ما يک قاعده فلسفي داريم که : معطي الشي لا يکون فاقد الشي
آيا طبق اين قاعده مي توان گفت که : خدا وقتي يک مخلوق را خلق کرده ک جسم دارد خودش نيز بايد جسم داشته باشد؟ چون در غير اين صورت خلاف اين قاعده خواهد بود؟
و اين قاعده عقلي است لذا تخصيص بردار نيز نيست.

بنده در سايت ها دنبال اين مسئله گشتم ولي جواب قانع کننده و مستند نيافتم لطفا يک جواب مستند مي خواهم .

با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

این اشکال نه تنها در اصل ایجاد که در هر نوع تاثیر گذاری موجودی بر موجود دیگر مطرح است و لذا در مورد تاثیرگذاری موجودات مجرد بر عالم ماده همین سوال مطرح است ؛ در پاسخ به این قبیل اشکالات می گوییم :
موجود مجرد بر موجود مادی اثرگذار است چه این اثر گذاری به نحو ایجادی باشد چه به نحو تدبیری . چون آن که مجرد است، از مرتبه برتر وجودی برخوردار است و نقص مرتبه پایین تر را ندارد نه آنکه زمینه تاثیر گذاری بر آن مرتبه را دارا نباشد . در نتیجه بر موجود فروتر که مادی است اثر گذار است، از این رو فرشتگان به اذن الهی مدبر عالم و جهان خلقت‌اند،چنان که خداوند در مورد آنان فرمود: « فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً(1)و آنها كه امور را تدبير مى‏كنند! »
بر اساس مبانی فلسفی نیز مجردات بر مادیات اثر گذاراند. از آن میان اثر روح آدمی بر بدنش بلکه بر موجودات دیگر . در این باره فارابی می‌گوید:
« همان گونه که بدن آدمی در برابر روح او فروتن و خاشع است و هر گونه تصرفی در آن انجام می‌دهد، عالم خلقت نیز در پیشگاه انسان کامل به همین میزان فروتن است. او هر گونه که بخواهد و صلاح بداند ،به اذن الهی می‌تواند در عالم تصرف کند. (2)
در واقع منظور از واجد بودن کمال معلول توسط علت این است که از بهره مندی همان کمال و مرتبه تهی نباشد نه آنکه حتما همان مرتبه از کمال را دارا باشد ، در نتیجه علت می تواند مرتبه کامل تر و عالی تری از وجود معلول را داشته باشد، به گونه ای که وجود معلول، پرتوی از آن، محسوب شود، نه این که حدود وجود معلول عینا در علت محفوظ باشد.
به دیگر سخن: آنچه در مورد علت هستی بخش، لازم است دارا بودن کمالات وجودی معلول به صورت کامل تر و عالی‌تر است، نه واجد بودن نقص‌ها و محدودیت‌های آن . (3) پس نیاز نیست خداونود که خالق ماده است خود دارای وجود مادی باشد ، بلکه کافی است وجود را در عالی ترین مرتبه دارا باشد ، نتیجه این امر آن است که می تواند موجودی را در مراتب پایین تر وجودی ایجاد یا او را تدبیر نماید .
مثال عرفی این مساله آن است که مثلا فردی ممکن است دارای پول خرد نباشد اما به دلیل برخورداری از پول درشت یقینا می تواند دیگران را صاحب پول درشت یا خرد نماید زیرا پول و سرمایه را در مرتبه عالی تر دارد و نتیجه این دارایی ، امکان بهره مند نمودن دیگران از مراتب پایین تر دارایی خواهد بود .

پی‌نوشت‌ها:
1. نازعات (79) آیه 5.
2. نصوص الحکم بر فصوص الحکم، ص 188، نشر موسسه فرهنگی رجا، تهران، 1365 ش .
3. آموزش فلسفه، ج 2، ص 66 تا 68، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، قم، 1366 ش .