با همسرم به دليل عدم پذيرش پدر و مادرم مشاجره داريم من بعنوان سرپرست خانه همه امكانات لازم براي زندگي را مهيا نموده ام خانه مال من است مخارج بعهده من است وسعي كردم بهترين ياشم براي زنم و خود نيز معترف به خوبي من هست ولي از حضور خانوادهام در منزل خودم و يا رفت و آمد به منزل بستگانم به خاطر عدم پذيزش همسر محرومم و سالي ماهي يكبار كه ديداري ميسر ميشود بدليل عدم تعامل پدر و مادرم و خواهر و برادرم همسرم مشكل و ناراحتي بوجود ميايد 8 سالي تحمل كردم و مقصر بيشتر همسرم مي باشد كه تحت هيچ شرايطي حاضر به همكاري نيست چنانچه زن حاضر به تمكين خانواده شوهر نباشد و مانع رفت و آمد گردد چه بايد كرد و همسرس كه حرمت پدر و مادرم رارعايت نمي كند چه بايد كرد�

با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

پرسشگر گرامی چون نامه شما فرازهای متعدد دارد من آنها را یک بک مطرح کرده و مورد بررسی قرار می دهم؛
شما فرموده اید که:« با همسرم به دلیل عدم پذیرش .............. مشاجره داریم» ممکن است این حالتها و ناسازگاریهایی که همسرشما ازخود نشان می دهد، بخاطر مداخلاتی باشدکه ازسوی دیگران درزندگی شما اتفاق افتاده و می افتد ویا دید بدی است که ایشان نسبت به خانواده شماپیدا کرده است. به نظر می رسد در ابتدا باید مساله راریشه یابی کنید. که چرا همسرتان درمقابل خانواده شما اینگونه رفتارمی کند. آیا از روز اول اینگونه بوده؟ آیا بعدا شکل گرفته؟ دیل آن چه بوده؟ و بعد از چه حادثه ای این مشکل به وجود آمده است؟ اگر از ابتدا رفتارشان اینگونه نبوده، قطعا اتفاقی افتاده که رفتارشان تغییر کرده است. پس بهتراست در جوی آرام و صمیمی و بدون مشاجره، این را ازهمسرتان بپرسید. اگررفتارشما به گونه ای باشد که همسرتان با خیال راحت حرفش را بزند، شما نیز می توانید درپی رفع علل باشید، راز حل مشکلات خانوادگی، درگفتانی مناسب و بدور از جو تشنج و سوگیری غیر منطقی است.
طبق توصیه و یافته های جدید خانواده درمانگران، چون اصل حفظ کیان خانواده است، اگر این مشکلات بخاطر مداخله دیگران باشد، بهتراست طوری با یکدیگر رفتار کنید تا رفتار شما مانع این دخالتها شود و دیگران احساس کنند که رابطه ی شما با همسرتان چنان مستحکم و صمیمی است که حتی فکر و وسوسه ی دخالت در ذهنشان نیزنمی آید. مثلا هنگامی که مادر شما به شما زنگ می زند و می گوید که برای جمعه ناهار به خانه ی ما بیایید شما باید به مادرتان بگویید که: مادر جان اجازه بده از همسرم بپرسم که برای جمعه برنامه ی دیگری دارد یا نه؟! همین رفتار شما در عین احترام به مادرتان به وی می فهماند که روابط شما با همسرتان مستحکم است و به هیچ کس به هیچ عنوان اجازه دخالت در زندگی تان را نمی دهید. ابرازمحبت وعلاقه به یکدیگردر مقابل دیگران، مثلا صدا زدن یکدیگر بالغات وکلمات محبت آمیز ، مستلزم خطاب کردن یکدیگر با لغات محبت آمیز در خانه است. استفاده ازپسوند های جانم و عزیزم ومانند اینها و ابراز علاقه در مقابل دیگران نه تنها آنان رامتوجه حریم مستحکم زوجین می کند بلکه دربسیاری ازموارد به عنوان علامتی برای توقف هرگونه دخالتی در زندگی آنهاست.
