سلام
خسته نباشد
با عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

سوال من پیرامون متنی است که در ذیل سوال اورده ام . از انجا که نقل شده حضرت بعد از خطبه فدک در مسجد به خانه شان رفتند و با حضرت علی علیه السلام همانگونه که اورده ام سخن گفته اند
سوال من ین است که ایا با توجه به این که حضرت علی علیه السلام بر ایشان ولایت داشتند ایا این گونه عتاب و خطاب ها درست است و با عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها جور در می آید ؟
ایا درست است که حضرت زهرا سلام الله علیها نگران روزی خود و فرزندانشان باشند و به این خاططر با امیر المومنین این گونه صحبت کنند و حضرت هم از طرف خدا به ایشان تضمین تامین روزی دهند ؟
چرا به گونه ای سخن می گویند که نیاز باشد از خدا عذر خواهی کنند ؟ و چرا خود را بی یاور می دانند ؟

متن :

ثم انكفأت عليهاالسلام و اميرالمؤمنين عليه‏السلام يتوقّع رجوعها اليه و يتطلّع طلوعها عليه

آنگاه حضرت فاطمه عليهاالسلام به خانه بازگشت و حضرت على عليه‏السلام در انتظار او بسر برده و منتظر طلوع آفتاب جمالش بود

فلمّا استقرّت بها الدار، قالت لاميرالمؤمنين عليهماالسلام: يَابْنَ اَبي‏طالِبٍ! اِشْتَمَلْتَ شِمْلَةَ الْجَنينِ، وَ قَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنينِ، نَقَضْتَ قادِمَةَ الْاَجْدَلِ، فَخانَكَ ريشُ الْاَعْزَلِ. هذا اِبْنُ اَبي‏قُحافَةَ يَبْتَزُّني نِحْلَةَ اَبي وَ بُلْغَةَ ابْنَىَّ! لَقَدْ اَجْهَرَ في خِصامي وَ اَلْفَيْتُهُ اَلَدَّ في كَلامي حَتَّى حَبَسَتْني قيلَةُ نَصْرَها وَ الْمُهاجِرَةُ وَصْلَها، وَ غَضَّتِ الْجَماعَةُ دُوني طَرْفَها، فَلا دافِعَ وَ لا مانِعَ، خَرَجْتُ كاظِمَةً، وَ عُدْتُ راغِمَةً. اَضْرَعْتَ خَدَّكَ يَوْمَ اَضَعْتَ حَدَّكَ، اِفْتَرَسْتَ الذِّئابَ وَ افْتَرَشت التُّرابَ، ما كَفَفْتَ قائِلاً وَ لا اَغْنَيْتَ باطلاً وَ لا خِيارَ لي، لَيْتَني مِتُّ قَبْلَ هَنيئَتي وَ دُونَ ذَلَّتي، عَذيرِىَ اللَّهُ مِنْكَ عادِياً وَ مِنْكَ حامِياً.وَيْلاىَ في كُلِّ شارِقٍ، وَيْلاىَ في كُلِّ غارِبٍ، ماتَ الْعَمَدُ وَ وَهَنَ الْعَضُدُ، شَكْواىَ اِلى اَبي وَ عَدْواىَ اِلى رَبّي، اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ حَوْلاً، وَ اَشَدُّ بَأْساً وَ تَنْكيلاً.

وقتى در خانه آرام گرفت به حضرت على عليه‏السلام فرمود: اى پسر ابوطالب! همانند جنين در شكم مادر پرده ‏نشين شده، و در خانه اتهام به زمين نشسته ‏اى، شاه‏ پرهاى شاهين را شكسته، و حال آنكه پرهاى كوچك هم در پرواز به تو خيانت خواهد كرد. اين پسر ابى ‏قحافه است كه هديه پدرم و مايه زندگى دو پسرم را از من گرفته است، با كمال وضوح با من دشمنى كرد، و من او را در سخن گفتن با خود بسيار لجوج و كينه ‏توز ديدم، تا آنكه انصار حمايتشان را از من باز داشته، و مهاجران ياريشان را از من دريغ نمودند، و مردم از ياريم چشم ‏پوشى كردند، نه مدافعى دارم و نه كسى كه مانع از كردار آنان گردد، در حالى كه خشمم را فروبرده بودم از خانه خارج شدم و بدون نتيجه بازگشتم. آنروز كه شمشيرت را بر زمين نهادى همان روز خويشتن را خانه ‏نشين نمودى، تو شيرمردى بودى كه گرگان را مى ‏كشتى، و امروز بر روى زمين آرميده ‏اى، گوينده ‏اى را از من دفع نكرده، و باطلى را از من دور نمى ‏گردانى، و من از خود اختيارى ندارم، اى كاش قبل از اين كار و قبل از اينكه اين چنين خوار شوم مرده بودم، از اينكه اينگونه سخن مى ‏گويم خداوندا عذر مى‏ خواهم، و يارى و كمك از جانب توست. از اين پس واى بر من در هر صبح و شام، پناهم از دنيا رفت، و بازويم سست شد، شكايتم بسوى پدرم بوده و از خدا يارى مى ‏خواهم، پروردگارا نيرو و توانت از آنان بيشتر، و عذاب و عقابت دردناكتر است.

