سلام عليكم. با عرض خسته نباشيد.
يكي از اساتيد مدرسه ما سر كلاس شبهه اي بر دين اسلام وارد كردند كه به اين شرح است:
ايشان معتقد بودند اصولا دين اسلام با دموكراسي مخالف مي باشد چرا كه در دموكراسي گفته مي شود اگر اكثريّت يك جمعيّت خواهان امري باشند براي مثال اگر اكثريّت زنان ايران خواهان بي حجابي باشند دموكراسي حكم مي كند كه بي حجابي در اين كشور حاكم شود، در حاليكه در دين اسلام اگر حتّي عده كمي هم خواهان حجاب باشند به آن اكثريّت توجه نمي شود و حجاب بايد حاكم باشد. از اين جهت دين اسلام با دموكراسي برابر نيست.
از شما خواهشمندم مرا در پاسخ به اين سوال ياري فرماييد.
با تشكّر از زحمات شما.
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در بررسی نسبت دموکراسی با اسلام لازم است- به صورت مختصر- به بررسی مهمترین تعاریف از دموکراسی بپردازیم.
الف) تعریف دموکراسی:
دموکراسی (democracy) در لغت یعنی حکومت به وسیله مردم. این اصطلاح همچون بسیاری از مفاهیم، در علوم اجتماعی، تعریفی جامع و مانع ندارد و تعاریف زیاد و معانی متفاوتی از آن ارائه شده است. به طور کلی می توان این تعاریف را در دو دسته تقسیم بندی کرد:
1- برخی از تعاریف، دموکراسی را نوعی هدف و «ارزش» می دانند. در این تفکر دموکراسی بر مبنای اصول و ارزشهای خاص استوار است که مهم ترین شاخص های آن عبارتند از:
1/1- نسبی گرائی: یکی از ویژگی های دموکراسی این است که به حقایقی ثابت و مطلق، به ویژه در امر قانون گذاری ایمان ندارد. به عبارت دیگر هیچ عقیده و ارزشی به عنوان حقیقت ازلی و ابدی قلمداد نمی شود و به جای اعتقاد به یک حقیقت مطلق، دموکراسی به پراگماتیسم و نسبیت عقاید و ارزشها معتقد است. در چنین نظامی قوانین ناشی از خواست انسانها و محصول عقل ابزاری است و ارتباطی به وحی ندارد. نسبی گرائی در دو عرصه تنوع و چند گانگی عقاید، و تکثر سیاسی نمود پیدا می کند.(1)
2/1- مشروعیت مردمی: در دموکراسی مشروعیت حکومت و قوانین مبتنی بر خواست و رضایت مردم است و مردم قدرت و مشروعیت را به دستگاه حکومتی و رئیس حکومت می بخشند
2- گروه دیگر، رویکرد ها و تعاریفی است که دموکراسی را تنها مشابه یک «روش» برای توزیع قدرت سیاسی و ابزار و ساز و کاری صوری برای تصمیم گیری می دانند. دموکراسی به عنوان روش، در پی به حداقل رساندن خطاهای مدیریت جامعه و به حداکثر رساندن مشارکت مردم و کاهش نقش افراد، به عنوان فرد، در تصمیم گیری های سیاسی است.
ب) دموکراسی و اسلام
اکنون با توجه به تفکیک میان انواع دموکراسی در بررسی نسبت آن با اسلام باید گفت: به طور کلی اسلام با دموکراسی به معنای اول (دموکراسی به معنای ارزشی) سازگاری نداشته و به هیچ وجه قابل جمع نیست. مهم ترین محورهای تفاوت میان این دو عبارتند از:
1- در نظام حکومت مبتنی بر ولایت فقیه نسبی گرائی معرفتی و عدم اعتقاد به حقایق ثابت و مطلق، پذیرفته نیست. زیرا از دیدگاه اسلامی همواره حقایق، اصول و ارزش های ثابت و غیر متغیری وجود دارند که از سوی خداوند متعال به وسیله وحی برای هدایت جامعه انسانی فرستاده شده اند. اسلام به استناد آیات قرآن و ادله متعدد عقلی و نقلی خود را تنها دین درست و بر حق می داند. آیات زیر صراحتا با مبانی ارزشی دموکراسی تناقض دارد: "«ماذا بعد الحق الا الضلال؛ بعد از حق، جز گمراهی چیست؟"(2) "و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه"؛ و هر کس که دینی جز اسلام اختیار کند از او پذیرفته نخواهد شد.»(3)
خلاصه آن که در اسلام، نسبی گرائی، در عرصه عقاید مطرود است و در اسلام حقایق ثابت و ازلی فراوان وجود دارد که به عناصر ثابت و منطبق با فطرت بشری بازگشت می کنند. با این وجود به تناسب زمان و مکان احکام متغیر در چارچوب احکام و قواعد ثابت نیز وجود دارد. از سوی دیگر از دیدگاه اسلامی، پلورالیسم و تکثر گرائی سیاسی بدون تقید و پای بندی به ارزش ها و مبانی اسلامی مطرود است.(4)
2- در اسلام مشروعیت حکومت، الهی است، و این امر با مبانی ارزشی دموکراسی که رای مردم را پایه و اساس مشروعیت و قانونی بودن دستگاه حکومت و رهبری می داند در تضاد است.
