ضمن عرض سلام و خسته نباشید، از پاسخ شما به پرسش پیشینم (http://www.pasokhgoo.ir/node/65140) سپاسگذارم.
ولی متاسفانه فکر کنم اگر خود شما یک بار دیگر پرسشهای بنده و پاسخهای ارسالی را بخوانید تصدیق خواهید کرد، که پاسخ خوبی به پرسشهای مطروحه داده نشده است، یا باید بگوییم علیرغم ادعای معجزه بودن این موارد، در میدان عمل معجزه نبودن آنها پذیرفته شده است. پرسشهای اوّل و دوم اساساً قرائت نشده اند، و کارشناس محترم، به جای پرسش بنده به پرسشی که خودشان خواسته اند پاسخ داده اند، و در نهایت از استبعاد، خارق العاده بودن را برداشت فرموده اند، حال آنکه بنده مسئله دیگری را عرض کرده بودم.
در مورد پرسش سوم، کارشناس شما نگرش بنده را تایید فرموده اند، ولی به صرف اینکه موارد مشابه، ادعای از طرف خدا بودن را ندارند، نتیجه می گیرند که معجزه نیستند، ولی اصل پرسش بر سر مثل آوری بود و نه بر سر معجزه بودن آنها، چنانکه کارشناسان محترم همین سایت در بخش فلسفه و معرفت شناسی در پرسشی تایید فرمودند، یکی از خواص معجزه این است که «عملی خارق العاده است که فقط از پیامبران سر می زند و نه از انسانهای عادی» و باز متأسفانه پرسشی را که مربوط به اخبار آینده بوده است، را با تمثیلهایی از اخبار گذشتگان پاسخ داده اند.
در مورد پرسش چهارم هم، عملاً نقد موجود در پرسش را پذیرفته اند، در واقع پیامبر در پاسخ به پرسشها اخباری از گذشته داده اند(و البته نه در تمام موارد) و نیز می توانیم بگوییم قرآن نیز گاهی به عدم آگاهی پیامبر از این اخبار پیش از نزول وحی اشاره دارد، ولی همانطور که کارشناسان همین مرکز به من فرموده بودند، لازمه معجزه بودن، ادعای معجزه بودن و الهی بودن است، که چنین ادعایی در کار نیست.
خواهشمندم، یک بار دیگر در مورد پاسخ ارسالی تجدید نظر بفرمایید.
با سپاس و آرزوی موفقیت
پرسشگر محترم شما سؤال کرده بودید که اخبار مربوط به گذشتگان و پیشگویی ها که در قرآن آمده، معجزه است و می توان با آنها یک یهودی یا مسیحی را مسلمان کرد؟ ما با توجه به فرض سؤال شما جواب دادیم که اینها گرچه معجزه هستند. ولی قرآن به آنها تحدی نکرده و یک مسیحی یا یهودی که در آن زمان نبوده و حالا به این اخبار آگاه می شود، آنها را معجزه نمی داند و آنها را به عنوان معجزه نمی پذیرد و شما هم نمی توانید معجزه بودنشان را برای او ثابت کنید. زیرا همان طور که شما نوشته اید مثلا وقتی پیامبر راجع به اصحاب کهف یا ذی القرنین یا ... که قبل از پیامبر بوده اند، خبر داده اگر در کتب پیشینیان بوده که الآن مسیحی می گوید پیامبر به منبع سابق دسترسی داشته و از آنجا این مطلب را گرفته است.
بله آنان که زمان پیامبر بودند و می دیدند که پیامبر و اهل مکه از این جریان هیچ خبری نداشته اند و پیامبر هم نه با اهل کتاب ارتباطی داشته و نه به آنان دسترسی داشته و مانند بقیه افراد از این جریان بی اطلاع بوده و به همین جهت هنگان سؤال هم نتوانسته جواب بدهد و منتظر وحی مانده و با وحی خبر دار شده و جواب داده است؛ او به معجزه بودن این خبر دهی یقین می یابد. اما حالا که یک مسیحی این خبر دادن را می شنود می گوید چون این خبر در کتب پیشین بوده، حتما پیامبر از آنها گرفته است.
البته او اگر منصف باشد علاوه بر شهادت تاریخ بر مستند نبودن جواب به کتب پیشینیان، با مقایسه جواب قرآن با آنچه در این مورد در کتب پیشینیان آمده، باز هم متوجه می شود که جواب پیامبر اقتباس نیست. زیرا با خبر کتب پیشینیان تفاوت اصولی دارد و آن را هم اصلاح کرده است.
اگر خبر در کتب دینی و تاریخی ثبت هم نشده باشد که آن را از اصل به عنوان یک واقعیت نمی پذیرد. زیرا پذیرفتن آن فرع بر صادق و پیامبر دانستن خبر دهنده است که او قبول ندارد.
پیشگویی ها هم همان اشکال هایی که نوشته اید از نظر طرف بحث شما دارد.
پس شما برای بحث با یک مسیحی یا یهودی به اخبار غیبی یا پیشگویی های قرآن استناد نکنید. قرآن خودش به کتابی مانند خودش یا به سوره ای از سوره هایش تحدی کرده و شما هم همان راه را بروید.






