سلام علیکم. پرسش و پاسخ زیر مربوط به سایت شماست. بخوانید تا برسیم به سوال بنده.
=============
پرسش: با سلام و خسته نباشي ايا امکان دارد که دنيايي فراي اين دنيا وجود داشته باشد.البته منظورم کره مريخ و کهکشان راه شيري وبهشت و جهنم نيست چون ما به بهشت و جهنم ايمان داريم.
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
آنچه از آموزههاي وحياني و عقلي درباره عوالم هستي به دست ميآيد. اين است که به طور کلي سه عالم وجود دارد:
1- عالم حسي (جهان طبيعت)
2- عالم خيال (عالم مثال)
3- عالم عقلي (جهان آخرت)
و غير از اين عوالم سه گانه عالم ديگري وجود ندارد، هر چه است در يکي از اين سه عالم گنجانده مي شود.
گفتني است که عوالم عقلي گاهي به عالم ملکوت و جبروت ياد مي شود که همان عالم فرشتگان است که البته اين بر اساس رويکرد فلسفي است.
============
سوال: اگر عالم آخرت همان عالم عقل است یا بعبارتی عالم ملکوت، پس تکلیف بهشت و دوزخ مادی که به تصریح مکرر قرآن کریم، مادی است چه می شود در حالیکه در عالم عقل و ملکوت، ماده راه ندارد؟
اگر هم چنین نیست پس عالم آخرت و بطور خاص بهشت و دوزخ مادی از جنس کدامیک از این عوالم سه گانه است؟
با تشکر و آرزوی توفیق
بی صبرانه منتظر پاسخم
در ابتدا باید اشاره شود که به گفته مولوی:
هر کسی را سیرتی بنهادهام هر کسی را اصطلاحی دادهام
هندوان را اصطلاح هند مدح سندیان را اصطلاح سند مدح(1)
آنچه در پاسخ پیشین آمده متناسب با فضای فکری و سوال پرسشگر خاص خود بوده است که با نگاه فلسفی به مراتب هستی جواب او داده شده ودر جای خود خوب و صحیح بوده است. ولی آن چه در پرسش شما مطرح می شود نگاه وحیانی به عالم آخرت است که بر اساس مبنای وحیانی باید جواب داده شود. لذا می گویم:
اولا باید توجه داشت که بر اساس آموزه های قرانی معاد و بهشت و دوزخ گرچه جسمانی است. ولی دلیلی وجود ندارد که مادی باشد اگر آنها مادی باشد معنایش این است که آخرت دنیایی دیگر باشد و نه عالم آخرت با شرایط و ساختار وجودی خاص خود؛ پس آنچه از قرآن بدست می آید جسمانی بودن عالم آخرت و بهشت و جهنم ومانند آن است و نه مادی بودن آنها. در این باب جای سخن بسیار است. ولی به اختصار باید گفت:
عالم آخرت هم روحانی و عقلی و هم جسمانی است. تنها مجرد و روحانی نیست. هم روح که مجرد است، از مواهب خاص خود و هم جسم از مواهب جسمانی بهره مند می شود. این مسئله اختصاص به بهشتیان ندارد، بلکه برای جهنمیان نیز همین گونه است. در کیفیت معاد جسمانی نیز اختلاف نظر وجود دارد.
مرحوم علامه مجلسى مىگوید: معاد جسمانى از امورى است که همه صاحبان ادیان در آن اتفاق نظر دارند. از ضروریات دین محسوب مىشود. منکران آن از زمره مسلمانان خارجند. آیات قرآن در این زمینه صراحت دارد و قابل تأویل نیست. اخبار در این زمینه متواتر است و قابل انکار نمىباشد. (2)
بعضى ممکن است جسمانى بودن عالم آخرت را به این معناى تصور کنند که تمام امور مادی و جسمانی موجد در عالم دنیا به همین خصوصیات دنیایی در عالم آخرت وجود داشته باشد. مثلا جسم انسان با خصوصیات مادى که براى دنیا خلق شده و پیوسته در تحول است که گاهى استخوانش مىشکند، دیوانه مىشود، احتیاج به تخلیه و دفع فضولات دارد، سرما مىخورد، گرمازده مىشود، خسته مىشود، پیر مىشود و. . . در آخرت هم با همین خصوصیات زنده خواهد شد. بدن اخروى عین بدن دنیوى است.
