با سلام
اگر فردی بعد از ادای خمس و زکات مالش، 6 میلیارد تومان پول دارد، آیا مجاز نیست که هرگونه مایل است پول خود را خرج نماید؟ به عبارتی، آیا بدلیل وجود افرادی که به حال او غبطه میخورند باید از سوار شدن بر اتوموبیل 500 میلیون تومانی پرهیز کند؟ اگر آری، پس تفاوت بین منظق اسلام و کمونیست ها در چه میباشد؟ شاید هم سفارش اسلام در انفاق کردن است که میگوید هر فردی که بیشتر انفاق کند، مقام بالاتری در بهشت خواهد داشت ولی دو توصیه هم میکند. اول اینکه نیازی به هم طبقه شدن افراد در یک جامعه نیست. زیراکه خالق عالم افراد بشر را متفاوت خلق کرده و آنرا نیز در قران کریم به رسمیت شناخته است. دوم اینکه جلوگیری از اختلاف طبقاتی بیش از حد، ضامن بقاء خودِ ثروتمندان است.
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از اینکه نسبت به اینگونه مسائل دغدغه داشته و سعی در اصلاح باورها و اعتقادات خود داريد، خرسندیم.
قوانین الهی مانند هر قانون دیگر، زمانی به نتیجه مطلوب می رسد که به دور از هر گونه افراط و تفریط و با معیاری مشخص و معین، طراحی شده باشد لذا قرآن دین اسلام را دینی میانه رو معرفی کرده و می فرماید" وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا ..."(1)شما را نيز، امت ميانهاى قرار داديم تا باشید ...." اما نکته مهم آن است که عاملین به این قوانین هرگونه سطحی نگری و برداشتهای شخصی را کنار گذاشته و خود از هرگونه افراط و تفریط در این زمینه پرهیز کنند.
بنابراین در مورد انفاق و مخارج امور زندگی باید گفت: اسلام از طرفی رسیدگی به امور فقراء از جانب اغنیاء را امری لازم و ضروری دانسته و مانند برخی از قوانین جوامع کمونیستی و مادی اصالت را بر منافع شخصی و مادی قرار نداده است و از طرفی دیگر زندگی خوب در شان هر فرد را امری منطقی می داند لذا از امام صادق(ع)نقل شده است که فرمود"إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وّعَزَّ جَعَلَ لِلْفُقَرَاءِ فِِی اَمْوَالِ الْاَغْنِِیَاءِ مَا یَکْفِیهِمْ..."(2)خداوند عز وجل در اموال توانگران به اندازه کفایت فقراء قرار داده است..." آنچنانکه از رسول اکرم(ص)نقل شده است که فرمود"مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ- وَ الْمَسْكَنُ الْوَاسِعُ وَ الْمَرْكَبُ الْبَهِيُّ وَ الْوَلَدُ الصَّالِح"(3) از سعادت مسلمان است زن شايسته، و مسكن واسع، و مركب ارزشمند، و فرزند صالح.
حال دقت در این احادیث حاکی از آن است که راه میانه مورد تاکید اسلام،آن است که از طرفی شخص مطابق شان و جایگاه خود امکانات زندگی را تهیه کند که البته این برای افراد مختلف، متفاوت است و شاید برای کسی مثلاً ماشین بالاتر از ده میلیون اسراف و بد بوده اما برای دیگری مثلاً بالای پنجاه میلیون؛ و از طرفی دیگر خود را جدا از جامعه خصوصاٌ افراد نیازمند ندانسته و در برابر نیاز آنها بی تفاوت نباشد و به صرف رعایت در پرداخت خمس و زکات،خود را مجاز به استفاده از خودروی 500میلیون تومانی نداند لذا این دو اصل در کنار هم، به عنوان عاملی برای سلامت و سعادت افراد قرار داده شده است.
بنابراین نه تنها اختلاف طبقاتی موجود در جامعه را نفی نکرده بلکه اساساً آن را امری لازم می دانیم و هیچگاه نمی پذیریم فردی که در طول عمر خود بسیار زحمت کشیده و به مراحل عالی علمی و ...رسیده است مانند کسی زندگی کند که این مراحل را طی نکرده و این دو نفر با یک کیفیت زندگی کنند اما آنچه پذیرفتنی نیست آن است که اختلاف طبقاتی عاملی برای مسابقه مرفهین جامعه و تغییر رویکرد عموم مردم در کشاندن آنها به مصرف گرایی بی رویه باشد.
در نتیجه ملاک و معیار رعایت این دو اصل در جامعه است لذا نه مواردی که شخص به صرف تشکیل زندگی با امکانات در شان خود، مورد شماتت افراد جاهل قرار می گیرد،مورد تائید اسلام است و نه مواردی که شخص با این بهانه زندگی شاهانه ترتیب داده باشد و خلاف عرف جامعه رفتار نماید
در پایان توجه داشته باشید مطابق آنچه بیان شد، گرچه اختلاف طبقاتی به نوعی در اسلام پذیرفته شده اما این ربطی به اختلاف افراد در خلقت اولیه ندارد چرا که اختلاف طبقاتی افراد در اموال و کیفیت زندگی، امری است که در جامعه و بعد خلقت افراد محقق می شود نه در ابتداء خلقت.
پی نوشت ها :
1- بقره(2)آیه 143.
2- مرحوم کلینی ،الكافي،چ دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 ه ش، ج 3 ، ص 497.
3- مجلسى،محمد باقر، بحار الأنوار،چ اسلامیه، تهران، بی تا، ج 73، ص 155.






