نام كامل و زندگاني و كار ها و تآليفات شخصيت هاي زير را توضيح دهيد:
1-علامه ي حلي
2- فاضل هندي
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسش: شخصيت ها
شرح : نام كامل و زندگاني و كار ها و تآليفات فاضل هندي را توضيح دهيد؟
پاسخ:
فاضل اصفهانی (معروف به فاضل هندی) در سال ۱۰۶۲ هـ.ق. در اصفهان متولد شد. پدرش، تاج الدین حسن اصفهانی، فرزند شرف الدین محمد مشهور به ملا تاجا مردی دانشمند و فاضل بود. وی نام این کودک را «ابوالفضل» نهاد که بعداً به «فاضل هندی» [۱] و «بهاء الدین محمد» [۲] معروف شد.
از کودکی فاضل هندی اطلاع دقیقی در دست نیست. نوشتهاند: «چون در صغر سن با والد خود به هند رفت، به فاضل هندی مشهور شد. [۳] »
این کودک نابغه در ۸ سالگی به تدریس شرح مختصر و مطوّل تفتازانی پرداخت و در ۱۱ سالگی کتاب «منیه الحریص علی فهم شرح التخلیص» را تألیف کرد.
وی در ۱۳ سالگی به اجتهاد رسید. فاضل اصفهانی در سال ۱۰۷۷ هـ.ق. (تقریباً در ۱۶ سالگی) در ردیف فضلای به نام بود. [4]
استادان
درباره استادان فاضل هندی چیزی ننوشتهاند. برخی از پژوهشگران معاصر بر این باورند که اولین استاد فاضل هندی، پدرش ( مولی تاج الدین حسن بن شرف الدین فلاورجانی اصفهانی ) بود. [5]
شاگردان [ویرایش]
۱. شیخ احمد بن حسین حلی
۲. سید محمد علی کشمیری : وی در سال ۱۱۲۹ هـ.ق. از فاضل اجازه روایی گرفت. [6]
۳. سید ناصر الدین احمد بن سید محمد بن سید روح الامین مختاری سبزواری (۱۰۸۰ ـ ۱۱۳۰ هـ.ق.): وی مورد توجه فاضل هندی بود. فاضل هندی به وی اجازه روایی داد. [7] قبر او در تخت فولاد اصفهان است. [8]
۴. ملا عبدالکریم بن محمد هادی طبسی : او از فاضل هندی اجازه روایی داشت. فاضل این اجازه را پشت کتاب من لایحضره الفقیه ـ که در کتابخانه آیت الله مرعشی موجود است ـ نوشت. [9]
۵. شیخ محمد بن حاج علی بن امیر محمود جزائری تستری . [10]
۶. مولی نصیری امینی : وی از فاضل اجازه نقل روایت داشت. [۱1]
۷. میرزا عبدالله افندی
۸. میرزا بهاء الدین محمد مختاری (۱۰۸۰ ـ ۱۱۴۰ هـ.ق)
۹. علی اکبر بن محمد صالح حسنی لاریجانی : وی نسخهای از کشف اللثام را به خطّ خود نوشته و اجازه استادش نیز در آن موجود است. [۱2]
۱۰. محمد صالح کزازی قمی
۱۱. سید صدر الدین محمد حسینی قمی همدانی
۱۲. محمد تقی اصفهانی ، مشهور به « ملا تقیا » اجازهای از فاضل هندی برای او در سال ۱۱۱۸ هـ.ق صادر شده است. [۱3]
13.شیخ عبدالحسین بن عبدالرحمن بغدادی : فاضل در سال ۱۱۳۴ هـ.ق. رساله «الاحتیاطات اللازمه العمل» را بر او املا کرده است. [۱4]
قام علمی و مرجعیّت
وی در مقدمه « کشف اللثام » میگوید: «در ۱۳ سالگی از معقول و منقول فارغ التحصیل شدم.» او تألیف را قبل از بلوغ آغاز کرد و پیش از بلوغ به اجتهاد دست یافت. فاضل هندی در ۱۶ سالگی موفق شد شفای بوعلی را تلخیص کند، گرچه این نسخه سوخت و از میان رفت. فاضل در ۲۲ سالگی، بار دیگر به تلخیص شفا پرداخت. [15] مرجعیت علمی فاضل هندی پس از رحلت مرحوم مجلسی (۱۱۱۰ هـ.ق) و درگذشت آقا جمال خوانساری (۱۱۲۵ هـ.ق) فراگیر شد. [16]
تألیفات
در برخی از آثار فاضل هندی آمده است که وی ۸۰ تألیف درباره موضوعات مختلف علوم اسلامی نگارش کرده است. [17] گرایش و تبحّر وی در فقه و اصول بود. وی در زمینههای: عقاید ، کلام ، تفسیر ، نحو و ... به تلخیص و شرح آثار پیشینیان پرداخت. برخی از شرحهای وی مانند کشف اللثام چنان عمیق و مبسوط است که خود تألیفی مستقل به حساب میآید. از جمله کارهای تفسیری او تنظیم بخشهای تفسیری کتاب امالی سید مرتضی است.
