سلام
خسته نباشید
با عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
سوال من احتمالا جواب طولانی ای دارد اگه نخواستید کامل پاسخ بفرمایید لطف کنید منابع مناسبی برای پیدا کردن جواب به من معرفی کنید
سوال من دو قسمت می شود ، سوالی به سبب موردی است که در دانشگاه بین برخی دانشجویان دیده می شود
قسمت اول مربوط می شود به زمان ظهور حضرت علیه السلام
برخی میگویند در ان زمان قوانین در دنیا تغیر خواهد کرد مثل این که مریضی از بین می رود یامردم دیگر در ترافیک نخواهند بود و طی الارض می کنند یا اینکه ما دیگر نیازی به مهندس و معمار و مکانیک و اینجور مسائل نداریم
لطف کنید شرایط بعد از ظهور را کاملا مستند برایم توصیف کنید و البته نحوه جنگیدن و وسیله ای که با ان حضرت می جنگند را نیز بفرمایید
قسمت دوم سوال مربوط می شود به قبل از ظهور یعنی برحه ای که الان ما دران قرار داریم
به من گفته شده که مثلا کسی که ادعای دین داری اش می شود چرا به دانشگاه می اید ؟ با دشمنان اسلام که نباید از طریق تکنولوژی و مادیات جنگید که بلکه با معنویت و مسائل دینی وشاید مثلا کرامت ما باید با دشمنان دین و خدا بجنگیم
لطف کنیم با ارائه سند بیان کنید که ایا این گونه دفاع از دین و برخورد بادشمن و کلا رابطه داشتن یا مادیات و دنیا از نظر دین درست است یا نه و ایا به مایادگیری علوم تجربی به این شکل یعنی برای جنگیدن ( برای تامین نیاز های عادی رو متوجه میشوم ) امر شده است یا نه؟
ممنون از زحمات شما

پرسش: ظهور
شرح : سلام خسته نباشید با عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها سوال من احتمالا جواب طولانی ای دارد اگه نخواستید کامل پاسخ بفرمایید لطف کنید منابع مناسبی برای پیدا کردن جواب به من معرفی کنید سوال من دو قسمت می شود ، سوالی به سبب موردی است که در دانشگاه بین برخی دانشجویان دیده می شود قسمت اول مربوط می شود به زمان ظهور حضرت علیه السلام برخی میگویند در ان زمان قوانین در دنیا تغیر خواهد کرد مثل این که مریضی از بین می رود یامردم دیگر در ترافیک نخواهند بود و طی الارض می کنند یا اینکه ما دیگر نیازی به مهندس و معمار و مکانیک و اینجور مسائل نداریم لطف کنید شرایط بعد از ظهور را کاملا مستند برایم توصیف کنید و البته نحوه جنگیدن و وسیله ای که با ان حضرت می جنگند را نیز بفرمایید

پاسخ:

