اگر مردی از همسر خود دور باشد میتواند زوجه موقت اختیار کند و از گناه دور بماند. در این وضعیت زن چگونه باید از گناه دور بماند؟جوابی که تا به حال من شنیده ام این است که زن ها خود نیز مایل نیستند با مرد دیگری باشند. اما من همکلاسی داشتم که میگفت حاضر است اگر شوهرش ده بار ازدواج کند او نیز ده شوهر کند.اگر خانم ها باید عفاف پیشه کنند چرا آقایان نباید تقوا پیشه کنند.
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
برای پاسخ به این پرسش چاره ای نداریم جز این که ماهیت و ضرورت قانون ازدواج موقت را مورد تاملی کوتاه قرار دهیم تا پاسخ در خصوص منع زنان در این زمینه ملموس و روشن گردد؛ برای درک دقیق جایگاه ازدواج موقت در کنار ازدواج دائم باید نگاهی جامع و کلان به حقیقت وجودی انسان و نیازهای او انداخت و این قانون عام را نباید منحصر در یک مورد خاص و یک ضرورت مشخص نمود؛ در عین حال برخی از ضرورت ها تنها در موارد خاص قابل قبول و پاسخگویی هستند. زیرا پاسخ دادن به آن ها مستلزم پیامدهای منفی و مفاسد بیش از مصالحشان نیست، در حالی که ممکن است در موارد دیگر مساله برعکس باشد .
به همین دلیل به نظر می رسد نمی توان به موضوع ازدواج موقت یا حتی تعدد زوجات به شکلی سطحی و موردی و یک جانبه نگریست بلکه باید مجموعه اهداف و نیازها و ضرورت های درون آن را به نسبت به شرایط و موقعیت ها و اشخاص گوناگون مورد توجه قرار داد.
از منظر اسلام ازدواج قراردادی است که دو نفر زن و مرد با هم میبندند. متعهد میشوند که در کنار هم زندگی کرده، نیازهای جنسی و روحی و روانی همدیگر را برآورده سازند. در این مسیر به تکامل و تعالی برسند؛ در این قرارداد هر دو محتاج یکدیگرند و از همدیگر بهره میبرند. در رفع نیازهای یکدیگر می کوشند؛ به علاوه ازدواج بستر شکل گیری نسل جدید و تربیت انسان های آینده ساز جامعه و تشکیل کانون پراهمیت خانواده با همه کارکردهای گوناگونش است.
از نظر ما ازدواج موقت به عنوان راهکاری برای مواقع غیر عادی و ضروری قرار داده شده ، هم چنان که طلاق حرام نشده و راهکاری برای مواقع خاص و اجتناب ناپذیر قرار داده شده است.
به همین خاطر در روایات، ازدواج موقت و چند همسری تشویق نشده است. اگر در مواردی نسبت به متعه تشویق شده، به جهت مبارزه با بدعتی بود که افرادی گذاردند و حلال خدا را حرام شمردند.(1) و گرنه ازدواج موقت به خودی خود مورد تشویق نیست، بلکه در روایاتی از ازدواج موقت بدون لزوم و ضرورت نهی شده است.
در برخی روایات آمده امامان معصوم در برابر سوال برخي از اصحاب خود در مورد ازدواج موقت فرمودند:
« تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بي نياز كرده است ؟ » (2)
در روایت دیگر ضمن نهی از ازدواج موقت غیر ضروری میفرماید: «بر ازدواج موقت اصرار نداشته باشید. بر شما لازم است بر ازدواج دائم، به عنوان سنت رسول خدا؛ پس با مشغول شدن به ازدواج موقت، از همسران خود غافل نگردید که آنان کافر شوند و از این حلال و حکم خداوند بیزاری بجویند و اجازه دهنده آن (یعنی ما امامان) را نفرین کنند و دشنام دهند».(3)
نگاه کلی اسلام در این خصوص نگاهی خاص و در مقام اضطرار و ضرورت های خاص است؛ اما آیا این مشکل راه حل دیگری نداشت؟ چرا اسلام راهکار دیگری برای این امر را قرار نداد ؟
اسلام دینی است که دستور آن بر اساس فطرت انسان ها و ضرورت های جوامع دسته بندی و عرضه شده، در تعالیم آن واقعیت ها و حقیقت های اجتماعی بر احساسات و نگاه های سطحی ترجیح داده شده است.