فاضل هندی در تلخیص برخی متون نحوی نیز کوشش بسیاری نمود.
شمار آثار او را تا ۱۵۰ کتاب و رساله نوشتهاند. تعدادی از آثار او عبارتند از:
۱. تفسیر قرآن.
۲. التّمحیص، (در علم بلاغت).
۳. چهار آئینه: این کتاب به زبان فارسی است و فاضل آن را در اثبات خدا، اجماع امت بر امامت غیر معصوم، ملازم کفر است، تفسیر آیه ۴۰ سوره توبه و اثبات عصمت آل عبا، نوشته است. [18]
۴. حاشیه بر شرح مواقف.
۵. شرح هدایه.
۶. رساله عدم وجوب نماز جمعه در زمان غیبت امام (ره).
۷. زبده در اصول دین.
۸. شرح قصیده حمیری.
۹. شرح ملخص التلخیص.
۱۰. شرح عوامل.
۱۱. شرح زبده.
۱۲. شرح عقاید النسفیه.
۱۳. کشف اللثام فی شرح قواعد الاحکام ، در فقه .
۱۴. کلید بهشت.
۱۵. مناهج السویه فی شرح الروضه البهیه، چهار جلد. [19] این کتاب را فاضل هندی در ۲۵ سالگی به رشته تحریر درآورده است. [۲0]
۱۶. منیه الحریص علی فهم شرح التلخیص: این کتاب از نخستین آثار فاضل اصفهانی و موضوع آن علم بلاغت است که وی قبل از بلوغ نگارش آن را به پایان رسانده است. [۲1]
۱۷. التنصیص علی معانی التّمحیص: این کتاب در موضوع بلاغت نوشته شده و شرح مزجی است بر رساله «التمحیص» خودش، او تلخیص المفتاح خطیب قزوینی را در آن مختصر کرده است. این رساله در سال ۱۰۷۳ هـ.ق به پایان رسید [۲2] و در پایان کشف اللثام چاپ شده. این کتاب را فاضل هندی در ۱۲ سالگی تألیف کرد. [۲3]
۱۸. الزهره فی مناسک الحج و العمره.
۱۹. احاله النظر فی القضاء و القدر.
۲۰. الزبده العربیه.
۲۱. شرح الدره البریعه فی علم اصول الشریعه.
۲۲. الحور البریعه فی الاصول الشریعه.
۲۳. خلاصه المنطق.
۲۴. الحاشیه علی المواقف.
۲۵. الحاشیه علی الهدایه الاثیریه للمیبدی.
۲۶. رساله فی الاحتیاط الازمه العمل.
۲۷. عون اخوان الصفا علی فهم کتاب شفاء.
۲۸. اثبات الواجب فی اثبات الواجب.
۲۹. حکمت خاقانیه.
۳۰. السؤال و الجواب.
۳۱. شرح العوامل ملامحسن قزوینی.
۳۲. فهرست کنز الفؤاد.
۳۳. اللألیء العبقریه فی شرح العینیّه الحمیریّه: این کتاب به زبان عربی و شرح ادبی مفصل و مهمی است بر قصیده عینیه سید اسماعیل حمیری.
۳۴. النجاه: فارسی و درباره اصول دین است.
۳۵. بینش، غرض آفرینش.
۳۶. کاشف اسرار الیقین من اصول الشرع المبین فی شرح معالم الدین.
۳۷. قراح الاقتراح: به زبان عربی و درباره نحو میباشد و فاضل هندی در سال ۱۰۸۱ هـ.ق. آن را نوشته است. [۲4]
۳۸. موضح اسرار النحو.
۳۹. الرساله التهلیلیه.
۴۰. الکواکب الدری: این کتاب در موضوع تفسیر و ادبیات و به زبان عربی میباشدو در سال ۱۰۹۷ هـ.ق تألیف شده است. [25]
۴۱. حاشیه بر کافیه ابن حاجب.
۴۲. تطهیر التطهیر عن اوهام شبه الحمیر.
۴۳. الزام العار لصاحب الغار: تفسیر آیه ۳۸ سوره توبه. [26]
۴۴. حاشیه بر قرب الاسناد.
۴۵. الرسائل الکثیره.