فقال اميرالمؤمنين عليه‏السلام: لا وَيْلَ لَكِ، بَلِ الْوَيْلُ لِشانِئِكِ، نَهْنِهْني عَنْ وُجْدِكِ، يا اِبْنَةَ الصَّفْوَةِ وَ بَقِيَّةَ النُّبُوَّةِ، فَما وَنَيْتُ عَنْ ديني، وَ لا اَخْطَأْتُ مَقْدُورى، فَاِنْ كُنْتِ تُريدينَ الْبُلْغَةَ فَرِزْقُكِ مَضْمُونٌ، وَ كَفيلُكِ مَأْمُونٌ، وَ ما اُعِدَّ لَكِ اَفْضَلُ مِمَّا قُطِعَ عَنْكِ، فَاحْتَسِبِي اللَّهَ.

حضرت على عليه‏السلام فرمود: شايسته تو نيست كه واى بر من بگوئى، بلكه سزاوار دشمن ستمگر توست، اى دختر برگزيده خدا و اى باقيمانده نبوت، از اندوه و غضب دست بردار، من در دينم سست نشده و از آنچه در حدّ توانم است مضائقه نمى ‏كنم، اگر تو براى گذران روزيت ناراحتى، بدانكه روزى تو نزد خدا ضمانت شده و كفيل تو امين است، و آنچه برايت آماده شده از آنچه از تو گرفته شده بهتر است، پس براى خدا صبر كن.

فقالت: حَسْبِيَ اللَّهُ، و أمسكت.

حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: خدا مرا كافى است، آنگاه ساكت شد.

با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

پاسخ اين سؤال با دقت در خطبه و با توجه به پرخاش مقدس صديقه‏ي طاهره عليهاالسلام روشن مي‏شود که مسلما مولا عليه‏السلام در اين جواب در مقام آن نبوده که حضرت را نسبت به رزق و روزي تأمين دهد، بلکه از آنجايي که زهراي اطهر عليهاالسلام از جريان وارونه کردن هدفهاي پيامبر عظيم‏الشأن اسلام (ص)و سرنوشت بدي که در انتظار اسلام و مسلمانان بود، قلب مبارکش در رنج بود، با جمله‏هاي آرام‏بخش، اين چنين: اي دختر برگزيده و يادگار نبوت! من هرگز در اداي وظيفه کوتاهي نکردم...، با اين جمله‏هاي نرم و فروتنانه در مقام تسلي و آرامش دادن آن حضرت بودند، وگرنه همين سؤال در جمله‏ي «فماونيت عن ديني؛ در دينم کوتاهي نکردم» هست. مگر صديقه‏ي طاهره عليهاالسلام در مقام و عظمت مولا عليه‏السلام نمي‏فرمايد: «مکدودا في ذات الله، مجتهدا في امر الله». پس مسلم صديقه‏ي طاهره عليهاالسلام مي‏دانستند که مولا عليه‏السلام کوتاهي نفرموده. به اين قرينه و قراين ديگر اين جمله‏هاي مولا عليه‏السلام معاني اصلي و ابتدايي آن مراد نيست و به اصطلاح علم بلاغت، در اين فراز هدف از ايراد اين جملات
تسلي خاطر صديقه‏ي طاهره عليهاالسلام است و در اين فراز هم مولا با اين جمله‏ها روح آزرده‏ي زهراي اطهر- سلام الله عليها- را تسلي مي‏دهند.(1)
پی نوشت ها :
1. آیه الله سید عز الدین حسینی زنجانی، شرح خطبه حضرت زهرا، دفتر تبلیغات اسلامی، ج 2، ص 334 با تلخیص.