منظور از اینکه فردی که قبل از ظهور مهدی (عج) ادعای ولایت میکند دجال است چیست؟ آیا این فرد واقعا یک چشم در پیشانی دارد یا این شکل ظاهری نمایانگر بدجنس و کافر بودن این شخص است؟
بر اساس آنچه از ظاهر اخبار استفاده مى شود، دجال فردى است كه در آخر الزمان و پيش از قيام مهدى(ع) خروج مى كند و غير عادى است و با انجام كارهاى شگفت انگيز جمع زيادى از مردم را مى فريبد و سرانجام به دست عيسى مسيح(ع) به هلاكت مى رسد.
در مورد دجال چند احتمال وجود دارد:
الف. دجال، نام شخص معيّنى نيست. هر كسى كه با ادعاهاى پوچ و بى اساس و با توسل به حيله گرى و نيرنگ، در صدد فريبِ مردم باشد، دجال است. بر اين اساس، (دجال) ها خواهند بود. اين كه در روايات از (دجال) هاى فراوان سخن به ميان آمده اين احتمال را تقويت مى كند. پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد: قيامت، بر پا نمى شود، تا وقتى كه مهدى(ع) از فرزندانم قيام كند و مهدى(ع) قيام نمى كند، تا وقتى كه شصت دروغگو خروج كنند و هر كدام بگويد: من پيامبر….
(دجال)، از ريشه (دجل) به معناى دروغگوى حيله گر است. در روايات، از اين (دجال) ها و دروغگويان فراوان نام برده شده است. در برخى، دوازده و در برخى سى، شصت و هفتاد دجال آمده است. از ميان اين (دجال) ها، فردى كه در دروغگويى و حيله گرى و مردم فريبى سرآمد همه دجالان و فتنه او از همه بزرگتر است، نشانه ظهور مهدى(ع) و يا بر پائى قيامت است. بر اين اساس، بايد گفت: ما دو نوع دجال داريم: يكى همان دجال حقيقى و واقعى است كه پس از همه (دجال) ها مى آيد و ديگرى گروهى شياد و دروغگويند كه دست به فريبكارى و تحميق و گمراهى مردم مى زنند.
پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد: پيش از خروج دجال، بيش از هفتاد دجال خروج خواهد كرد.
با توجه به معناى لغوى دجال و نيز فراوانى آنان در روايات، فرد خاصى منظور نيست، بلكه هر آدم حقه باز دروغگويى كه با فريفتن مردم، به فتنه انگيزى بپردازد، دجال است، منتهى ممكن است يكى از آنان كه تبلور اين صفات در وى، از همه بيشتر است، نشانه ظهور باشد.
ب. احتمال دوّم آن است كه فردى معين و مشخص، به عنوان (دجال) در دوره غيبت، با همان ويژگيهايى كه براى وى بيان شده، خروج مى كند و مردم را به انحراف مى كشاند.
ظاهر بسيارى از روايات، بيانگر اين احتمال است، ولى تقريباً هيچ كدام از اين روايات، سند معتبرى كه بشود بر آن اعتماد كرد، ندارند.
ج. اين احتمال نيز وجود دارد كه مراد از (دجّال)، همان سفيانى باشد كه در كتابهاى عامه، بيشتر به عنوان (دجال) و در كتابهاى خاصه به عنوان (سفيانى) آمده است. گرچه از بعضى جهات، خروج دجال و سفيانى، يكسانند و هر دو دعوت به باطل مى كنند و با توسل به حيله گرى و تزوير، مردم را مى فريبند، به مبارزه با جناح حق بر مى خيزند و سرانجام به هلاكت مى رسند و… ولى با دقت در روايات خروج سفيانى و روايات مربوط به خروج دجّال)، در مى يابيم كه بين اين دو فرقهاى زيادى وجود دارد و اگر اصل خروج دجّال را امرى مسلّم بدانيم، ناچار بايد فردى غير از سفيانى باشد. مثلاً، دجّال، ادعاى ربوبيّت مى كند و كافر است، ولى دليلى بر كفر سفيانى نداريم.
هـ. دجال، كنايه از كفر جهانى و سيطره فرهنگ مادى بر همه جهان است.
استكبار، با ظاهرى فريبنده، مردم را، بويژه مسلمانان را مى فريبد و با قدرت مادى و صنعتى و فنى عظيمى كه در اختيار دارد، آنان را به شدت مرعوب خويش مى سازد، به گونه اى كه مسلمانان احساس خود باختگى مى كنند. قدرت مادى استكبار، بيش از آنچه كه هست در نظر آنان بزرگ جلوه مى كند، تا آن جا كه مى پندارند آب و نان آنها به دست اوست. پس بعيد نيست كه منظور از دجال، با آن شرايط و اوصاف، قدرتهاى بزرگ و اهريمنى باشند. برخى از اهل نظر، اين احتمال را تقويت كرده اند و همه ويژگيهايى كه براى دجال بيان شده با ويژگيهاى استكبار برابر دانسته اند. مثلاً در اوصاف دجال گفته شده: (كوهى از طعام و شهرى از آب به همراه دارد) كنايه از امكانات عظيم و گسترده اى است كه استكبار در اختيار دارد. گفته شده: دجال، به همه جاى زمين سفر مى كند و… مى تواند اشاره به ابزار و وسايل پيچيده تبليغاتى و مخابراتى و تجهيزات مدرن مبادله پيام ماهواره اى و نيز استفاده از ابزار پيشرفته حمل و نقل و هواپيماهاى مافوق صوت براى مسافرت از جايى، به جاى ديگر باشد. (1) درضمن ازبرخی متون استفاده می شود دجال مردي است كه داراي يك چشم و از مادري يهودي و با ظاهري غير عادي است.( 2) ونمی توان نسبت به خصوصیات دقیق دجال، نظر داد. گرچه اصل ان مسلم است .
پی نوشت ها: .
1.مجله حوزه- ویژه نامه امام زمان (ع) - شماره 70و71، ص 263-268 (باتلخیص)، رک: ابراهیم امینی، داد گستر جهان، قم، انتشارات شفق،1378 ص223-226
2 فصلنامه حوزه، ش 71 - 70، ص 262؛ غلام حسین مصاحب مصاحب، دائرةالمعارف فارسي، ج 1، ص 921.