۴۶. تحفه الصالح: پاسخ به پرسشهای شاگردش، مولی صالح بن عبدالله کزازی قمی است. وی در سال ۱۱۲۶ هـ.ق. آن را به شاه سلطان حسین اهدا کرد. [27]
۴۷. تحریم خمر.
فاضل هندی در روز سه شنبه بیست و پنجم رمضان سال ۱۱۳۷ هـ.ق. به سرای باقی شتافت و پیکرش در قبرستان تخت فولاد اصفهان دفن شد. [28] در کنار قبر او، قبر ملا محمد فضل معروف به فاضل نایینی قرار گرفته است که به همین سبب، مردم قبر این دو شخصیت علمی را به نام «فاضلان» میشناسند. [29]
بركرفته سایت اندیشه قم http://www.andisheqom.com/Files/olamabio.php?level=4&scid=30996 تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 3، ص 82
پي نوشت ها :
1. تاریخ حزین، ص ۶۴.
2. ریاضالعلما، ج ۷، ص ۳۶.
3. تاریخ حزین، ص ۶۴.
4. ترجمه روضات الجنات، ج ۷، ص ۳۵۷.
5. زندگینامه علامه مجلسی، ج ۲، ص ۸۲ و تذکره العلماء، محمد بن سلیمان تنکابنی، ص ۱۶۹.
6. تلامذه العلامه المجلسی و المجازون منه، ص ۶۳.
7. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۱، ص ۲۳۲، شماره ۱۲۲۰.
8. اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۱۱.
9. مقالات تاریخی، دفتر سوم، رسول جعفریان، ص ۱۳۱.
10. الاجازه الکبیره، ص ۱۷۷.
11. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۱۸، ص ۵۷.
12. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۱۸، ص ۵۷.
13. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۱، ص ۲۳۲؛ الکواکب المنتشره، ص ۱۱۶.
14. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۴.
15. مقالات تاریخی، دفتر سوم، رسول جعفریان، ص ۱۳۳.
16. دستور شهریاران، ص ۲۷۳.
17. فوائد الرضویه، ص ۴۷۸ و فهرست مجلس، ج ۴، ص ۹۸.
18. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۵، ص ۳۱۱، ش ۱۴۸۱.
19. سیری در تاریخ تخت فولاد، سید مصلح الدین مهدوی، ص ۱۶۶.
20. ترجمه روضات الجنات، ج ۷، ص ۳۵۷.
21. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۴، ص ۴۳۱ و ج ۲۲، ص ۳۶۱؛ ترجمه روضات الجنات، ج ۷، ص ۱۱۴.
22. فهرست نسخههای خطی کتابخانه عمومی آیت الله نجفی مرعشی، ج ۳، ص ۱۷ و ۱۶.
23. احوال و آثار بهاء الدین اصفهانی، رسول جعفریان، ص ۵۳.
24. فهرست نسخههای خطی آیه الله نجفی مرعشی، ج ۳، ص ۱۷و ۱۶.
25. فهرست نسخههای خطی کتابخانه آیت الله گلپایگانی، سید احمد حسینی، ج ۱، ص ۵۲.
26. نسخه خطی به شماره ۸۱۷، موجود در کتابخانه مرحوم آیت الله نجفی مرعشی.
27. اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۱۳۸.
28. ترجمه روضات الجنات، ج ۷، ص ۱۱۶ و سیری در تاریخ تخت فولاد، ص ۱۶۶.
29. سیری در تاریخ تخت فولاد، ص ۱۶۶؛ ریحانه الادب، ج ۴، ص ۲۸۵ و تذکره القبور، ملا عبدالکریم گزی، ص ۳۹.
پرسش: شخصيت ها
شرح : نام كامل و زندگاني و كار ها و تآليفات علامه ي حلي را توضيح دهيد؟
پاسخ:
علامه حلي :
ولادت و خاندان
وی در شب 29 رمضان 648 ق. در این شهر فرزندی از خاندانی پاک سرشت ولادت یافت که از مقربان درگاه باری تعالی قرار گرفت. نامش حسن و معروف به آیه الله علامه حلی است. مادرش بانویی نیکوکار و عفیف ، دختر حسن بن یحیی بن حسن حلی، خواهر محقق حلی است و پدرش شیخ یوسف سدیدالدین از دانشمندان و فقهای عصر خویش در شهر فقاهت حله است.
علامه حلی از طرف پدر به(آل مطهر) پیوند می خورد که خاندانی مقدس و بزرگ و همه اهل دانش و فضیلت و تقوا بودند. از آنها آثار و نوشته های گرانقدر به یادگار مانده که تا به امروز و در امتداد تاریخ مورد استفاده دانش پژوهان قرار گرفته است. آل مطهر به قبیله بنی اسد که بزرگترین قبیله عرب در شهر حله است پویند می خوردند که مدت زمانی حکومت و سیادت از آنها بود.