نمیتوان انکار کرد که نیاز جنسی در مردان کاملا متفاوت از نیاز جنسی در زنان است، به گونه ای که در اغلب مردان انگیزه اصلی در ازدواج و ارتباط با جنس مخالف خواسته یا نا خواسته، ارضای نیاز جنسی است، در حالی که در اغلب زنان این انگیزه عاطفی و روحی است. حتی بخش نیاز جنسی در آن ها هم ماهیتی دوگانه یعنی عاطفی جنسی دارد؛ یعنی در ماهیت و حقیقت این نیاز هم تفاوت آشکاری بین زنان و مردان وجود دارد. اکثر آنچه برخی از زنان در دوران تجرد به عنوان نیاز جنسی احساس می کنند، بیش تر ماهیت تجربه جنسی دارد که با ارتباط با همسر برآورده می شود. پس از ازدواج کم رنگ می شود، در حالی که در مردان این نیاز، امری مداوم و کاملا مستقل و قدرتمند باقی می ماند.
در شدت و قدرت این نیاز بین زنان و مردان تفاوت آشکاری وجود دارد، به گونه ای که حتی در جوامع غربی که بیش ترین تحریکات و بیداری های جنسی وجود دارد و عدم تمایلات جنسی عامل اجتماعی ندارد، تفاوت بین زنان و مردان در نیاز جنسی امری کاملا آشکار است تا حدی که در اکثر این کشورها میزان سرد مزاجی جنسی زنان تا حدود 35 درصد جمعیت زنان را تشکیل می دهد، در حالی که این امر در مردان شاید به 10 درصد هم نرسد. (4)
همچنین نمیتوان انکار کرد که بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانیتر است، زیرا غالب زنان در سن معینی(یائسگی)، آمادگی جنسی خود را از دست میدهند، در حالی که در مردان چنین نیست، هم چنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً هم ممنوعیت آمیزش دارند و هم تمایل هورمونی به این امر ندارند، در حالی که در مردان این ممنوعیت ها وجود ندارد.
همه این موارد نشان می دهد که نمی توان شرایط زن و مرد را در خصوص نیازهای جنسی یکسان دید و برای هردو جنس به یک گونه قضاوت کرد، از طرف دیگر مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند. در جنگها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آنها تشکیل میدهند. در نتیجه همواره میزان زنان در جامعه بیش از مردان خواهد بود و زنان بسیاری در جامعه بدون همسر و سر پرست باقی می مانند.
بديهي است كه اين عدم توازن جمعيتي بين زنان و مردان به هيچ وجه منحصر در مساله جنگ ها و نبردها نبوده و حتي در جامعه امروز ايران هم از نظر آماري به وضوح اين عدم توازن ديده مي شود. آمارهاي رسمي كشور خودمان در همين سال ها هم در سايت هاي گوناگون موجود مي باشد.(5)
از جهت دیگر باید بپذیریم که چه در گذشته و چه در حال به دلایل گوناگون، امکان ازدواج دائم برای بسیاری از افراد فراهم نبوده و نیست؛ در بسیاری از محیط ها و فرهنگ ها افراد در سنین خاصی قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل در مسافرتهای طولانی و یا در مأموریتها و یا به علل دیگری با مشکل عدم ارضای غریزه جنسی رو به رو میشوند؛ یا افراد متعدد به خصوص بانوان بعد از از دست دادن همسران شان به رغم نیاز شدید به همدم و همسر، توان ورود در این عرصه را در خود نمی بینند و از برخوردهای بد جامعه هراس دارند.
