سلام من پسری 22ساله مجرد و از نسل نبی مکرم اسلام (ص) و شیعه 12 امامی و دانشجوی رشته IT و در خانواده متوسطی رشد کرده ام و عاشق تفکر و تامل در همه مسائل هستم و همیشه متوسل به حضرت فاطمه زهرا وائمه اطهار بوده ام و ولادت و رشد من مصادف هست با حوکمت اسلامی پس در نتیجه تفکرات بنده از کوچکی با اسامی چون خدا و پیامبر و دین اسلام و از این قبیل نامها رشد کرده و من تا بحال از دین و اعتقاداتمان به شدت دفاع کرده و سعی در کمک به این ارزش ها بوده ام اما مدتی است که سوالی خورنده ی جان من شده که باعث شده کمی در اعتقادم سست شوم ان هم اینست که اصلا چگونه به این ارزشها اعتماد کنم چون اگر من در جایی دیگری با اعتقادات دیگری بزرگ میشدم مسلما پایبند همان ارزش ها بودم و طوری که من فهمیدم همه به جهنم میروند جز مسلمانان ان هم باز عده ای کم در کتابی خوانده ام که از مسلمانان 71 فرقه اند که 70 فرقه به جهنم و یکی به بهشت میروند و این روش برای ادیان دیگر هم بود یا مثلا ان امریکایی که واقعا برای ارزش هایش به جنگ میرود و در زندگی اش انسان خوبی بوده حالا در جنگ یک مسلمان را کشته که معلوم نیست واقعا مسلمان بوده یا یدکش اسلام بود میگویند به جهنم میرود ایا واقعا خداوند متعال اینگونه است این خداوند رحمان و رحیم است به نظر بنده این دور از عدالت است بنده میبینم که اگر با عقل و منطق جلو نروم در حداکثر موضوعات با شکست مواجه میشوم اما به ما هی میگویند امیدت خدا باشد حالا امید به خداوند که متعلق به همه مردم جهان است ولی خداوند عقل را داده است برای چه؟ بخدا دیگر عقل من به جایی راه نمیدهد هرچه دعا خواندیم و از این قبیل کارها دیدیم اموراتمان درست نمیشود ولی زمانی که از عقل استفاده میکنیم میبینم حوادث به حداقل میرسد و اموراتمان بهتر میشود و احساس قلبی ام به من میگوید خدا هم راضی است البته نه اینکه کلا بگوییم دعا و قران ونماز را تعطیل کنیم بچسبیم به امورات دنیایی چون من عاشق خدا و قران و حتی نام امام حسین هستم و هر زمان نام این امام بزرگوار میشنوم اشک در چشمانم جاری میشود خدا میداند هر لحظه عمرم را در فکر این هستم که چگونه باعث خشنودی خدا شوم اما نمیدانم چگونه در این امر استوار باشم چون در زندگی ام همه جور ادمی دیده ام اما فعلا هرجه میبینم انسان هایی رو میبینم که بدنبال یه لقمه نان هستن و خداوند را در قران و نماز محدود کرده اند و از این تفکرات غلطی که در جامعه ایران هست رنج میبرم هرچه میبینم هرچه میشنوم همه دست به دست هم داده اند که ارزشهارا از بین ببرن دیگر صمیمیت در مردم عادی نیست ان هم که هست برای نفع خودشان است کافیست اتفاقی بیافتد تا اسلام را ببوسند بزارند کنار و با قواعد دنیایی باهم برخورد کنند الان رئیس جمهور این مملکت هر چه می خواهد وعده میدهد اما عمل نمی کند ایا این نماد اسلام است اکثر جوانان بیکار هستن و هرکه را میبینی دارد از همسرش طلاق میگیرد یا در امور اقتصادی همه گرگ شده اند و حرمت و حیا و عفاف دیده نمیشود دیگر چه ارزشی باقی مانده حالا شما بگویید من با این وضعیتی که میبینم به چه چیزی اعتقاد داشته باشم اسلام موجود بین مردم یا اسلامی که در نهج البلاغه و قران توصیه شده چون این دو با هم در تضاد هستن چون من مدتی خیلی سفت و سخت چسبیدم به اسلام ناب محمدی و اثرات بسیار عالی ان رادیدم اما در کنار ان مردم از من دور شدن و کم کم دیگر کسی مرا دوست نداشت با وجود انکه من به بزرگتر ها احترام بیشتری گذاشتم یا با کوچکتر ها بیشتر محبت کردم و معرفت بیشتری برای دوستانم گذاشتم همش به دیگران توصیه میکردم که سعی در خسنودی خدا داشته باشند نه در خشنودی هم دیگر و من مانده ام کدام یک از این ها بد بود که فقط پدربزرگم و مادر بزرگم و مادرم پشتیبان من بودن و بقیه هیچ مثلا یکبار حواسم نبود چندنفری در صف گاز جلوترایستادم که یکی از رانندگان عقبی تذکر داد و من برای حق الناس از صف خارج شدم و ته صف رفتم که افراد داخل ماشین میخواستن مرا بکشند که اقا تو شورش را در اورده ای یا خرمذهب شده ای و از این جور الفاظ و اینقدر از این حرفها زدند تا مرا هم مثل خودشان کردند اما تقریبا 50% روی من تاثیر داشت و الان نمازم را یک در میان میخوانم کمتر به مسجد میروم و بد دهان شده اما هنوز از ترس خداوند شب ها اشک میریزم و همش بخودم و خدا میگویم درست میشود باز برمیگردم اما هرچه تلاش میکنم نمیشود که نمیشود شما را به جدم قسم کمکم کنید