آغاز تحصیل
گرچه هنوز از عمرش چند سالی بیش نگذشته، با راهنمایی دلسوزانه پدرش برای فراگیری قرآن مجید به مکتب خانه رفت و با تلاش و پیگیری مداوم و هوش و استعداد خدادادی که داشت در زمان کوتاه خواندن قرآن را بخوبی یاد گرفت .
او نوشتن را در مکتب خانه آموخت ولی به این مقدار راضی نشد. از این رو نزد معلم خصوصی خود رفت و در محضر شخصی به نام (محرم )با تلاش و جدیت فراوان در اندک زمان نوشتن را بخوبی فرا گرفت.
حسن بن یوسف پس از آموختن کتاب وحی و خط، کم کم آمادگی فراگیری دانشها را در خود تقویت نمود و در مراحل اولیه تحصیل مقدمات و مبادی علوم را در محضر پدر فاضل و فقیه خود آموخت و به سبب کسب این همه فضیلتها و نیکیها در سنین کودکی به لقب (جمال الدین ) (زینت و زیبایی دین ) در بین خانواده و دانشمندان مشهور گشت.
هنوز یک دهه از سن جمال الدین حسن نگذشته بود که با حمله وحشیانه مغولان رعب و وحشت سرزمینهای اسلام را در بر گرفت. ایران در آتش جنگ مغولان می سوخت و شعله آن دیگر نواحی را نیز تهدید می کرد. در این میان مردم عراق دلهره عجیبی داشتند. هر لحظه ممکن بود لشکریان مغول از ایران به سوی عراق حرکت کنند و شهرهای آنجا را یکی پس از دیگری فتح نمایند. بغداد پایتخت عباسیان آخرین روزهای زوال خلافت عباسیان را مشاهده می کرد. مردم از ترس احتمال حمله مغلولان وحشی شهرها خالی کرده و سر به بیابان گذاشته بودند.
شیعیان و مردم شهرهای مقدس عراق چون کربلا، نجف و کاظمین به بارگاه ملکوتی ائمه معصومین روی آورده ، در حرم امن اهل بیت عصمت و طهارت علهیم السلام پناهنده شدند و حریم دل را آرامش می دادند.
مردم حله نیز سر به بیابان و نیزارها گذاشته ، بعضی به کربلا معلا و نجف اشرف پناهنده شدند و چند نفری هم در شهر ماندند که از جمله آنان سه نفر فقیه و دانشمند به نامهای : شیخ یوسف سدیدالدین ، سید مجدالدین بن طاووس و ابن العز بودند. این دانشمندان در جایی جمع شدند و برای نجات شهرهای مقدس کربلا، نجف ، کوفه حله در پی چاره اندیشی بر آمدند و پس از گفتگوهای زیاد و مشورت با یکدیگر به این نتیجه رسیدند که نامه ای نزد هلاکوخان پادشاه مغول بفرستند و از وی امنیت و آسایش برای شهرهای مقدس عراق در خواست نمایند.
سرانجام در سال 657 ق . بغداد به دست هلاکو فتح گردید. ولی به رغم وحشیگریهای مغولان دور از فرهنگ و با تلاش و همت بلند و درایت فقهای شیعه در حله - بویژه شیخ یوسف سدیدالدین پدر جمال الدین حسن - لطف و عنایت پروردگار، امنیت به شهر حله و شهرهای مقدس عراق بازگشت و سرزمین حله پناهی برای فقها و دانشمندان شد.
در محضر عالمان
جمال الدین در شهر حله بزیست و در محضر فقها، متکلمان و فلاسفه والا مقام با کمال ادب زانو زد و از روح بلند و اخلاق و دانش آنان بهره کافی برد و خویشتن را به دانش و تهذیب نفس آراست و به تمام فنون و علوم مسلح گردید و از دست آنان به دریافت اجازه نامه اجتهادی و نقل حدیث مفتخر گردید. حال به اختصار به نام چند نفر از اساتید بزرگواری اشاره می کنیم :
شیخ یوسف سدیدالدین (پدر ارجمند او)، محقق حلی (602 - 676 ق)، خواجه نصیرالدین طوسی (597 - 672 ق) سید رضی الدین علی بن طاووس (597 - 664 ق .)، سید احمد بن طاووس (متوفا به سال 673 ق) یحیی بن سعید حلی (متوفا به سال 690 ق) مفیدالدین محمد بن جهم حلی ، علی بن سلیان بحرانی ، ابن میثم بحرانی (626 - 679 ق)، جمال الدین حسین بن ایاز نحوی (متوفای 681 ق)، محمد بن محمد بن احمد کشی (615 - 695 ق )، نجم الدین علی بن عمر کاتبی (متوفا به سال 675 ق )، برهان الدین نسفی، شیخ فاروقی واسطی و شیخ تقی الدین عبدالله بن جعفر کوفی.
