويد:" واى به حال مسلمانان! اگر معنى حج را نفهمند، و واى به حال دشمنانشان اگر معنى حج را درك كنند!.
3- بعد فرهنگى:
ارتباط قشرهاى مسلمانان در ايام حج مىتواند به عنوان مؤثرترين عامل مبادله فرهنگى و انتقال فكرها در آيد. مخصوصا با توجه به اين نكته كه اجتماع شكوهمند حج، نماينده طبيعى و واقعى همه قشرهاى مسلمانان جهان است (چرا كه در انتخاب افراد براى رفتن به زيارت خانه خدا هيچ عامل مصنوعى مؤثر نيست و زوار كعبه از ميان تمام گروهها، نژادها، زبانهايى كه مسلمانان به آن تكلم مىكنند بر خاسته و در آنجا جمع مىشوند). لذا در روايات اسلامى مىخوانيم: يكى از فوائد حج نشر اخبار و آثار رسول اللَّه ص به تمام جهان اسلامى است. " هشام بن حكم" كه از دوستان دانشمند" امام صادق (ع)" است مىگويد: از آن حضرت در باره فلسفه حج و طواف كعبه سؤال كردم، فرمود: " خداوند اين بندگان را آفريد ... و فرمانهايى در طريق مصلحت دين و دنيا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئين حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى يكديگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند، و هر گروهى سرمايههاى تجارى را از شهرى به شهر ديگر منتقل كنند ... و براى اينكه آثار پيامبر (ص) و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آوردند و هرگز فراموش نكنند. به همين دليل در دورانها خفقان بارى كه خلفا و سلاطين جور اجازه نشر اين احكام را به مسلمانان نمىدادند ،از سوى ديگر، حج مىتواند، مبدل به يك كنگره عظيم فرهنگى شود و انديشمندان جهان اسلام در ايامى كه در مكه هستند گرد هم آيند و افكار و ابتكارات خويش را به ديگران عرضه كنند. اصولا يكى از بدبختيهاى بزرگ اين است كه مرزهاى كشور اسلامى سبب جدايى فرهنگى آنها شود، مسلمانان هر كشور تنها به خود بينديشند، كه در اين صورت جامعه واحد اسلامى پاره پاره و نابود مىگردد، آرى حج مىتواند جلو اين سرنوشت شوم را بگيرد. و چه جالب مىفرمايد: امام صادق ع در ذيل همان روايت هشام بن حكم: اگر هر قوم و ملتى تنها از كشور و بلاد خويش سخن بگويند و تنها به مسائلى كه در آن است بينديشند همگى نابود مىگردند و كشورهايشان ويران مىشود، منافع آنها ساقط مىگردد و اخبار واقعى در پشت پرده قرار مىگيرد.
4- بعد اقتصادى حج
بر خلاف آنچه بعضى فكر مىكنند، استفاده از كنگره عظيم حج براى تقويت پايههاى اقتصادى كشورهاى اسلامى نه تنها با روح حج منافات ندارد بلكه طبق روايات اسلامى يكى از فلسفه آن را تشكيل مىدهد چه مانعى دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پايه يك بازار مشترك اسلامى را بگذارند، و زمينههاى مبادلاتى و تجارى را در ميان خود به گونهاى فراهم سازند كه نه منافعشان به جيب دشمنانشان بريزد، و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد، كه اين دنيا پرستى نيست، عين عبادت است و جهاد. و لذا در همان روايت" هشام بن حكم" از" امام صادق" ع ضمن بيان فلسفههاى حج صريحا به اين موضوع اشاره شده بود كه يكى از اهداف حج، تقويت تجارت مسلمانان و تسهيل روابط اقتصادى است.(1)
پی نوشت :
1. ناصر مکارم شیرازی، تفسير نمونه تهران، دار الكتب الإسلامية، 1374 ش، ج14، ص 77به بعد.






