باعرض سلام و خدا قوت مي خواهم بدانم خدااز چيست،از چه جنسي است؟ مي دانم مرد يا زن نيست اصلا موجود نيست بلكه وجود است.آيا براساس ايه الله نور السماوات و الارض خدا نور است وآيا نور ويژگي مور پرستش واقع شدن را دارد مثل ابدي بودن،عالم ومدبر...؟ من مدتي است درباره ي دين اسلام ،احكام و فلسفه آنها تحقيق مي كنم از شما تقاضا دارم در اين زمينه كتابهاي قابل فهم عموم به من معرفي كنيد.
پيشاپيش از توجهتان سپاسگزارم
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پاسخ در سه محور بیان می شود:
الف_در ابتدا باید گفت سخن از چیستی و ماهیت و جنسیت و مانند آن در باره خدا صحیح نیست و این گونه امور برای شناخت موجودات ممکن الوجود به کار برده می شود و خدا از آنها منزه است. خدا هستی نامحدود و آفریدگار جهان و جامع همه کمالات است و نقص و عیبی در ذات وی راه ندارد و هستی او عین ذات مقدّسش میباشد.
اگر مقصود شما از چیستی، آگاهی از ماهیت خدا است، در پاسخ باید توجه داشت که اصولاً ماهیت خداوند به این معنا که مثلاً از چه چیز به وجود آمده یا ساخته شده است اصلاً صحیح نمیباشد، زیراچنین فرض هایی، نشانه نقص و کمبود است و در ذات الهی راه ندارد. از چیز ساخته شدن به این معنا است که خداوند در وجود خود به آن چیزها نیاز دارد و این با ذات بی نیاز الهی سازگار نیست و نیز به این معنا خواهد بود که آن چیزها قبل از وجود خداوند، وجود داشته تا خداوند از آنها به وجود آمده باشد، در حالی که همه چیز آفریده او است و نیز او ازلی است و هیچ چیز قبل از وجود او نیست تا از آن ساخته شده باشد.
او هستی و وجود نامحدود است که نمیتوان او را در زمان و مکانی خاص محصور و محدود کرد و حقیقت وجود نامتناهی او در ذهن انسان محدود و متناهی داخل نمیشود، اما آثار وجود او در همه جا نمایان است و انسان با عمق جان خویش او را در مییابد.(1) پس این که در تعبیر پرسشگر محترم زن و یا مرد بودن از خداوند سلب شده بدیهی است که حق تعالی از این گونه تعبیرات منزه است. ولی نفی موجودیت از خدا جای تامل دارد. چون خداوند موجود است. ولی بدلیل اینکه وجودش عین ذاتش است. گاهی از او به وجود تعبیر می شود وموجود بودن به این معنا که وجودش از غیر باشد از او نفی می گردد . ولی فارغ از این نکته خداوند موجود است.
ب_ در باره نور بودن خدا در آیه یاد شده بسيار سخن گفته شده که به برخی از آنها اشاره می شود:
بعضي گفته اند يعني "خدا تنها هادي و هدايت كننده اهل آسمان ها و زمين است". (2)
بعضي گفته اند "نور" يعني چيزي كه خود آشكار است و آشكار كننده غير خود هم مي باشد و خداوند نور و وجود محض و وجود دهنده و ظاهر كننده همه موجودات در زمين و آسمان است و همه، جلوه اي از وجود او و مظهري از مظاهر او مي باشند. (3)
بعضي آن را به "منور السموات و الارض" يعني روشن كننده و وجود دهنده به آسمان ها و زمين تفسير كرده اند. (4)
اگر بخواهيم براى ذات پاك خدا تشبيه و تمثيلى از موجودات حسى اين جهان انتخاب كنيم- گر چه مقام با عظمت او از هر شبيه و نظير برتر است- آيا جز از واژه «نور» مىتوان استفاده كرد؟! همان خدايى كه پديد آورنده تمام جهان هستى است، روشنى بخش عالم آفرينش است، همه موجودات زنده، به بركت فرمان او زندهاند و همه مخلوقات بر سر خوان نعمت او هستند كه اگر لحظهاى لطف خود را از آنها باز گيرد، همگى در ظلمت فنا و نيستى فرو مىروند.
بلكه اگر نور را به معنى وسيع كلمه به كار بريم يعنى «هر چيزى كه ذاتش ظاهر و آشكار و ظاهر كننده غير باشد» در اين صورت به كار بردن كلمه «نور» در ذات پاك او جنبه تشبيه هم نخواهد داشت، چرا كه چيزى در عالم خلقت از او آشكارتر نيست، و تمام آنچه غير اوست از بركت وجود او آشكار است.