جمال الدین حسن، ستاره پر فروغ ((آل مطهر)) و شهر فقاهت حله هنوز مدت زمانی از تحصیلش نگذشته بود که با ذوق سرشار خدادادی و علاقه وافر، به تمام دانشهای بشری مانند فقه و حدیث ، کلام و فلسله ، اصول فقه، منطق، ریاضیات و هندسه مسلح گردید و تجربه لازم را به دست آورد. آوازه فضل و دانش وی به سرعت در سزرمین حله و دیگر شهرها پیچید و در مجالس درس و محیط فرهنگی نام مقدسش را به نیکی و احترام یاد می کردند و ((علامه ))اش می خواندند.
علامه حلی چون خورشید فروزان در آسمان فقاهت درخشید و دیگران از نور وجودش استفاده کردند. در شهر حله حوزه درس تشکیل داد و علاقه مندان و تشنه کامان معارف و علوم اهل بیت علیهم السلام از کوشه و کنار جذب آن شدند و از دریای بی کرانش سیراب گشتند.
یکی از دانشمندان می گوید: علامه حلی نظیری ندارد نه پیش از زمان خودش نه بعد از آن . کسی که در مجلس درس او پانصد مجتهد تربیت شد.
از جمله فرزانگان و ستارگانی که در محضرش زانو زدند و از انفاس پاک و مکتب پر بار فقهی ، کلامی و روح بلندش بهره ها بردند از از دست مبارکش به دریافت اجازه نامه اجتهادی و نقل حدیث مفتخر شدند اینان بودند:
فرزند عزیز و نابغه اش محمد بن حسن بن یوسف حلی معروف به ((فخر المحققین )) (628 - 771 ق )، سید عمیدالدین عبدالمطلب و سید ضیا الدین عبدالله حسینی اعرجی حلی (خواهرزادگان علامه حلی ) تاج الدین سید محمد بن قاسم حسنی معروف به ((ابن معیه )) (متوفی 776 ق )، رضی الدین ابوالحسن علی بن احمد حلی (متوفی 757 ق )، قطب الدین رازی (متوفی 776 ق .)، سید نجم الدین مهنا بن سنان مدنی ، تاج الدین محمود بن مولا، تقی الدین ابراهیم بن حسین آملی و محمد بن علی جرجانی .
بعد از رحلت محقق حلی در سال 676 ق که زعامت و مرجعیت شیعیان را به عهده داشت شاگردان ممتاز وی و فقها و دانشمندان حله به دنبال فقیه و مجتهدی بودند که خصوصیات مرجعیت و زعامت را دارا باشد تا او را به عنوان مرجع تقلید معرفی کنند. آنان تنها علامه حلی را که از شاگردان برجسته و دست پرورده مکتب فقهی محقق حلی بود و فقها و مجتهدان بنام آن روزگار در حوزه درس وی شرکت کردند شایسته مرجعیت و پیشوایی دین می شناختند و این در زمانی بود که فقط 28 بهار از عمر شریف علامه گذشته بود. این امر حاکی از نبوغ و شخصیت والای اوست که در این سنین تمام دانشها و فضایل اخلاقی و کرامتهای معنوی و انسانی ارا به کمال رسانده و از دیگر عالمان و مجتهدان برتری جسته و به مقام شامخ مرجع تقلید و فتوا در احکام شرع مقدس ، اسلام نایل گشته بود.
آری پس از رحلت محقق حلی زعامت و مرجعیت شیعیان به علامه حلی منتقل گردید و این بار امانت الهی بر دوش با کفایت او گذاشته شد. بدین سبب به لقب مقدس و شریف ((آیه الله )) مشهور گردید، که در آن روزگار تنها او به این لقب خوانده می شد و هر کس آیه الله می گفت منظورش علامه حلی بود.
عصر علامه
عصر علامه را باید زمان توسعه فقه و شیعه و حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و در دوره پیشرفت تمدن و دانش در گوشه و کنار جهان اسلام نامید. چرا که علامه حلی تلاش و کوشش خستگی ناپذیری در نشر علوم و فقه اسلام بر طبق مذهب اهل بیت نمود و در فقه تحول و شیوه نوی را ارائه کرد.
وی اولین فقیهی بود که ریاضیات را به عنوان دانشی در فقه وارد کرد و به فقه استدلالی تکامل بخشید. تاثیری که دیدگاه فقهی ، کلامی و آثار علامه گذارده بود محور بحث و تکلیه گاه دانشمندان بر طبق نظرات فقهی فقها و دانشمندان شیعی بود.
