• اکثرا انسانها قادر به تصور عالم غیب نیستند, پس چگونه باید انتظار داشت خود را در برابر خداوند ببینند؟ وبه حمد ایشان بپردازند؟ در حالی که مخاطبی ندارند! به ناچار دچار شرک نمی شوند؟ مخاطب یعنی؟

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

در بسیاری از موارد انسان با دلائل مختلف اجمالاً به اموری علم داشته، بدون آنکه تصوری روشن از آن داشته باشد مثلاً همه انسانها به اصل وجود هوا در فضا علم داشته بدون آنکه تصور روشنی از اکسیژن و... در ذهن داشته باشند یا همه به انسانهایی قبل از خود مانند جد اول ،جد سوم و...علم داشته بدون آنکه تصوری روشنی از خود آنها در ذهن داشته باشند،اگر چه شاید به دلائل مختلفی مانند لزوم وجود آنها برای به وجود آمدن خود، اخبار دیگران و... به اصل وجود آنها معتقد شده و به همین دلائل به برخی از ویژگیهای آن پی ببرد.
در مورد وجود خدا نیز همواره بشر از طريق عقل، موجودي فوق تمام موجودات عالم را اثبات كرده و نام آن را خدا مي گذارد به عبارت دیگر عقل نظم پیچیده موجود در عالم را معلول تصادف ندانسته و برای آن موجودی فوق تمام موجودات محدود و مادی فرض می کند و یا به دلائل دیگر به وجود آن پی برده و با همان دلائل به برخی از ویژگیهای آن مانند قدرت مطلق، علم مطلق و...پی می برد به عبارت دیگر از آثار موجود در این جهان، به خداوند پی برده و او را سزاوار پرستش می داند كه البته"خدا"، نام و عنواني اعتباري است كه شايد قومي ديگر آن موجود فوق را با نامي ديگر بشناسند. اما مهم راهی است که بشر برای اثبات آن طی کرده و به چنین موجودی با صفاتی مشخص علم دارد.
حال همانگونه که در بسیاری از موارد تصوری اجمالی از موجود و ویژگیهای آن داشته و بر اساس آن عمل می کند،در مورد خداوند نیز به همین شکل است ،انسانها ابتدا خداوند را با عقل می پذیرند و با دلائل قطعی عقلی و نقلی ، به برخی از صفات وی علم داشته و خداوند را با آن درک می کنند آنچنانکه نقل شده است يكى از عالمان دينى يهود نزد امير مؤمنان آمد و گفت: اى امير مؤمنان! آيا در آن هنگام كه خداى خود را عبادت مى‏كنى او را مى‏بينى؟ امير مؤمنان گفت: واى بر تو! من خدايى را كه نبينم نمى‏پرستم.گفت: چگونه او را ديدى؟ گفت: واى بر تو! چشمها او را مانند چيزهاى ديدنى ديگر نمى‏بيند، ولى دلها با حقايق ايمان او را مى‏بيند.(1) لذا اتفاقاً همه ارزش ایمان به غیب که در قرآن از صفات متقين شمرده شده است.(2) به آن است که ایمان درحالی محقق شده است که این امور نادیدنی و قابل تردید حسی می باشد.
به علاوه آنکه اساساً خداوند غیر مادی بوده ومانند امور مادی قابل تصور نیست تا کسی بخواهد او را تصور کرده و در نهایت اطاعت کند. آنچنانکه روح انسان فاقد ویژگیهای مادی است. لذا کسی را نمی توان یافت که از اصل روح تصور خاصی داشته باشد
بنابراین انسان وجود خداوند یگانه را با عقل می پذیرد و در مقام عبادت هرگونه غیر او را نفی کرده و فقط او را مستحق عبادت می داند و عدم شرک لزوماً به معنای آن نیست که شخص خداوند را دیده و تصوری مانند موجودات محسوس از خدا داشته باشد لذا در مقام حمد به خداوندی یقین و باور دارد که مخاطب او بوده و از تمام امور به او نزدیک تر است و بعد ایمان به خدا، به صدق این جمله خداوند ایمان می آورد که می فرماید" وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد"(3) و به يقين ما انسان را آفريديم و آنچه را كه نفسش بدان سبب در او وسوسه مى‏كند مى‏دانيم و ما به او از رگ گردن و رگ‏هاى خونش نزديك‏تريم" بر این اساس ندیدن مخاطب به معنای نداشتن مخاطب نیست.
پی نوشت ها:
1. آرام‏، احمد، ترجمه الحياة، چ دفتر نشر فرهنگ اسلامى‏، تهران،1380 ه ش، ج 1، ص 601.
2. بقره(2)آيه 3.
3. ق (50)آیه 16.

جهت تسهیل و تسریع در امر پاسخگوئی از این پس، پرسشهای فقهی و احکام شرعی را تنها از طریق سامانه پاسخگوئی پیامکی به شماره 30009640 ، نشانی اینترنتی http://www.30009640.ir/sms و یا تلفن 09640 مطرح نمایید.