ما تا چه حد در زندگی و مسایل روزمره خود مختار هستیم؟
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ما با الهام از آيات قرآن، احاديث و رجوع به وجدان، عدم اجبار در برخي از کارها را در خود درک کرده و بر اساس آن معتقد به اختيار، يعني حد فاصل ميان جبر و تفويض مي باشيم. لذا قطعاً در برخي از امور مانند خوردن، عبادت كردن و ... اختيار داشته و در برخي از امور مانند زمان به دنيا آمدن و از دنيا رفتن، در اصل اختيار داشتنمان و ... اختياری نداريم يا در بسياري از امور روزمره و مسائل اجتماعي مانند نوع زندگي ديگران و... از خود اختياري نداريم.
اما توجه داشته باشيد اين امر به معناي اختيار تام انسان يا در اصطلاح همان تفويض نبوده كه خداوند بعد از خلقت،انسان را رها كرده تا در نتيجه او مستقلاً و بدون اراده و قدرت خدا قادر بر افعال خود باشد. بلكه به اعتقاد ما افعال اختياري انسان همان گونه که به خود انسان به عنوان فاعلي مباشر منسوب است، به نحو حقيقي به خداوند نيز انتساب دارد و اين همان حقيقتي است كه در روايات از آن به عنوان عدم جبر و تفويض ياد شده است آن چنان که در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است: "لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ وَ لَكِنْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ "(1) نه جبر است، نه تفويض، بلكه چيزى است بين دو امر"
حال درک این حقیقت که چگونه چیزی در آن واحد هم منتسب به انسان باشد و هم منتسب به خدا، امری بسیار دقیق است که انديشمندان شيعه با الهام از آيات و روايات و با استعانت از حکمت شيعي، اين مسأله را با تحليلي منطقي و معقول، فراروي اذهان جستجوگر و حق جو قرار داده و بیان داشته اند. اراده انسان در طول اراده خداوند می باشد؛ بر این اساس در مساله جبر و اختیار سه عنصر وجود دارد:
1- اراده خدا
2- اراده انسان
3- فعل انسان
حال وقتی بین دو موجود هیچ گونه ارتباط علّت و معلولی نباشد، گفته می شود آن دو موجود در عرض هم قرار دارند. مثلاً درخت، انسان، خورشید، ماه و آب در عرض همند؛ چون هیچ کدام از اینها، علّت و به وجود آورنده ی دیگری نيستند؛ امّا دو موجودی که یکی از آن ها معلول و دیگری علّت آن است، در طول هم قرار دارند. به این معنی که رتبه ی وجودی علّت قبل از رتبه ی وجودی معلول قرار دارد؛ و تا علّت نباشد معلول نیز نخواهد بود.
برای مثال میوه ی سیب در طول درخت سیب قرار دارد. لذا از آنجا كه خداوند علت تمام پديده ها است، در نتيجه رتبه وجودي اش قبل همه پديده ها و در نتيجه همه در طول خدا قرار دارند؛ آن چنان كه در قرآن می فرماید:" وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ" و خزائن همه چيز، تنها نزد ماست. ولى ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمىكنيم". (2)
بنا بر این، وقتی گفته می شود اراده ی انسان در طول اراده ی خدا قرار دارد، مقصود این است که اراده ی انسان معلول اراده ی خداست. یعنی خدا اراده نموده که انسان اراده داشته باشد؛ و اگر او چنین اراده نکرده بود، انسان اراده نمی داشت. پس هرچه انسان اراده کند، در عین این که اراده خود اوست، اراده خدا نیز مي باشد. همانگونه که هر چه دست انجام دهد، کار روح نیز محسوب می شود. چرا که اگر روح اراده نکند، دست هم حرکت نمی کند.
به عبارت دیگر:
معنای در طول بودن اراده این است که کاری که با اراده انسان صورت می گیرد، با تمام مقدمات و آثارش "یکجا" تحت ارادة خدا است. کار انسان با ارادة خودش رابطة علت و معلولی دارد، (البته به عنوان جزء العله، نه علت تامه) انسان باید اراده کند تا کاری انجام گیرد. انسان اراده نکند، کار تحقق نمی یابد، اما همین علت و معلول و نیز مبادی و مقدمات دیگر، همه تعلق ارادة الهی است. علت قریب و مباشر این کار ارادة انسان است. پس اراده الهی در طول اراده انسان است.
براي اطلاعات بيشتر در اين زمينه مي توانيد به كتاب معارف قرآن (ج 3 بحث انسان شناسي ) استاد مصباح يزدي مراجعه كنيد.
پي نوشت ها:
1. شيخ كليني، اصول کافی، چ اسلامیه، تهران 1362ه ش، ج 1، ص 160.
2. حجر (15) آیه 21.
جهت تسهیل و تسریع در امر پاسخگوئی از این پس، پرسشهای فقهی و احکام شرعی را تنها از طریق سامانه پاسخگوئی پیامکی به شماره 30009640 ، نشانی اینترنتی http://www.30009640.ir/sms و یا تلفن 09640 مطرح نمایید.