در واقع زنانی که به هر دلیل ازدواج نکرده اند، ولی نیاز جنسی و عاطفی دارند، همچنین زنانی که همسر خود را از دست داده اند و امکان یا تمایل ازدواج مجدد و دائم ندارند و بخش عمده نیازهایشان با یک ازدواج درجه دو و کم مسئولیت برطرف می گردد، همچنین مردان یا جوانان مجردی که در موقعیت و وضعیت مالی و اجتماعی ازدواج نیستند و یا دسترسی به همسران خود ندارند و یا به هر دلیلی نیاز جنسی شان با همسر خودشان ارضا نمی شود، ارتباط مستقیم و جدی با مساله ازدواج مجدد دارند که به نظرمی رسد ازدواج مجدد تنها راهکار منطقی در برابر این افراد است.
مثلا در خصوص مردانی که نیاز جنسی شان با همسرشان برآورده نمی شود ( که البته بر اساس سرد مزاجی طبیعی در بانوان این مردان در همه جای دنیا کم هم نیستند) با در نظر گرفتن همه آنچه گفته شد، ناچاریم یکی از سه راه ذیل را انتخاب کنیم:
أ) مردان تنها به یک همسر دائم در همه موارد قناعت کنند. زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند . تمام نیازهای فطری و خواستههای درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.
ب) مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر ماندهاند، به شکل های گوناگون برقرار سازند.
ج) کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آنها ایجاد نمیشود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند یا ازدواج موقت داشته باشند .
حال اگر بخواهیم راه اول را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعی که به وجود میآید، با فطرت و غرائز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم. هم چنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم. اما این مبارزهای است که پیروزی در آن نیست. به فرض که این طرح عملی بشود، جنبههای غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.
اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم . انواع مشکلات روحی و فرهنگی و اجتماعی که دامنگیر این گونه روابط آزاد می شود، بر جامعه بپذیریم؛ تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار میگیرند، نه تأمین مالی و اجتماعی و... دارند و نه آیندهای در خور و سرنوشتی معین. چنان که شخصیت آنها در این فرایند پایمال شده است . وجدانی سرخورده و احساسی سرشار از ملامت خود دارند. اینها اموری نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.
بنابراین تنها راه سوم میماند که هم به خواستههای فطری و نیازهای غریزی زنان در موقعیت های خاص پاسخ مثبت داده شده، هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان جلوگیری شود و جامعه نیز از گرداب گناه در امان بماند.
البته در منظر اسلام شروط و قیود خاصی برای این رابطه خاص در نظر گرفته شده ، چنانچه این شرایط و مقررات تعیین شده از سوی شرع رعایت گردد،علاوه بر پاسخگویی طبیعی به یکی از غرایز انسانی ، حقی هم از کسی پایمال نمیگردد . همچنین از فساد اخلاقی و رابطه بی حد و حصر و بدون ضابطه مردان و زنان جلوگیری میشود .
با توجه به همه آنچه بیان شد روشن می شود که آثار مفید ازدواج موقت در صورت اجرای صحیح آن تا حد مفید و لازم و همه گیر خواهد بود و در هر ازدواج موقتی منافع یک زن بدون همسر کاملا مورد توجه قرار گرفته ؛ امادر مورد منع زنان متاهل از این امر که پرسش اصلی شماست باید گفت :
بر اساس آنچه ذکر شد روشن می شود که در بسیاری از موارد ازدواج موقت مردان توجیهی روشن و قابل قبول دارد در حالی که در مورد بانوان این گونه نیست ، البته چه بسا بتوان برای موارد خاص ادعا نمود که این امر می تواند فوائد و منافعی را داشته باشد یا برخی افراد - نظیر دوست شما - در موضعی مقابله به مثل گونه ادعا ی تمایل نسبت به تعدد شوهر داشته باشند ، اما ما معتقدیم مبنا و معیار باید همان حرمت و عدم تجویز باشد و دلیل این حرمت قانونی ناشی از موانع و تبعات منفی بسیاری است که بر این امر مترتب است و در مقابل منافع حداقلی آن مانع مهم و جدی محسوب می شود که به برخی از آن ها اشاره خواهیم نمود:
بنا بر تحقیقات گوناگون روان شناسان و فیزیولوژیست ها ماهیت نیاز زنان به همسر و ازدواج برای آن ها در نگاهی کلی، برطرف کردن خلأ روحی و عاطفی است . یعنی این امر در نگاه کلان ماهیتی احساسی دارد ؛ در واقع هدف اصلی زنان برای ازدواج رسیدن به موقعیت مشخص و محترم اجتماعی و جلب حمایت فردی است که بتواند از هویت و استقلال آن ها حمایت کند . همچنین تمایل به مشارکت در ایجاد یک مجموعه عاطفی و اجتماعی و البته در کنار همه این ها پاسخی مناسب به نیاز جنسی هم به طور جدی مطرح است .