در آن روزگار، در بغداد و عراق خاندان جوینی حکومت می کردند که گر چه از طرف پادشاهان مغول به بغداد و این منطقه گمارده شده بودند، بیش از سی سال فرمانروای مطلق بودند و در ترویج دین مبین اسلام و تعظیم علما و نشر دانش و فضیلتها و ترمیم خرابیهای مغولان ، هر چه توانستند دریغ نکردند. به واقع اگر وجود آنان نبود آثاری از تمدن اسلام بر جای نمی ماند.
در ایران نیز گر چه حاکمان مغول حکومت می کردند و مدت زیادی رعب و وحشت و جنایت و خونریزی حکمفرما بود، رفته رفته از بی فرهنگی و خوی ستمگری مغولان کاسته شد و این به سبب تاثیر فرهنگ مردم ایران و اسلام و نیز هوشیاری و سیاست وزرای لایق و شایسته ای نظیر خواجه نصیرالدین طوسی ، یاور وحی و عقل و استاد علامه حلی بود.
حضور چنین دانشمندان دلسوز فرهنگ اسلام و ملت در دستگاه مغولان ، در پیشرفت علم و جلوگیری مغولان وحشی از تخریب و آتش سوزی مراکز فرهنگی و کتابخانه ها، نقش بسزایی ایفا کرد، دانشمندانی که در انجام این مهم از آبروی خویشتن سرمایه گذاشتند و همچون شمع سوختند.
علامه و اولجایتو
علامه حلی شهرت جهانی داشت و آوازه او به تمام نقاط رسیده بود. حاکم عصر وی سلطان محمد اولجایتو یکی از پادشاهان مغول بود که از سال 703 تا 716 ق . در ایران بر متصرفات مغول حکومت می کرد.
اولجایتو در سال 706 ق . در پنج فرسخی ابهر در سرزمینی سر سبز که رود کوچک ابهر و زنجان رود از آنجا سرچشمه می گیرد، شهر ((سلطانیه )) را تاسیس کرد.
نوشته اند در یکی از روزها سلطان در پی ناراحتی شدید از روی خشم یکی از زنانش را در یک مجلس سه طلاقه کرد! پس از مدتی پشیمان شد و از دانشمندان سنی مذهب درباری از حکم چنین طلاقی سئوال کرد. آنها در پاسخ گفتند: آن زن دیگر همسر شما نیست !
یکی از وزرا گفت : در شهر حله فقیهی است که فتوا به باطل بودن این طلاق می دهد. فقیهی را که آن وزیر پیشنهاد داد علامه حلی بود. از این رو سلطان از علامه دعوت کرد و قاصدان به شهر حله رفتند و آیه الله حلی را همراه خود به مرکز حکومت آوردند. هر چند زمان مسافرت علامه به ایران به طور دقیق روشن نیست ولی ممکن است پس از سالهای 705 ق . به بعد باشد.
علامه پس از ورود به ایران ، در اولین جلسه ای که سلطان تشکیل داد شرکت کرد و بدون توجه به مجلس شاهانه ، با برخورد علمی و پاسخهای دقیق و محکمی که به سوالات می گفت دانشمندان و پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت را به پذیرش نظر خویش ملزم کرد و در خصوص طلاق همسر شاه فرمود: طلاق باطل است چون شرط طلاق باطل است چون شرط طلاق که حضور دوم شاهد عادل باشد فراهم نبوده است . شاه با خوشحالی از این فتوا، از قدرت علامه حلی در بحث و مناظره ، صراحت لهجه ، حضور ذهن قوی ، دانش و اطلاعاتی که داشت و با شهامت و دلیلهای روشن صحت نظرات خویش را ثابت می کرد خوشش آمد علاقه وافری به فقیه شیعی پیدا کرد.
بذر تشیع
حضور فقیه یگانه عصر علامه حلی در ایران و مرکز حکومت مغولان خیر و برکت بود و با زمینه هایی که حاکم مغول برای وی به وجود آورده بود کمال بهره را برد و به دفاع از امامت و ولایت ائمه معصومین علیهم السلام برخاست . از این رو بزرگترین جلسه مناظره با حضور اندیشمندان شیعی و علمای مذاهب مختلف برگزار شد. از طورف علمای اهل سنت خواجه نظام الدین عبدالملک مراغه ای که از علمای شافعی و داناترین آنها بود برگزیده شد. علامه حلی با وی در بحث امامت مناظره کرد و خلافت بلا فصل مولا علی علیه السلام بعد از رسالت پیامبر اسلام را ثابت نمود و با دلیلهای بسیار محکم برتری مذهب شیعه امامیه را چنان روشن ساخت که جای هیچ گونه تردید و شبهه ای برای حاضران باقی نماند.
