سلام سوال من این است که انسان برای کارهایی که دارد باید حداقل برای خود جوابی داشته باشد ولی نمی شود هر کاری کرد و گفت که چون در دین گفته باید انجام داد بدون هیچ دلیلی که حتی گاهی برای خودت هم غیر عادی یا بیهوده می یاد در نهایت هم جوابش اینه که اسلام یعنی تسلیم و بعضی مسایل همینه و بدتر اینکه وقتی اونایی که اعتقاد درستی ندارند از تو میپرسند هیچی برای گفتن نداری .میشه چند کتاب خوب هم معرفی کنید می خوام بیشتر در مورد دینم بدونم تا بهش مطمئن شم نه هر چند وقتی نسبت به همه چیز دچار تردید شم

با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

به چند نکته توجه فرمائید:
1.این مطلب کاملا درست است که انسان برای همه انتخابها و تصمیماتش حتی در حوزه دین و اعتقادات و رفتارهای دینی لازم است پشتوانه عقلانی و منطقی و علمی و یقینی داشته باشد تا غیر از اینکه خودش در عرصه زندگی با اطمینان و آرامش خاطر حرکت می کند بتواند در راهنمائی و هدایت دیگران نیز به سوی حقیقت و سعادت تاثیر گذار باشد ،و نبودن این آگاهی و معرفت ضعف بزرگی برای یک انسان مؤمن می باشد که خداوند متعال هم در موارد متعدد متذکر آن شده و همه انسانها را در زندگی به عقلانیت(1) تفکر(2) تدبر(3) اندیشیدن(4) فرا خوانده است ؛این مطلب تا جائی اهمیت دارد که در حوزه اعتقادات اساسی دینی جز این روش از کسی پذیرفته نمی شود و لذا در اثبات اصل وجود خدا و صفات او و ضرورت وجود انبیا الهی و معاد و آخرت و ... تقلید از دیگران حتی از مراجع تقلید نیز جایز نمی باشد(5).
2. پس از طی این مراحل و اثبات عقلانی و منطقی و استدلالی حقانیت وجود و صفات الهی و دین اسلام و پیامبر اسلام و کتاب آسمانی آن و اثبات صادق بودن و عقلانی بودن و مطابق فطرت انسان بودن مکتب اسلام، و حکیمانه بودن و مطابق مصلحت حقیقی بودن احکام فقهی و اخلاقی دین، دیگر لازم نیست برای تک تک آموزه ها و احکام عملی دینی استدلال عقلی و علمی محض ارائه نمائیم، زیرا وقتی پشتوانه حقانیت و صحت مطالب یک کتاب و یا عصمت کلمات و رفتار یک پیامبر و یا امام از خطا اثبات شد، دیگر اعتماد به کلام و گفتار آنها ولو خودمان قادر به تشخیص حکمت و فلسفه آن حکم نباشیم منافاتی با عقلانی بودن چنین پیروی نداشته، بلکه درست عین عقلانیت است، به خصوص در مواردی که عقل قادر به تشخیص نمی باشد ،یه حکم عقل باید به حکم و رفتار و اخبار معصومانه قرآن، پیامبر و ائمه اعتماد نمود، و اگر گفته می شود اسلام یعنی تسلیم، در همین جا معنا پیدا می کند. یعنی پذیرش مبتنی بر عقلانیت و اعتماد عاقلانه به عصمت قرآن و کلام الهی پیامبر و ائمه معصومین (علیهم اسلام) نه تقلید کورکورانه و بدون پشتوانه و باور عقلی و قلبی.
3. اما در عین حال به جهت مطابقت دین اسلام و احکام و توصیه های دینی بر واقعیات فطری و حقیقی خارجی و مصالح و مفاسد حقیقی بیرونی و درونی که متوجه روح و جسم انسان می باشد، در بسیاری از موارد علم توانسته است بخشی از فلسفه و حکمت احکام را به دست آورد که آگاهی و اطلاع از آنها هم برای اطمینان و تقویت باور قلبی خود انسان مفید است و هم برای انتقال این معارف به دیگران و اثبات عقلانیت دین برای آنها مفید می باشد. البته در همین موارد کشف شده نیز همواره عقل و علم می تواند تنها بخشی از حکمتها را درک نماید نه تمام آن را؛ می توانید جهت آشنائی با حکمتها و فلسفه احکام که هم در معارف و روایات و آیات قرآن بیان شده و هم بخشی به لحاظ علمی ثابت گشته به منابع زیر مراجعه فرمائید:
1- فلسفه احکام برای جوانان، نوشته اسدالله محمدی نیا
2- فلسفه و اسرار احکام ، نوشته محمد وحیدی
3- نظام حقوق زن در اسلام، نوشته شهید مطهری
4- فلسفه روزه، نوشته سید احمد رمضانی
5- فلسفه دو حکم اسلامی، روزه و موسیقی، نوشته سید احمد خردمند نجف
6- مفاسد شراب، قمار، ربا از دیدگاه اسلام، نوشته علی ربانی خلخالی
7- ابواب رحمت، نوشته علی نمازی شاهرودی
8- اولین دانشگاه، آخرین پیامبر، نوشته دکتر پاک‏نژاد
9- علل الشرایع، تالیف شیخ صدوق
اما برای شناخت و فهم بهتر اصول اعتقادی و ایمانی خود می توانید به این کتابها مراجعه نمایید:
1- مجموعه کتابهای "پرسشها و پاسخهای دانشجویی" از نشر معارف
1- آموزش کلام اسلامی از محمد سعیدی مهر
3- اصول عقاید از محمد تقی مصباح یزدی
پی نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 242.
2. آل عمران (3) آیه 191.
3. ص(38) آیه 29.
4. بقره (2) آیه 269.
5. توضیح المسائل مراجع معظم تقلید، مسأله اول.