باسلام و خسته نباشید خدمت شما.من مشورت و راهنمایی از شما میخواستم،بنده به خواستگاریی دختری رفتم که از لحاظ خدایی کامل،مذهبی،عقیده،رفتار،خانواده و یه جورایی از همه لحاظ به هم میخوریم و ازلحاظ سنی از من 3سال کوچکتر هستند اما چهره اون خانم زیاد برای من دلچسب نبود و منو زیاد نگرفت و میخواستم ببینم من اگه به این ازدواج تن بدم بهدها مشکلی در زندگی ما بوجود نمی آید که من خواهران و خانمهایی رو ببنیم که از خانم من زیباتر هسستند و من افسوس بخورم که چرا با این ازدواج موافقت کردم یا نه این زیبایی در طی زندگی بی اثر خواهد بود و زیبایی خدایی جایگزین آن خواهد شد چون بسیار خانم مومنی هستند ایشان و با من در تطابق هستند و با خودم میگوییم با توجه به جامعه فعلی چنین خانمی با این روحیات کم پیدا میشود اگرهم زیبا باشد.خواهش میکنم جوابمو سریع بدهید که از لحاظ روحی در وضعیت بدی قرار گرفتم.با تشکر

با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

این را بدانید که معیار زیبایی به نوبه خود هم ردیف معیارهای اساسی و اصلی ازدواج قرار می گیرد و مهم تلقی می گردد. اما از لحاظ مرتبه، بعد از معیارهای ایمان، اخلاق، درک و فهم و شرافت خانوادگی قرار می گیرد؛ البته این به آن معنا نیست که با بالا بودن معیارهای دیگر باید در معیار زیبایی کوتاه بیایید و یا بی تفاوت باشید و یا آن را کاملاً به خداوند واگذار کنید. بلکه در کنار آن که معیارهای مهم تر را در نظر می گیرید بایستی به معیار زیبایی هم در حد متعارف و طبیعی توجه بکنید. از این رو گفته شده، همین که زیبایی دختری که قصد ازدواج با او را دارید، به دلتان نسشت و برای شما دلنشین بود، کافی است، دیگر لازم نیست دنبال ایده آل و و یا ظاهری خاص و یا خیلی زیبا و فوق العاده جذاب باشید. همین که زیبایی دختر مورد نظر در حد مادر و خواهران شما باشد و به قول معروف به شما بیاید و تفاوت فاحشی با شما نداشته باشد کافی است. حالا اگر زیبایی دختر مورد نظر با شما تناسب ندارد و شما او را اصلاً نمی پسندید و به دل تان نمی نشیند در این صورت، حتی اگر آن دختر بالاترین کمالات را نیز داشته باشد ما این گونه ازدواج ها را مناسب نمی دانیم و آن را توصیه نمی کنیم مگر این که شما به نحوی خودتان متقاعد گردید و نظرتان برگردد و متوجه گردید که اشتباه می کردید.
این را نیز بدانید، معیار زیبایی یک معیار نسبی است و در اصل به انتخاب و پسند خود شما بستگی دارد، البته زیبایی ظاهری گذشته از نسبی بودن، یک معیار بی دوام، متغیر و زوال پذیری است چرا که با گذشت زمان و کهولت سن رو به زوال می گذارد و بر اثر بیماری و برخی حوادث ناگوار و غیر مترقبه، دستخوش تغییر و دگرگونی می گردد از سوی دیگر، طبیعتاً بعد از گذشت مدتی عادی می گردد و ممکن است همچون گذشته برای فرد جذابیت نداشته باشد بنابراین، حتی اگر با دختر زیبایی هم ازدواج کنید باز به تنهایی نمی توان به زیبایی ظاهری اکتفا کرد، بلکه می بایست در کنار زیبایی ظاهری، به زیبایی باطن و سیرت زیبا نیز توجه نمود. البته توجه داشته باشید که زیبایی باطنی بی ارتباط با ظاهر زیبا نیست. چه بسا ممکن است فرد کم زیبا و یا نازیبایی با داشتن سیرت زیبا، زیباتر از افراد زیبا رو به نظر آید و بیش از آن افراد آرامش روحی و آسایش انسان را فراهم گرداند. از سوی دیگر، اگر روزی به صورت طبیعی و یا بر اثر اتفاق، از زیبایی ظاهری همسر کاسته شد، با داشتن زیبایی باطنی تغییر محسوسی در زندگی فرد به وجود نمی آید.
این را هم در نظر بگیرید که حتی اگر با همسر زیبایی ازدواج کند از آنجا که دست بالای دست بسیار است، ممکن است در آینده با فرد زیباتری آشنا گردید. اما اگر زیبایی باطنی را هم در کنار زیبایی ظاهری مد نظر قرار داده باشید دیگر افسوس نخواهید خورد و یا آن خانم زیباتر را با همسرتان مقایسه نخواهید کرد چرا که همسرتان در هر صورت امتیازات بیشتری از آن خانم و دیگران خواهد داشت. حتی اگر در ظاهر زیبایی کمتری داشته باشد و یا خیلی هم زیبا نباشد.
در خاتمه توصیه می شود اگر چهره آن دختر به دل تان ننشسته و هیچ جوری نمی توانید با ظاهر او کنار بیایید از این ازدواج علی رغم مزیت های خیلی خوبی که دارد صرف نظر کنید، ضمن این که می توانید به صورت حضوری به روانشناس و مشاور ازدواج با تجربه ای مراجعه کنید تا با بررسی بیشتر و امتیاز بندی معیارهای ازدواج تان، تصمیم درست تری را اتخاذ کنید.