پس از جلسات بحث و مناظره و اثبات حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اولجایتو مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اولجایتو مذهب شیعه را انتخاب کرد و به لقب ((سلطان محمد خدابنده )) معروف گشت . پس از اعلان تشیع وی ، در سراسر ایران مذهب اهل بیت منتشر شد و سلطان به نام دوازده امام خطبه خواند و دستور داد در تمام شهرها به نام مقدس ائمه معصومین علیهم السلام سکه زنند و سر در مساجد و اماکن مشرفه به نام ائمه مزین گردد
در ایران
آیه الله علامه حلی ، عارف و فقیه بر جسته شیعه ، در ایران باقی ماند و حدود یک دهم از عمر شریفش در این خطه گذشت . او در این مدت خدمات بسیار ارزنده ای نمود و در نشر علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام کوشش فراوان نمود و شاگردان زیادی را تربیت کرد.
علامه چه در شهر سلطانیه و چه در مسافرتها به دیگر شهرهای ایران پیوسته ملازم با سلطان بود به پیشنهاد وی سلطان دستور داد مدرسه سیاری را از خیمه و چادر، دارای حجره و مدرس آماده کنند تا با کاروان حمل گردد و در هر منزلی که کاروان رحل اقامت کرد خیمه مدرسه در بالاترین و بهترین نقطه منزل بر پا شود.
او علاوه بر تدریس و بحث و مناظره با دانشمندان اهل سنت و تربیت شاگردان ، به نوشتن کتابهای فقهی ، کلامی و اعتقادی مشغول بود،
تدریس و تالیف هر یک فضیلت بسیار مهمی برای رادمردان عرصه دانش است و علامه شخصیتی بود که در این دو جنبه از دیگر محققان و دانشوران پیشی گرفت و سرآمد روزگار شد. چنانکه گفته اند: علامه حلی زمانی از نوشتن کتابهای حکمت و کلام فارغ شد و به تالیف کتابهای فقهی پرداخت که از عمر مبارکش بیش از 26 سال نگذشته بود.
او در رشته های گوناگون علوم کتابهای زیادی دارد که اگر در مجموعه ای جمع آوری شود دایره المعارف و کتابخانه بسیار ارزشمندی خواهد شد.
الف - آثار فقهی
منتهی المطلب فی تحقیق المذهب ، تلخیص المرام فی معرفه الاحکام ، غایه الاحکام فی تصحیح تلخیص المرام ، تحریر الاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه ، مختلف الشیعه فی احکام الشرعیه ، تبصره المتعلمین فی احکام الدین ، تذکره الفقها، ارشاد الاذهان فی احکام الایمان ، قواعد الاحکام فی معرفه الحلال و الحرام ، مدارک الاحکام ، نهایه الاحکام فی معرفه الاحکام ، المنهاج فی مناسک الحاج ، تسبیل الاذهان الی احکام الایمان ، تسلیک الافهام فی معرفه الاحکام ، تنقیح قواعد الدین ، تذهیب النفس فی معرفه المذاهب الخمس ، المعتمد فی الفقه ، رساله فی واجبات الحج و ارکانه و رساله فی واجبات الوضو و الصلوه .
ب - آثار اصولی
النکه البدیعه فی تحریر الذریعه ، غایه الوصول و ایضاح السبل ، مبادی الوصول الی یعلم الاصول ، تهذیب الوصول الی علم الاصول ، نهایه الوصول الی علم الاصول ، نه الوصول الی علم الاصول ، منتهی الوصول الی علمی الکلام و الاصول .
ج - آثار کلامی و اعتقادی
منهاج الیقین ، کشف المراد، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت ، نظم البراهین فی اصول الدین ، معارج الفهم ، الابحاث المفیده فی تحصیل العقیده ، کشف الفوائد فی شرح قواعد العقائد، مقصد الواصلین ، تسلیک النفس الی حظیره القدس ، نهج المسترشدین ، مناهج الهدآیه و معارج الدرآیه ، منهاج الکرامه ، نهایه المرام ، نهج الحق و کشف الصدق ، الالفین ، باب حادی عشر، اربعون مساله ، رساله فی خلق الاعمال ، استقصا النظر، الخلاصه ، رساله السعدیه ، رساله واجب الاعتقاد، اثبات الرجعه ، الایمان ، رساله فی جواب سئوالین ، کشف الیقین فی فضائل امیر المومنین علیه السلام ، جواهر المطاب ، التناسب بین الاشعریه و فرق السوفسطائیه المبحاث السنیه و المعارضات النصریه ، مرثیه الحسین علیه السلام .
