سلام علیکم
چند وقتی است که به خاطر عدم توانایی در انجام برنامه های زندگیم دچار افسردگی شدم ، خودم هم نمی دونم چرا به این روز افتادم ، انگار که قدرت اراده از من سلب شده و دنیا داره من رو به سمت تباهی می کشونه ، بعضی مواقع خیلی از خودم بدم میاد ، دوست دارم این دنیا هر چی زودتر تموم بشه ، اما بعدش فکر می کنم با این وضعم اون دنیا هم جایی ندارم هر چند که از بزرگان یاد گرفتم که به خدا امیدوار باشم اما بر فرض هم خدا گناهانم رو ببخشه و منو به بهشت ببره و هم جوار صالحان و شافعان باشم اما باز هم احساس شرمندگی و سرافکندگی روزی صد بار منو می کشه
نمی دونم چه کار باید بکنم ، یعنی میدونم چه کار باید بکنم در واقع نمی تونم عملی کنم انچه رو که باید عمل کنم
خیلی تا حالا تلاش کردم ، بارها برنامه ریزی کردم ، اصول برنامه ریزی رو هم یاد گرفتم ، اهداف رو در قالب کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت در زمینه های مختلف مشخص کردم و براساس انها برنامه های کوتاه ، میان و بلند مدت چیده ام ، مثلا اهداف رو در قالب مذهبی ، آموزشی ، فوق برنامه ، سیاحتی ، سیاسی ، سلامت بدن ، مطالعه آزاد و.. ریختم و برای هر کدام زیر شاخه هایی قرار دادم ؛ مثلا در شاخه مذهبی :قرآن ، نماز شب ، افزایش معرفت مهدوی ، عبادت صبحگاهی و محاسبه اعمال و ... را قرار دادم و برای هر کدام برنامه ریزی کردم ، مثلا در مورد قرآن : تلاوت روزانه نیم حزب قرآن همراه با ترجمه و گاهی اوقات تفسیر گزیده ان ، و .. ؛ در زمینه آموزشی : هم قبول شدن در یکی از رشته های تخصص پزشکی را هدف قرار داده و برای رسیدن به آن برنامه های کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت تنظیم کردم ؛ در زمینه فوق برنامه ارتقا سطح زبان انگلیسی و انجام امور فرهنگی بسیج دانشگاه به نحو احسن ، که برای اینها نیز ریز برنامه های دقیق مشخص کرده ام و برای سایر اهداف نیز به همین گونه عمل نمودم
شاید به نظرتون بیاد که برنامه سنگین باشه و موجب زدگی من از آن شده باشه ، اما حجم برنامه ها را کاهش دادم اما باز هم موفق نشدم؛ دست توسل به ائمه زدم اما تا چند روز بیشتر دوام نیاوردم ، آیه 139 آل عمران را به منظور افزایش اعتماد به نفس ، 39 و 40 نجم به منظور افزایش پشتکار و 7 شرح را به منظور پایداری در عمل به برنامه رو نوشتم و روبروی خودم گذاشتم اما باز هم درست نشدم ، مشاوره ها را مطالعه کردم ،اما نشد که نشد ، از همه مهم تر مطمئنم که در آینده نزدیک در همین دنیا و در آخرت به خاطر کم کاری ها ، به شدت پشیمان میشم ، اما باز هم کم میارم ، شاید بگید برنامتون از بعد تفریحی خالیه ، اما به این نکنته هم توجه کردم ، سعی کردم برنامه رو گام به گام و اهست آهسته جلو ببرم اما باز موفق نشدم ، همه راه هایی که به نظرم میومد امتحان کردم اما به 10 درصد اون چیزی که باید باشم هم نرسیدم ، انگار که طلسم شده باشم
خواهش می کنم منو راهنمایی کنید
ضمنا بنده 21 ساله ، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، و ساکن شهر تهران می باشم
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از آنجا که شما 21سال بیشتر ندارید و در حال حاضر دانشجوی دوره پزشکی هستید به نظر می رسد که مشکلاتی که با آن روبرو هستید و همچنین عدم توانایی در انجام برنامه های زندگی تان نه به خاطر نداشتن اراده و یا قدرت و توان کافی بر انجام کارها و برنامه هاست. بلکه بیش از هر چیز حکایت از روحیه آیده آل گرایی و کمال گرایی منفی شماست. معمولاً كمال گرايي منفی و افراطي منجر به احساس شكست، اضطراب، خشم، درماندگي، سرافکندگی، نااميدي، احساس پوچی و احساس تنهایی شده كه با تفكرات خودكشي، افسردگي و افکار وسواسی در ارتباط است. مطالعات اخير نشان مي دهند كه نگرش كمال گرايانه منفی موجب اخلال در موفقيت فرد مي شود و او را از رسیدن به اهداف خود باز می دارد. آرزوي كامل بودن و انجام کارها به نحو شایسته و تمام و کمال، هم احساس رضايت را از فرد مي گيرد و هم او را بيش از ساير مردم (كساني كه اهداف واقع گرايانه تري دارند)، در معرض ناكامي و شکست قرار مي دهد.