دقیقا معلوم نیست که وضع علم و تکنو لوژی در عصر بعد از ظهور چگونه ا ست ، ولی از مجموع روایات استفاده می شود که در آن زمان پیشرفت های چشمگیری در عرصه علم وصنعت ... صورت می گیرد .امام هم از همان تکنولوژی وعلم بهره می گیرد و عقبگرد نمی کند . در برخی از روایات سخن از شیوه ای خارق العاده برای ارتباط میان مؤمنان در عصر ظهور امام زمان(ع) به میان آمده است. امام صادق(ع) می فرماید: «مؤمن در زمان مهدی علیه السلام در مشرق زمین زندگی می کند، در حالی که برادر خود را در غرب می‌بیند، همچنین آن کس که در غرب است، برادر خویش را در شرق می بیند».(1 )در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است: «هنگامی که قائم ما علیه السلام ظهور نماید ،خداوند به گوش و چشم شیعیان ما توسعه خواهد داد ،به گونه‌ای که میان آنان نامه رسان و پیغام بری نخواهد بود، او با آنان سخن می گوید، در حالی که در مکان خود است. شیعیان سخنان او را می شنوند و او را نیز می بینند.»(2)
در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «دانش بیست و هفت حرف می باشد. تمام آنچه پیامبران آورده اند ،دو حرف بوده است. مردم نیز تا کنون جز این دو حرف را نمی شناسند، پس چون قائم علیه السلام ظهور نماید ،بیست و پنج حرف دیگر را آشکار خواهد کرد و میان مردم گسترش خواهد داد...»(3 )
البته اين روايات به آن معنا نيست كه همه كس همه چيز ميدانند و در جامعه نيازي به تخصص يكديگر ندارند.بلكه سخن از رشد چشمگير علم است.
نحوه جنگيدن :
آیا حضرت مهدی با سلاح القای ترس و وحشت فوق العاده در قلوب دشمنان (که مانع هر گونه تصمیم‏گیرى کفار در این زمینه مى‏شود) پیروز می گردد یا یک نوع تأثیر مرموز روانى و از کار انداختن دستگاه‏هاى فکرى آن‏ها از راه دور که قدرت استفاده از سلاح‏هاى مخرب را مختل مى‏سازد؟ یا با اعجاز و کمک فرشتگان موانع را از سر راه برمى دارد و زمین را از لوث وجود مفسدان و مستکبران پاک مى‏سازد؟ یا این سلاح همانند یک اشعه مجهول و مرموز است که کاربردش ماوراى همه سلاح‏هاى کنونى است و مى‏تواند همه را خنثى کند؟(4) همه این ها محتمل است.
هر یک از سلاح‏هاى ذکر شده ابزارى است که در زمان حضرت براى برداشتن موانع و شکستن استحکامات اهریمنى دشمن ممکن است به کار گرفته شود، لیکن اصل بر این است که زندگى مردم از مسیر طبیعى و عادى خارج نگردد .از اعجاز و سلاح‏هاى غیر عادى تنها در مواقع ضرورت و جهت دلگرمى و آرامش روحى مؤمنان استفاده گردد.
لازم است دو نکته را بیان کنیم:
1 - استفاده از سلاح غیر مادى: امداد غیبى و حمایت الهى در پیروزى امام نقش زیادى دارد.
امام صادق(ع) در توضیح آیه «أتى امر اللَّه فلا تستعجلوه» (5) مى‏فرماید: «منظور از حادثه‏اى که حتماً تحقق پیدا مى‏کند و براى تحقق آن عجله نکنید، امر ما اهل بیت و ظهور امام زمان و تشکیل حکومت جهانى و رجعت امامان است. وقتى حضرت ظهور کرد، خداوند او را به سه چیز تأیید خواهد نمود:
- فرشتگان،
- ایجاد رعب در دل دشمنان،
- به وسیله مؤمنان».
در برخى روایات عدد فرشتگان به تناسب موقعیت‏هاى مورد نیاز سه هزار، پنج هزار و چهل و شش هزار نفر ذکر شده است. (6) این دسته روایات مى‏رساند که فرشتگان همانند جن تحت فرمان حضرت هستند .در موقعیت‏هاى مختلف از وجود آن‏ها بهره مى‏برد.
2 - استفاده از سلاح مادى:
اگر چه امدادهاى غیبى در پیروزى امام نقش به سزایى دارد، اما پیروزى به آسانى دست نمى‏دهد، بلکه با رنج طاقت فرسا همراه است، چه این که مؤمنان و بلکه انسان‏ها عموماً پیوسته مورد آزمایش قرار مى‏گیرند. فرو رفتن در شداید و سختى‏ها یکى از ابزار آزمایش است. امام صادق(ع) مى‏فرماید: پیروزى به دست نمى‏آید مگر در غرقاب خون و عرق. (7)

پی‌نوشت‌ها:
1. مجلسی، محمد باقر، بحار ج 52، ص 391.
2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 8، ص 241.
3. مجلسی، همان، ج 52، ص 336.
4. ناصر مکارم شیرازى، حکومت جهانى مهدى (عج)، ص 274 ،قم ، نسل جوان ، 1380 ش .
5. نمل (16) آیه 1.
6. محمد بن ابراهیم نعمانى، کتاب الغیبه، ص 243.
7. همان، باب 15، ص 283 - 285؛ بحار الانوار، ج 52، ص 9 - 357.