با این وجود ماهیت اصلی نیاز زنان به همسر امری است که در تشکیل یک خانواده و ارتباط با یک همسر معنا پیدا می کند . چند همسری زن در تضاد آشکار با روح نیاز به جلب حمایت یک مرد و تشکیل یک مجموعه مستقل و دارای منزلت اجتماعی خواهد بود . به علاوه این مسئله از زاویه مقابل یعنی از منظر نگاه مردان به هیچ وجه قابل قبول نخواهد بود. مانع ایجاد رابطه حمایتی و احساسی مورد نیاز زنان، از طرف مردان خواهد شد. موجب تزلزل بیش تر مجموعه خانواده خواهد گردید .
حتی بخشی از نیاز جنسی مردان در گرو انحصاری دانستن شریک جنسی و عامل ارضای آن برای خودشان است. ارتباط زن با هر مرد دیگری حتی تصور و احتمال این امر عاملی در عدم تمایل مرد به همسرش یا عدم ارضای درست این نیاز در او و در نتیجه سست شدن بنیان خانواده خواهد بود؛ بماند که تحقیقات روانشناسی ثابت کرده است که زنان بیش از مردان خواهان تک همسری و توجه کامل به یک همسر هستند. (6)
هر چند نمی توان روحیه میل به تجربه های متفاوت در هر انسانی را نادیده گرفت . به خصوص در شرایط وسوسه انگیز تشویق انحرافات جنسی و تشویق زنان به تنوع طلبی های زشت جنسی که توسط رسانه های آلوده دامن زده می شود ، چه بسا این تمایلات به نوعی خود را به صورت یک امر طبیعی جلوه کند و زن احساس کند که از چند همسری بدش نمی آید ، اما حقیقت آن است که زن در چند شوهری هرگز نمیتواند حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند، از این رو چند شوهری نظیر روسپی گری همواره مورد تنفر زن بوده است.
این امری است که از فشارهای روحی و افسردگی ها و زجر های روانی زنانی که متاسفانه چنین تجربه ای داشته اند، به خوبی مشهود و ملموس است و به هیچ وجه قابل انکار نیست ؛ پس چند شوهر داشتن نه با تمایلات و خواستههای مرد موافقت داشته است و نه با خواستهها و گرایشهای زنان. (7)
اما یکی دیگر از مشکلات مهمی که در صورت چند همسری برای زنان ایجاد می شود، مشخص نبودن پدر برای فرزندان و عدم تعلق عاطفی و گسست بین نسل ها میباشد. تعلق فرزند به یک پدر و معین شدن پدر فرزند، اگر چه با تحقیقات امروزی و آزمایشهای DNA و مانند آن ، مشخص میشود، اما از نظر روانی این امر همچنان مسئله ای حل نشدنی است؛ زیرا همان گونه که دانشمندان میگویند: نتایج آزمایش های تجربی صد در صد نیست و احتمال خطای انسانی یا اغراض و اهداف شخصی و دستبرد در نتایج وجود دارد .
در واقع اقناع روحی و روانی پدر و مادر و فرزند چیزی نیست که با آزمایش قابل حل باشد. فرزند میخواهد اطمینان قلبی و درونی یابد که پدر و مادر او واقعی هستند . همین طور پدر و مادر . تا زمانی که اقناع و اطمینان قلبی و درونی از طریق باور به سلامت رفتار همسر صورت نگیرد ، چنین آرامشی به وجود نخواهد آمد . اگر این گونه نشد ، به همان نسبت رابطه و پیوند عاطفی بین پدر و مادر و فرزند متزلزل خواهد بود. مطمئناً در صورت تعدد شوهر برای زن، این اطمینان و رابطه عاطفی حاصل نمیشود.