این را بدانید که کمال گرايي به دو دسته مثبت و منفي یا بهنجار و نابهنجار تقسيم مي شود؛ کمال گرايي مثبت و بهنجار در واقع خصيصه رواني کارآمدي است که انگيزه هاي بسياري را براي کسب موفقيت در فرد ايجاد مي کند. در اين نوع کمال گرايي فرد داراي ايده آلهاي واقع بينانه است و در صورت شکست از ايدههاي انطباقي استفاده ميکند تا در نهايت به موفقيت نايل شود اما، در کمال گرايي منفي و نابهنجار، فرد انتظارات، اهداف و معیارهای خود را به صورت غير واقع بينانه و غير واقع گرايانه و سطح بالا و به شدت افراطي تعريف مي کند و چون به آرمان هايش نمي رسد همواره خود را سرزنش مي کند. كمال گرايي منفی در واقع، از باورهاي غيرمنطقي فرد، سخت گيري، انعطاف ناپذيري، بايدها و مطلق گرايي در افكار نشأت مي گيرد. از این روی، افراد کمال گرای منفی معیار های خیلی خیلی بالا و آرمان گرایانه ای را برای موفقیت در هر کاری در نظر می گیرند و اگر به آن اهداف بلندپروازانه نرسند، خودشان را شکست خورده می دانند. افراد داراي اين خصيصه رواني، به دليل داشتن ايده آلهاي غير قابل دسترس از شکست مي ترسند و بر اين اساس موانع زيادي را بر سر راه عملکرد خود ايجاد کرده و در واقع خود را به سوي خود ناتوان سازي سوق مي دهند و خود را ناتوان مي سازند و راه رسيدن به موفقيت را بر خود ميبندند و گاهی به سوی موفقیت هیچ گامی بر نمی دارند.
کمال گرایی منفی یا ایده آل گرایی افراطی، در حقیقت، یکی از عوامل اتلاف وقت و پشیمانی است. روان شناسان معتقدند: داشتن برنامه های حجیم و معیارهای خیلی بالا برای موفقیت و ترس از شکست، سلامت روان را به خطر می اندازد و باعث می شود که فرد اضطراب زیادی را تجربه کند. در تمام این آرمان های بالابلند، یک ترس ظریف از شکست خوردن خوابیده است؛ ترسی که موجب می شود فرد همیشه در حالت تنش و اضطراب باقی بماند.
براي تعديل و درمان كمال گرايي منفی و ایده آل گرایی افراطی خود راهکارهای زیر را بکار ببندید:
الف) اگر چه کمال گرایی یک ویژگی شخصیتی است و تغییر دادن یک ویژگی شخصیتی که سال ها با آن زندگی کرده اید خیلی سخت است، اما این کار شدنی است بنابراین در گام اول باور کنید که می شود تغییرش داد.
ب) باورهای غیرمنطقی تان را شناسایی کرده و آنها را با باورهای منطقی و منصفانه بازسازی کنید.
ج) علت کمال گرایی تان را شناسایی کنید. همین دانستن ها، باعث می شود که بهتر خودتان و کمال گرایی تان را بشناسید و این کمک کننده است. البته براي تغيير باور كمالگرايي، الزاماً نيازي نيست علت و ريشه اين گونه طرز تفكر را بيابيد. تنها كافيست باور و خط فكري جديدي در پيش بگيريد. البته شايد لازم باشد بارها و بارها به خود بگوييد كه اشكالي ندارد. اگر بسيار عالي هم نباشم. به خود اجازه دهيد همواره عالي نباشيد و دیگر دنبال بهترین ها نباشید.، به خود جسارت كامل نبودن را بدهيد و ببينيد زندگيتان بهتر ميشود. همواره به واقعیت ها توجه کنید و موقعیت کنونی خود را بپذیرد.
د) می توانید به یک روانشناس با تجربه مراجعه کنید و با کمک او از روش هاي مختلف شناختي- رفتاري برای تعديل و درمان كمال گرايي منفی خود استفاده کنید.
و) در برنامه ریزی های خود اهداف واقع بینانه تری بگنجانید و در این زمینه مشاوره هایی داشته باشید و تأیید آنها را دریافت کنید و سعی کنید بر اساس آن و نه بر اساس اهداف خودساخته و غیر منطقی، حرکت کنید.
اگر با این راهکارها تغییری در خود احساس نکردید، در این صورت بهتر است حضوراً به یک روانشناس بالینی و روانپزشک با تجربه مراجعه کنید و برخی آشفتگی های روانی خود را درمان نمایید.