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

دوست بزرگوار به چند نکته دقت فرمائید:
1.بسیار خرسندیم که جوانان خوب و پر شور و مصمم و حق طلبی همچون شما در بین جوانان جامعه امروزی ما وجود دارند و امیدواریم که با تقویت نقاط قوت خودتان و کمرنگ نمودن نقاط ضعف بتوانید سیر صعودی خودتان را در رسیدن به سعادت حقیقی و ابدی روز به روز با سرعت بیشتری طی نمائید و همانطور که علاقه مند هستید رفتار و منش و اعتقادات شما بیش از گذشته مطابق رضایت خالق هستی و ائمه اطهار (ع) قرا گیرد.
2.همانطور که اشاره فرمودید بسیاری از افرادی که اکنون در جامعه ما به عنوان مسلمان و حتی مؤمن شناخته می شوند پشتوانه معرفتی و مطالعاتی و استدلالی برای اعتقادات خود ندارند و به قول شما حتی اگر در یک خانواده غیر مسلمان به دنیا آمده بودند ،بسیاری از آنها الان مسلمان نبودند ،اگر چه برای اهل تحقیق و اندیشه تردیدی در حقانیت دین اسلام نیست، لکن برای عموم مردم چنین پشتوانه منطقی وعقلانی وجود ندارد.
این نشان می دهد که همانطور که در آموزه های دین اسلام تاکید شده حتی مسلمان بودن تقلیدی و بدون تفکر و تعقل و اندیشه به طور صد درصد قابل قبول نیست و لذا حتی مراجع معظم تقلید نیز در مورد اعتقادات اساسی دین اسلام مثل اصل وجود خدا و صفات او و ضرورت ارسال انبیاء الهی و اثبات حقانیت آنها و حقانیت دین اسلام و کتاب آسمانی آن و وجود قیامت و ... تقلید را جایز نمی دانند (1) و لازم است ابتدائا هر انسانی برای خود با تفکر و استدلال عقلانی ومنطقی اعتقادات اساسی دین را اثبات نماید.
لذا نگران شک و تردیدی که اکنون با آن مواجه شده اید نباشید؛ در واقع این اتفاق یک شروع خوب است برای بازبینی مجدد نسبت به همه اعتقادات و باور های دینی خود لکن متکی بر عقلانیت و منطق و تفکر و مطالعه خودتان که، ان شاء الله پس از طی این مرحله ثمرات آن را خواهید دید. فقط نباید در این تردید توقف نمائید و به تلاش و تحقیق و مطالعه خودتان ادامه دهید .
3.البته در مورد بهشت و جهنم رفتن افراد آنگونه که تصور نمودید نیست زیرا فقط مسلمانان به بهشت نمی روند. بلکه پیروان سایر ادیان الهی نیز که در زمان حقانیت دین خود به آن معتقد و در عمل و رفتار به آن پایبند بوده اند اهل بهشت هستند (2) و حتی برخی از آنها که پس از ظهور اسلام و امروزه تحت تاثیر تبلیغات و سیطره فرهنگی حاکمان مستبد جوامع خود موفق به آشنائی با اسلام نشده و در حالی که جویای حقیقت و پذیرای حقیقت بوده اند. فقط دین گذشته خود را شناخته و به آن پایبند مانده اند نیز در قیامت اهل نجات هستند و به همین دلیل هم افراد مسلمانی که از بین اهل سنت هستند ولی به جهات مختلف از شناخت حقانیت اهل بیت محروم مانده اند لکن به پیروی از دستورات قرآن عشق و محبت آنها را در دل داشته اند و حق طلب بوده اند اهل نجات خواهند بود. لذا بهشت تنها در انحصار پیروان مذهب اهل بیت و تنها مذهب حق در اسلام نیست .یعنی مهم جویای حق بودن و تسلیم آن بودن است (3)، هر کس به هر مقدار که در توان دارد. البته بسیاری از پیروان اهل بیت نیز به جهت انجام برخی از گناهان و اعمال زشت و عدم پایبندی به دستورات دینی وارد عذاب الهی می شوند. ولی نباید از این نکته غافل بود که در نهایت اکثر اهل جهنم پس از مدتی تحمل عذاب متناسب با عملکرد خود به اراده الهی از جهنم خارج و با رحمت و غفران الهی به بهشت وارد می شوند.