3- از دیدگاه دموکراسی (ارزشی) که بر مبنای سکولاریسم استوار است، هر قانونی را که مردم وضع کنند معتبر و لازم الاجرا است و باید از سوی همگان محترم شناخته شود هر چند بر امر نامشروعی توافق شده باشد و این قطعا با اسلام و نظام ولایت فقیه سازگار نیست، زیرا از نظر دین حق حاکمیت و تشریع مختص به خداست. «ان الحکم الا لله؛ حاکمیت فقط از آن خداست.» (5) فقط خداوند متعال است که همه مصالح و مفاسد انسان و جامعه را می شناسد و حق قانونگذاری و تصمیم گیری برای انسان را دارد و انسانها باید در مقابل امر و نهی الهی و قوانین دینی، فقط پیرو و فرمانبردار بی چون و چرا باشند. زیرا عبودیت خداوند، عالی ترین درجه کمال است و اطاعت از فرمان های الهی سعادت آدمی را تأمین می نماید. بنابراین دموکراسی و مردم سالاری اگر به معنای ارزش رأی مردم در مقابل حکم خداوند باشد، هیچ اعتباری ندارند، زیرا آن چه باید در مقابل آن خاضع و مطیع باشیم، فرمان خدا است نه رأی مردم.(6)
اما اگر دموکراسی را به معنای روش بگیریم که مردم در چارچوب احکام الهی و قوانین شرعی در سرنوشت خود مؤثر باشند، چنین چیزی قطعا با اسلام و نظام ولایت فقیه سازگار است، زیرا در نظام اسلامی، رأی مردم و نظر نخبگان، در برنامه ریزی و انتخاب ساختار و سازمان و روش اجرای احکام دینی می تواند آشکارا نقش بیافریند. مضاف بر این که احکام شریعت دارای حوزه های مسکوت و دارای «منطقه الفراغ» است که از قضا این عرصه ها و منطقه ها کم هم نیستند که در آنها نیز میزان، رأی ملت و نمایندگان ملت است. پس به طور کلی هم در حوزه برنامه ریزی و شیوه های اجرای احکام دینی و هم در حوزه های مسکوت و هم در انتخاب افراد و گروه ها و سلیقه ها و ... جای کاملا فراخی برای قانون گذاری و مشورت و رقابت مردمی وجود دارد. به این ترتیب اراده مردم و نمایندگان در محدوده شرع مقدس، معتبر خواهد بود و این امر بدیع و بی سابقه ای در نظام های سیاسی نیست، چنان که لیبرالیسم، دموکراسی را مشروط و مقید به آموزه ها و ارزش های خود می خواهد.(7) آموزه های فراوانی نیز در منابع و متون اولیه اسلامی بر عنصر عقل، مشورت، برابری در برابر قانون، عدالت اجتماعی و نظارت بر قدرت سیاسی... تأکید دارند که مؤید مطالب فوق است.(8)
با توجه به مفهوم جايگاه اكثريت و نقش مردم در منابع و متون اسلامى، روشن مىشود كه در اسلام، دموكراسى به شكل غربى آن پذيرفته نيست. به عبارت دیگر در اسلام، نه دموكراسى مطلق هست و نه به طور كلى به نظر مردم بىاعتنايى مىشود. در قوانين ضرورى و مسلم اسلام، مردم حق دخالت ندارند، ولى در امور اجتماعى و مسائل سرنوشتساز نظر مردم محترم است. از همينروى قرآن به رهبر عظيم الشأن اسلام(ص) مىفرمايد: و شاورهم فى الامر؛ با مردم به مشورت بپرداز.
براین اساس مردم در جعل قانون،( مانند وجوب حجاب) نقش ندارند، اما مردم در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نقش اساسی دارند، ازسوی دیگر در اسلام اصول و معیارهای برای دمو کراسی وجود دارد که با رعایت آنها نیاز به همسوی اسلام با دمو کراسی های غربی نیست
پی نوشت:
1. ر.ک: فلسفه سیاست، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ص137.
2. سوره یونس، آیه 32.
3. سوره آل عمران، آیه 85.
4. ر.ک: جامعه مدنی و حاکمیت دینی، عبد الحسین خسروپناه، انتشارات وثوق.
5. سوره یوسف، آیه 67.
6. محمد تقی مصباح یزدی، پرسشها و پاسخ ها، قم ،انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)ج1 ، ص41
7. عبد الرسول بیات، فرهنگ معاصر ، قم، موسسه اندیشه و فرهنگ دینی، ص287 .
8. ر.ک: علی ربانی گلپایگانی دین و دولت ؛ محمد جواد نوروزی؛ نظام سیاسی اسلام، فصلنامه کتاب نقد، ش20و21، موسی میر مدرس، جامعه برین، مجله حوزه و دانشگاه، ش1.
جهت تسهیل و تسریع در امر پاسخگوئی از این پس، پرسشهای فقهی و احکام شرعی را تنها از طریق سامانه پاسخگوئی پیامکی به شماره 30009640 ، نشانی اینترنتی http://www.30009640.ir/sms و یا تلفن 09640 مطرح نمایید.