پرسش: قسمت دوم سوال مربوط می شود به قبل از ظهور یعنی برحه ای که الان ما دران قرار داریم به من گفته شده که مثلا کسی که ادعای دین داری اش می شود چرا به دانشگاه می آید ؟ با دشمنان اسلام که نباید از طریق تکنولوژی و مادیات جنگید که بلکه با معنویت و مسائل دینی وشاید مثلا کرامت ما باید با دشمنان دین و خدا بجنگیم لطف کنیم با ارائه سند بیان کنید که ایا این گونه دفاع از دین و برخورد بادشمن و کلا رابطه داشتن یا مادیات و دنیا از نظر دین درست است یا نه و ایا به مایادگیری علوم تجربی به این شکل یعنی برای جنگیدن ( برای تامین نیاز های عادی رو متوجه می شوم ) امر شده است یا نه؟ ممنون از زحمات شما
پاسخ:
@@@@
آنچه ادعا شده است - یعنی اینکه به دانشگاه نرویم و ازمواهب دنیا بهره نگیریم - صحیح نیست، این امر تحریف فرهنگ مهدویت می باشد ،چون معنای اعتقادبه ظهور، عدم استفاده از علوم ومواهب دنیا نیست. ضمن اینکه دراسلام به کسب علم سفارش شده است، حال این مسئله قبل از ظهورباشد و یا بعد از آن. در احادیث آمده است: علم و حکمت را هر جا هستند ،فرا گیرید. رسول اکرم فرمود؛" همانا دانش راستین گمشده مومن است. هر جا آن را بیابد، خودش به آن سزاوارتر است."(1) در نهج البلاغه آمده است:" دانش راستین گمشده مؤمن است، پس آن را فراگیر و بیاموز ،گرچه از مردم منافق"(2). "حکمت را بیاموزید گرچه از مشرکان.(3) در روایات دیگر نیز به کسب علوم مختلف تاکید گردیده است.(4) دربرخی روایات دیگر آمده است که در آستانه ظهور علم پیشرفت می کند، این امر معنا یش این است که مردم قبل ازظهور بایدآمادگی علمی پیداکنند
همچنین معنای انتظار این نیست که- درزمان غیبت- با دشمنان مبارزه ننماییم ،زیرا قرآن مسلمانان را دعوت نموده است که مسلمین - در هر زمانی- از قوّت و قدرت نظامى برخوردار و سلاح‏هاى همسو با شرایط زمان داشته باشند:" در برابر آن‏ها (دشمنان) آنچه توانایى دارید، از نیرو آماده سازید تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید." (5) البته در اسلام سفارش شده است که مسلمین دربرخورد با دشمن، اخلاق اسلامی رعایت نمایید، یعنی اینکه آنان را هدایت واز جنگ برحذر دارند، ولی این امر به معنای ترک جنگ نیست، البته وظیفه منتظران است که به خودسازی ومعنویت بی پر دازند. امام صادق(ع) می‏فرمايد: هر كس خوش دارد در شمار اصحاب قائم باشد، بايد چشم به راه او باشد و پارسايی پيش گيرد و با ورع باشد.(6) در جای ديگر می‏فرمايد: برای صاحب الامر غيبتی طولانی است. در اين دوران هر كسی بايد تقوا پيشه سازد و چنگ در دين خود زند.(7) در روايتی آن حضرت از انسان منتظر به عنوان مظهر اخلاق اسلامی ياد كرده است.(8)
همچنین اعتقادبه ظهور امام زمان(ع) معنایش ترک دنیا نیست، زیرا در اسلام مردم به بهره گیری مشروع از مواهب دنیا سفارش شده است، حال این امر قبل ازظهور باشد و یا بعد از آن. این رابطه به گونه ای است که دنیا مزرعه آخرت می باشد. خداوند درقرآن می فرماید: " وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا َ(9)، و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را جستجو كن، بهره‏ات را از دنيا، فراموش منما
پی نوشت‏ها:
1. محمد باقر مجلسی بحارالانوار، لبنان، موسسه الوفاء، 1304، ج 2، ص 99.
2. فیض الاسلام، نهج البلاغه تهران، چاپ آفتاب تهران، ص 1112،حکمت 77.
3. بحار، ج 2، ص 97.
4. همان، ج 4، ص 96.
5 . انفال (8)، آیه 60؛ ناصر مکارم شیراری و دیگران، تفسير نمونه ،تهران ،دار الكتب الإسلامية، 1374 ش، ج 7، ص 220.
6. بحارالانوار، ج 52، ص 140.
7. همان، ص 135.
8. همان، ص 140.
9. قصص، آیه 77، رک: ناصر مکام شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374، ج‏16، ص 152.