اما باید توجه داشت که این نکته ،فلسفه اصلی منع از تعدد شوهر نیست تا گمان شود که با حل این مسئله اصل مشکل برطرف شده است ؛ حتی ماهیت عده نگه داشتن زن هم تنها مساله اطمینان از عدم وجود فرزند نیست چه این امر را بپذیریم یا نه، مشکل اصلی تعدد شوهری زنان آن است که بنیان خانواده را ( که بر پایه توجه و تعلق روحی کامل زن به همسر خود و دیگر افراد خانواده شکل می گیرد ) به شدت متزازل می نماید . موجب کمرنگ شدن رابطه عاطفی و تعلق روحی مردان نسبت به همسران و خانواده خود می گردد . در نتیجه امنیت خاطر را در سطح بدنه فعال جامعه یعنی مردان به شدت کاهش می دهد . ضرر این امر به طور غیر مستقیم خود زنان را تهدید می کند .
به علاوه موجب گسست عاطفی و قلبی بین نسل ها شده، ارتباط عمیق تربیتی بین والدین و فرزندان را مخدوش می نماید . احساس درونی مردان نسبت به فرزندان شان را که عامل اصلی تلاش و کوشش و حمایت های مالی و روحی و اجتماعی در مسیر رشد و تربیت و موفقیت آن هاست ، به شدت کاهش می دهد .
در نتیجه از آن جا که نیاز جنسی زنان ماهیتی فرعی و غیر اصلی در ارتباط با مردها دارد ، نیز به عنوان اصلی ترین نیاز در این زمینه مطرح نیست و با توجه به این تبعات منفی تعدد شوهر برای زنان ، اسلام اجازه این امر را به زنان نداده است .
البته ممکن است در برخی موارد و برای برخی از زنان به دلیل نیازهای جنسی و عدم ارضای آن توسط شوهران شان ارتباط با شوهر دیگری مفید به نظر برسد( صرفه نظر از عدم تناسب روحی) ، اما از آن جا که همواره قوانین اجتماعی و شرعی بر مبنای ضرورت های عمومی و نیازهای حداکثری شکل می گیرد، نمی توان به خاطر وضعیت بخش محدودی از افراد قوانین را دگرگون ساخت ، به شکلی کلی و مطلق اجازه این امر از زنان سلب شده است .
هرچند در صورتی که زن واقعا نیازهای جنسی اش به وسیله شوهرش برآورده نشود ، می تواند از طریق راهکارهای قانونی برای طلاق و ازدواج با مردی دیگر اقدام نماید . طلاق هایی مانند "طلاق خلع" در شرع برای همین امور تعبیه شده است . قانون گذار هم راهکارهای قانونی برای این امر را در نظر گرفته است تا فشاری فوق طاقت بر زنانی که دچار چنین وضعیتی هستند وارد نگردد . زنان می توانند با مراجعه به محاکم خانواده در جهت برطرف کردن این مشکل اقدام نمایند .
در نهایت نیز باید گفت عفت و تقوا تکلیف زنان و مردان است ولی تعیین معیارهای عفاف و تقوا متفاوت است و مثلا عفت زنان مصادیق خاص و روشنی دارد ، چنان که تقوا در مزدان هم دارای معیارهای روشن و بدیهی است و اگر در مقمام ضرورت و نیاز مردی تن به ازدواج موقت بدهد ، از موازین شرعی عدول نکرده و این امر بی تقوایی محسوب نمی شود .
پینوشتها:
1. نظام حقوق زن در اسلام شهيد مطهري مرتضي، ص 82، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران 1374ش.
2. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت عليهمالسلام قم، 1409 ه.ق، ج 21، ص 22.
3. همان، ج 21، ص 23.
4. رک: http://www.seemorgh.com/health/default.aspx
5. مانند پايگاه جامع زنان ايران : http://www. parswoman. com/view/2488. aspx
6. مجموعه آثار شهید مطهری، انتشارات صدرا، تهران، 1374 ش، ج 19، ص 302.
7. همان، ص 311.