حال که سخن به اینجا رسید بهتر آن می دانم که در باره نظریات جدید خانواده درمانی چند کلامی با شما سخن بگویم، یکی از کار آمد ترین این نظریات نظریه سیستمی خانواده است، این نظریه بیان می دارد که هر خانواده یک سیستم محسوب می شود و دختر و پسر بعد از جدا شدن از سیستم خانواده اصلی خود بنای یک سیستم جدید را پی می افکنند و هر سیستم برای بقاء قوانینی دارد که اگر بخواهد به حیات خود ادامه دهد باید این قوانین را بشناسد و به آنها عمل بنماید. یکی از قوانین عدم اجازه دخالت سیستم های دیگر در سیستم تازه شکل گرفته است، حال فرق نمی کند این سیستم مداخله گر خانواده اصلی پسر باشند و یا دختر، یکی دیگر از قوانین سیستم اینست که نباید مشکلات زناشویی رابا خانواده اصلی درمیان گذاشت مگر با توافق زن و شوهر آن هم فقط به منظور گرفتن مشورت آنهم در موقعیت هایی خاص آن هم در صورتی که این کار موجب دخالت آنها نشود. زمانی که ما بی محابا مشکلات داخل خانواده را با دیگران درمیان می گذریم درواقع به آنها می گوییم که سیستم ما عاجز و علیل است و عُرضه حل مشکل خود را ندارد و بفرمایید در سیستم ما مداخله کنید. و بدین ترتیب با سوء مدیریت خود اجازه دخالت رابه آنان می دهیم.
علاوه براینها نحوه تعامل با خانواده مهم است.افرادمسن دوست دارند به سخنانشان توجه شود. بهتراست به سخنان آنان خوب گوش دهید وحتی خلاصه سخنانشان رامجددا تکرار کنید تا آنها بفهمند که شماگوش می دادید. قول دهید که حتما به حرفهایشان فکرمی کنید.گفتن جملاتی مثل:"به حرفهای شما فکر می کنم. ولی درمورد تصمیم گیری دوست دارم همسرم نیزنظربدهد. چنانچه مورد توافق ما بود حتما اقدام خواهیم کرد" بسیارمناسب است.
زن و شوهر باید همواره پیش چشم خانواده های اصلی خود دررابطه با امورات مختلف مثل مهمانی رفتن یانرفتن و... ازهمان ابتدا با هم مشورت کنند. زیرا راه نیزمی تواند راهی برای کاهش دخالت دیگران باشد.
راه دیگری که می تواند به شما کمک کند، افزایش دید و بازدیدها و صله رحم در عین حال کم کردن مدت زمان توقوف درخانه های یکدیگراست(کاهش مدت زمان صله رحم وافزایش دفعات آن). به عبارت دیگر طول اقامت در منازل را کم کنید ولی برکمیت آن بیفزایید. یعنی هر بار که قراراست به منزل اقوام وخانواده تان بروید که احتمال مشکل سازشدن وجود دارد، به جای اینکه 4-5 ساعت آنجا بمانید، به بهانه ای زودتر به منزل خود برگردید. ولی تعداد دفعات آن را بیشترکنید. اینگونه می توانید ازاحتمال آسیب ها نیز بکاهید.
موضوع دیگری که شما و همسرتان باید به آن توجه داشته باشید اینست که سطح توقعات تان را از هم کاهش دهید، خانواده درمانگران می گویند که جنگ بین زن شوهر جنگ توقعات است، یعنی مثلا شوهر با خود می گوید: من بعنوان سرپرست خانه همه امكانات لازم براي زندگي را مهيا نموده ام خانه مال من است مخارج بعهده من است. و سعي كردم بهترين باشم براي زنم و خودش نيز معترف به خوبي من هست من اینقدر کار می کنم و زحمت می کشم ولي .......و این بی معرفتی زنم را نشان می دهد زیرا او قدر نشناس است و این همه زحمت مرا نادیده می گیردو..... و زن نیز با خود می گوید: من عمر خود را به پای شوهرم گذاشته ام صبح که خواب برمی خیزم می شویم می سابم و غذا درست می کنم که محیط راحتی برای او مهیا کنم ولی این زحمات من هیچ جا پیدا نیست و او یک تشکر خشک و خالی از من نمی کند و هنگام انتخاب هنوز خانواده اش را بر من ترجیح می دهد! اما اگر زن و شهر توقعات شان را از یکدیگر تعدیل نمایند حق بجانبی در آنها کاهش می یابد و به تبع آن اصطکاک ها کم می شود.
بهتر است بدانید که زن از جهت شرعی و قانونی هیچ وظیفه ای در خانه ی شوهر بجز تمکین جنسی و اجازه گرفتن از شوهر برای بیرون رفتن از خانه ندارد، و مرد نیز وظیفه ی تامین مسکن و نفقه ی او را برعهده دارد.
نکته پایانی اینکه برای بررسی و حل مشکلات خانوادگی حضور زن و شوهر در جلسات درمانی ضرورت دارد، و نمی شود بطور یکجانبه به طرح و بررسی مشکل پرداخت و به راه حل دست یافت، لذا اگر در تهران زندگی می کنید من شماره تلفن یک خانواده درمانگر باتجربه را تقدیم آن عزیز می دارم که در صورت تمایل همراه همسر خود مشورتی در مورد مشکل خود با ایشان داشته باشند.