4. دوست بزرگوار اگر چه صرف مسخره شدن و یا اعتراض دیگران به معنای اشتباه بودن رفتار ما نمی باشد و اتفاقا می توان حدس زد در غالب موارد انتخاب و رفتار شما درست می باشد لکن اندکی مدیریت و تدبر در نحوه عمل و یا آماده سازی فکری دیگران و یا پاسخگوئی منطقی در مقابل اعتراض دیگران می تواند زمینه بسیاری از کج فهمی های دیگران را از بین ببرد.
مثلا هر گز در مقابل اشتباهات و یا گناهان و خطای دیگران نه سریع موضع گرفته و نه تسلیم محض شویم. بلکه می توان با اندکی تأمل و با این باور که می توان بهترین شیوه اصلاحی را یافت و عمل نمود رفتارمان را به گونه ای تنظیم نمائیم که بدون شکستن حریم الهی تا جای ممکن رفتار دیگران را در زندگی حمل بر صحت نموده و بپذیریم و به موقع (زمانی که در دیگران پذیرش وجود دارد )جهت اصلاح نقاط ضعف آنها اقدام کنیم.
5. عقلانی زندگی کردن در مقابل و یا در کنار زندگی دینی نیست. بلکه اتفاقا بخش اصلی دین، زندگی بر اساس عقلانیت و رفتار متعادل عقلانی می باشد و بسیاری از احکام دین نیز در راستای همین زندگی عقلانی می باشد، که در صورتی که مراحل اولیه دین مثل اثبات اعتقادات اساسی دین را درست طی کرده باشیم عقلانیت بسیاری دیگر از احکام دین نیز برای ما آشکار خواهد شد، ولی اگر کسی به جهت انجام برخی از احکام الهی مثل رعایت حق دیگران و پرهیز از ظلم به دیگران و دقت در اعمال دینی مثل انجام نماز و دیگر تکالیف الهی دچار سختی و یا تمسخر دیگران شود ،این سختی نه تنها بد نیست. بلکه اتفاقا اجر و پاداش رفتار مؤمنانه انسان را افزایش خواهد داد. البته می پذیریم که عده زیادی از افراد با فاصله گرفتن از روح دین و عقلانیت دینی دچار آفتهای شدیدی مثل مواردی که شما اشاره فرمودید شده اند. ولی این مشکل به اصل دین بر نمی گردد بلکه ضعف در زندگی دین مداران است، امیدواریم که به لطف خداوند و تلاش و همت جوانان پر شوری هم چون شما مشکلات جوانان نظیر بیکاری و شغل و مسکن هر چه سریعتر بر طرف گردد. در پایان این کلام دوستانه را از ما بپذیرید که مشکلات با تمامی انواعش همیشه در زندگی بشری وجود داشته و خواهد داشت اما مهم رسیدن به یک جهان بینی و بینش و اعتقاد محکم است که هدایتگر و دستگیر ما در این لحظات سخت باشد و سرزنش دیگران را در ما بی اثر کند چرا که فکر و بینش متزلزل و مبهم از مشکلات معمول دنیایی، سخت تر و کشنده تر است. لذا این مجموعه(با تمامی بخشهای پاسخگویی خود اعم از تلفنی،کتبی، اینترنتی،پیامک) افتخار خود می داند که در خدمت جوانان حق جویی چون شما باشد و در رسیدن به این ثبات عقیدتی و فکری شما را یاری کند.
پي نوشت ها:
1. توضيح المسائل مراجع معظم تقليد، مسأله اول.
2. بقره(2) آيه 62.
3. رك: مرتضی مطهری، مجموعه آثار،انتشارات صدرا، تهران ،1376ش، ج 1، ص 320 به بعد.