اما جسمانى بودن به این معنا که قابلیت براى بقا و جاودانگى ندارد. بدون شک هیچ یک از معتقدان به جسمانى بودن آخرت به آن ملتزم نمىشوند جسمى که در دنیا بود، با همان وضعیت بر نمىگردد، بلکه منظور بازگشت آن به گونه دیگر خواهد بود، به طورى که از جهت شباهت عین جسم اول باشد و از جهتى مثل آن است، به طورى که هر کس این قالب را ببیند، بگوید این، فلانى است، آن فلان شخص دیگر است.
پس مادى بودن قیامت و آخرت مادیتى خواهد بود که با قوانین مربوط به آن جا سازگار باشد. قابلیت جاودانگى داشته و فضولات نداشته باشد و موجب خستگى و ملالت نباشد.
بنابراین آخرت جسمانی است. ولی مادی نخواهد بود. انسان در بهشت و جهنم با جسم و روحش خواهد بود، امّا جسمانیتى که با قوانین آن سازگار باشد و از نعمتهاى آن جا استفاده خواهد کرد. (3)
مثلا انسان با همین بدن در قیامت محشور میگردد و معاد او جسمانی و روحانی است، ولی برخی عوارض بدنی او در قیامت نخواهد بود، چون در حشر جسمانی، هویت و این همانی انسان قطعی است، یعنی انسان با همین بدن و خصوصیات آن محشور میگردد، به طوری که هر گاه مردم همدیگر را میبینند میشناسند. ولی نواقص عضو در قیامت نخواهد بود. از این رو حکیم بزرگ صدر المتالهین گفته است: اگر میگویم که در قیامت عین همین بدن از قبرها سر بر میآورند، بدین معنا نیست که کسی مثلا در دنیا به لحاظ بدنی فلج، نابینا، سالخورده و مصدوم بوده است، در قیامت به همان صورت محشور شود، زیرا برگشت شکل، هیئت و مقدار و مانند آن لازم نیست، بلکه آنچه لازم است، این است که انسان به شکل و هیئت و مقدار با حفظ این همانی و تشخص محشور شود. (4)
پس معلوم می شود که نظام حاکم در آخرت غیر نظام حاکم بر دنیا است، از این رو عدهای در عین حال که رنجها و نامه اعمال زشت خود را میبینند، ولی از دیدن نعمتها و زیباییهای آخرت بینصیباند و کور هستند و نمیتوانند آن را ببینند. (5)
ودر مجموع بر اساس این آیه که فرمود : (وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ).(6) و سراى آخرت زندگى واقعى است اگر آنها مىدانستند.
ماهیت عالم آخرت تا حدودی روشن می شود که با وصف جسمانی بودن بگونه ای است که حيات حقيقى در آن است و نه فنا، نه درد و رنج و ناراحتى و نه ترس و دلهره در آن وجود ندارد و نه تضاد و تزاحم، پس ماهیت آن عالم از این نظر با عالم دنیا متفاوت است. (7)
گفتنی است که بهشت وجهنم هم جسمانی و هم روحانی، چون در بهشت هم نعمت های جسمانی هست و هم روحانی چه این که در جهنم نیز چنین است. اما در هر حال نعمت های بهشتی و عذاب های جهنمی متناسب با بهشت و جهنم است و همانند خود بهشت و جهنم تا انسان به آن نرسد نمی تواند حقیقتش را درک کند. تفصیل این بحث را در منبع ذیل جویا شوید.(8)
پى نوشتها:
1. مثنوی معنوی، نشر هرمس، تهران 1385ش. دفتر اول، ص 97.
2. مجلسی بحارالانوار، دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج 7، ص 47.
3. علامه تهرانى، معادشناسى، نشر حکمت 1404 ق، ج 6، مجلس 37، ص123.
4. ملا صدرا، المبدء و المعاد، نشر بوستان کتاب قم 1385 ش، ص 396.
5. علامه طبا طبایی، المیزان، نشر جامعه مدرسین، قم، بی تا، ج 14، ص 316.
6. عنکبوت، (29) آیه 64 .
7. ناصر مکارم، تفسير نمونه، نشر دار الکتب الاسلامیه تهران، بی تا ، ج16، ص 340 .
8.آیه الله مکارم شیرازی، پیام قرآن، نشر دار الکتب ا لاسلامیه تهران بی تا، ج6 ، ص 227.