و به اين ترتيب همه انوار هستى از نور او مايه مىگيرد و به نور ذات پاك او منتهى مىشود.(5)
علامه طباطبايي مي فرمايد: "خداى تعالى داراى نورى است عمومى كه با آن آسمان و زمين نورانى شده و در نتيجه به وسيله آن نور، در عالم وجود، حقايقى ظهور نموده كه ظاهر نبود. و بايد هم اين چنين باشد، چون ظهور هر چيز اگر به وسيله چيز ديگرى باشد، بايد آن وسيله خودش به خودى خود ظاهر باشد تا ديگران را ظهور دهد و تنها چيزى كه در عالم به ذات خود ظاهر و براى غير خود مظهر باشد، همان نور است.
پس خداى تعالى نورى است كه آسمانها و زمين با اشراق او بر آنها ظهور يافتهاند هم چنان كه انوار حسى نيز اين طورند، يعنى خود آنها ظاهرند و با تابيدن به اجسام ظلمانى و كدر، آنها را روشن مىكنند، با اين تفاوت كه ظهور اشياء به نور الهى عين وجود يافتن آنها است، ولى ظهور اجسام كثيف به وسيله انوار حسى ، غير از اصل وجود آنها است.( عبارت "الله نور السموات و الارض" به اين نور عمومي اشاره دارد.(6) به نظر می رسد که بهترین بیان در باره معنای آن آیه در کلام عارف وحکیم بزرگ معاصر حضرت امام خمینی آمده که گفته است:
نور آسمان و زمین، خدا است؛ یعنی جلوه نور وجود خدا است. هر چیزی که یک تحققی دارد، این نور است، ظهوری دارد، این نور است. انسان هم ظاهر و نور است از همین نور است و همه موجودات از همین نور و همه هم نور الله هستند و هیچ موجودی در عالم نداریم که یک نحوه استقلال داشته باشد. هر چیز در زمین و آسمان است، اسم خدا و جلوه او است و هیچ موجودی از خودش چیزی ندارد. اسم الله، جلوه جامع نور حق است. یک جلوهای از حق تعالى است که جامع همه جلوهها است. الله، جلوه جامع نور حق است و رحمان و رحیم از جلوه های این جلوه است. اساساً وجود، رحمت است و جلوه رحمت الهی است. (7)
برای تقریب مطلب به ذهن، مثالی را ذکر می کنیم.
اگر هزاران لامپ در محلی روشن باشد و نور بدهد، همه آن ها وابسته به مرکز تولید برق هستند. اگر یک لحظه رابطشان با مرکز قطع شود، دیگر جز تاریکی و ظلمت نیست و همه گویا هیچاند. جلوه بودن عوالم وجود نسبت به اسمای الهی، از طریق این مثال تا حدودی قابل درک است که اگر یک آن و کمتر از آن، ارتباط موجودات با اسمای الهی که جلوه ذات حقاند، قطع شود، دیگر هیچاند و از هستی ساقط می شوند. از این رو، در آموزههای وحیانی از موجودات عالم و پدیدههای آسمانی و زمینی به آیات الهی یاد شده است؛ چون آیت از آن نظر که آیت و نشانه است، سِمتی جز آیت بودن ندارد؛ وگرنه آیت محسوب نمیشود. ونور بودن خدا به همین معنا است .تفصیل این بحث را در منبع ذیل جویا شوید. (8)
ج_ در باره مطلب پایانی پرسش باید گفت: منابع ذیل برای هدف مورد نظر مفید وآموزنده است :
1 _ حکمت عبادات، تالیف استاد جوادی آملی نشر اسرا قم 1382 ش.
2 _ ترجمه علل الشرایع (۱-۲) تالیف شیخ صدوق. چاپ اول.
3_ آداب نماز. تالیف امام خمینی، نشر موسسه آثار امام 1382 ش.
پینوشتها:
1. علامه طبا طبایی، شیعه در اسلام، نشر دار الکتب لاسلامیه تهران 1348 ش، ص72 .
2. سبزواري نجفي، ارشاد الاذهان،چ اول، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، 1419 ق، ص 360.
3. طيب عبد الحسين، اطيب البيان، دوم، تهران، انتشارات اسلام ، 1378 ش، ج9، ص 529.
4. بيضاوي ، انوار التنزيل، اول، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1418 ق ، ج4، ص 107.
5. بابايي احمد علي، برگزيده تفسير نمونه، سيزدهم، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1382 ش، ج3، ص 296.
6. طباطبايي محمد حسين، الميزان، ترجمه موسوي همداني، پنجم ، قم ف انتشارات اسلامي، 1374 ش، ج15، ص 168.
7. امام خمینی، تفسیر سوره حمد، نشر مؤسسه آثار امام، 1378ش، ص 104.
8. صادقی، درسنامه عرفان امام خمینی، نشر موسسه آثار امام خمینی 1388 ش، ص125 .