د - آثار حدیثی
استقصا الاعتبار فی تحقیق معانی الاخبار، مصابیح الانوار، الدرر و المرجان فی الاحادیث الصحاح و الحاسن ، نهج الوضاح فی الاحادیث الصحاح ، جامع الاخبار، شرح الکلمات الخمس لامیرالمومنین علیه السلام ، مختصر شرح نهج البلاغه ، شرح حدیث قدسی .
ه - آثار رجالی
خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال ، کشف المقال فی معرفه الرجال ، ایضاح الاشتباه .
و - آثار تفسیری
نهج الایمان فی تفسیر القرآن ، القول الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز و ایضاح مخالفه السنه .
ز - آثار فلسفی و منطقی
القواعد و المقاصد، الاسرار الخفیه ، کاشف الاستار، الدر المکنون ، المقامات، حل المشکلات ، ایضاح التلبیس ، الجوهر النضید، ایضاح المقاصد، نهج العرفان ، کشف الخفا من کتاب الشفا، مراصد التدقیق و مقاصد التحقیق، المحاکمات بین شراح الاشارت ، ایضاح المعضلات من شرح الاشارات ، نور المشرق فی علم المنطق ، الاشارات الی معانی الاشارات ، بسط الاشارت، تحریر الابحاث فی معرفه العلوم الثلاثه ، تحصیل الملخص ، التعلیم التام ، شرح القانون ، شرح حکمه الاشراق ، القواعد الجلیه.
ح - آثار ارزنده در زمینه دعا
الادعیه الفاخره المنقوله عن الائمه الطاهره و منهاج الصلاح فی اختصار المصباح .
ط - آثار ادبی
کشف المکنون من کتاب القانون ، بسط الکافیه ، المقاصد الوافیه بفوائد القانون و الکافیه ، المطالب العلیه ، لب الحمکه ، و اشعار در موضوعات مختلف و قصیده ای بلند درباره دانش و مال .
ی - دیگر آثار
آداب البحث ، جوابات المسائل المهنائیه الاولی ، جوابات المسائل المهنائیه الثانیه ، جواب السوال عن حکمه النسخ ، اجازه نقل حدیث به بنی زهره حلبی ، لاجازه نقل حدیث به قطب الدین رازی در ورامین ، اجازه نقل حدیث به مولا تاج الدین رازی در سلطانیه ، دو جازه نقل حدیث به سید مهنا بن سنان مدنی در حله ، اجازات متعدد به شاگردان و دیگر فقها، وصیتنامه ، الغریه ، مسائل سید علاالدین .
پایان زندگی هر کس به مرگ اوست جز مرد حق که مرگ وی آغاز دفتر است . برای شیعیان و پیروان راستین اسلام فراموش نشدنی است . عزا و ماتم آنان افزون است . بویژه حله این سرزمین مردان پاک سرشت و عاشقان اهل بیت علیهم السلام شور و ماتم بیشتری دارد.
عجب تقارن و اتفاقی ! پاسدار بزرگ اسلام و فقیه شیعه ، علامه حلی ، ولادتش در ماه پربرکت و با فضیلت رمضان واقع شد و زندگی اش با خیر و برکت فراوان گردید و، پرواز روحش با عشق و محبتی که به اهل بیت نبوت و رابطه ناگسستنی با ولایت داشت ، در ماه شهادت به وقوع پیوست وبه روح مطهر سالار شهیدان امام حسین علیه السلام پیوند خورد.
وی ، در 21 محرم سال 726 ق بعد از گذشت 78 سال عمر پر بارش دار فانی را وداع گفت و روح ملکوتی اش به سوی خدا پرواز کرد و به رضوان و لقای معبودش شتافت . و در فضای آکنده از غم و آه ، پیکر پاکش بر دوش هزاران عاشق و شیفتگان راهش از حله به نجف تشییع گردید و در جوار بارگاه ملکوتی مولای متقیان علی علیه السلام در حرم مطهر به خاک سپرده شد.
از ایوان طلای امیرالمومنین علیه السلام دری به رواق علوی گشوده است . پس از ورود به سمت راست ، حجره ای کوچک دارای پنجره فولادی ، مخصوص قبر شریف علامه حلی است . زائرین بارگاه علوی در مقابل این حجره توقفی کرده ، مرقد شریفش را زیارت می کنند و از روح بلندش مدد می جویند.
برگرفته از :http://www.hawzah.net/fa/daneshvarview.html?DaneshvarID=572
جهت تسهیل و تسریع در امر پاسخگوئی از این پس، پرسشهای فقهی و احکام شرعی را تنها از طریق سامانه پاسخگوئی پیامکی به شماره 30009640 ، نشانی اینترنتی http://www.30009640.ir/sms و یا تلفن 09640 مطرح نمایید.






