میگن خدا عدالتو بین همه رعایت کرده این دروسته؟؟پس چرا یکی پول نداره ولی یکی زیاد داره؟؟چرا تو اسلام همه چی برای اقایون هست نمونه بارز تو ازدواج!مثلا میگن اگه مردی با همسرش همبستری کند فلان فلان ثوابو داره پس خانوم چی؟؟در حالی که تو حجاب فقط وظیفه زن هست این کجاش عدالته؟؟؟مرد ازاد و ازدواج خودش لذت ببره و ثوابشو بگیره و زن اگه یک شب به مردش بگه نه تا صبح فرشته ها لعن میفرستن درحالیکه یک لاخ مو نامحرم ببینه خودش کلی گناه هست؟ میدونم دلیلی داره میدونم خدا هرچیزی رو بی حکمت نمیذاره ولی من نمیتونم بفهمم خواهش میکنم بهم توضیح بدین ببخشین من انشام خیلی خوب نیست سوال دیگه که دارم اینه من 20سالمه خودم تصمصم ازدواج دارم ولی مامانم به همه میگن نه درسش تموم بشه اخه من نمیفهمم چه ربطی به درسم داره و تاحالا سر قضیه مهریه دوبار ازدواجم بهم خورده واقعا سخته واسم! کمکم کنین خواهش میکنم خواهش میکنم جوابمو بدین
با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسش 1:
با سلام و خسته نباشيد و تشکر ازسايت خوبتون و اما سوالم:
شرح : 1- ميگن خدا عدالتو بين همه رعايت کرده اين دروسته؟؟پس چرا يکي پول نداره ولي يکي زياد داره؟؟چرا تو اسلام همه چي براي اقايون هست نمونه بارز تو ازدواج!مثلا ميگن اگه مردي با همسرش همبستري کند فلان فلان ثوابو داره پس خانوم چي؟؟در حالي که تو حجاب فقط وظيفه زن هست اين کجاش عدالته؟؟؟مرد ازاد و ازدواج خودش لذت ببره و ثوابشو بگيره و زن اگه يک شب به مردش بگه نه تا صبح فرشته ها لعن ميفرستن درحاليکه يک لاخ مو نامحرم ببينه خودش کلي گناه هست؟ ميدونم دليلي داره ميدونم خدا هرچيزي رو بي حکمت نميذاره ولي من نميتونم بفهمم خواهش ميکنم بهم توضيح بدين ببخشين من انشام خيلي خوب نيست
پاسخ:
مطابق آنچه بيان نموده ايد، اينکه خداوند عادل بوده و در وضع قوانين، اعطاء نعمتها و...به عدل رفتار مي کند، شکي وجود ندارد اما توجه داشته باشيد که پذيرفتن اين مطلب بدان معنا نيست که بين بندگان با ويژگيهاي مختلف، تساوي برقرار کرده و به اصطلاح براي همه قانوني مساوي طراحي کند.
بنابراين در صورتي افعال خداوند مطابق عدل و حکمت و تفاوتهاي موجود در عالم، معقول و پذيرفتني است که براي آنها دليل قانع کننده اي باشد و گرنه مي توان گفت خداوند در نعمت دادن به بنده گان، وضع قوانين و ... حکيمانه برخورد ننموده و نوعي تبعيض بي دليل را در عالم محقق کرده است؛ اما در حالت کلي ابتدا بايد ديد که اين اختلافات ناشي از چيست؟ و اختلاف بين مردم از نظر نعمتهاي ظاهري و وضع قوانين، به چه تناسب و معياري است ؟
در ابتداء سوال خود به مسئله تفاوت در اعطاء نعمتها مانند پول اشاره کرده و حال آنکه با تامل و دقت مي توان دريافت که اصولاً مورد اشاره شده و امثال آن، منشأ اختلافات جهات مختلفي دارد:
1-بعضي از تفاوتها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق ديگران است.
مشکلات مالي و انواع دردها و رنج ها در بسياري از خانواده ها ناشي از ظلمي است که در گذشته بر آن ها يا پدران آن ها شده است. اگر ظلم ها نبود، وضع کنوني يک خانواده و خاندان حتي يک جامعه متفاوت بود. خداوند نخواسته ظلم باشد. يا خانواده اي گرفتار فقر و به همين دليل راهکار برطرف شدن آن ها را هم با ارسال پيامبران ارائه داده، اما چون اين راهکار ها به طور کامل به نتيجه نرسيده، چنين اموري هم وجود دارد.
2- خداوند، عالم هستي را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار کرده است. هيچ پديدهاي بدون علت به وجود نميآيد. هر آنچه در عالم هستي محقق ميشود، ناشي از علت و سبب خاصي است. آتش علت سوزاندن است. پيدايش درخت ميوه، معلول قرار گرفتن نهال درون خاک با شرايط و کيفيت خاص و آب و هواي مناسب و غيره است، لازمه نظام علت و معلولي حاکم بر جهان هستي، تحقق پديدهها به دنبال علت آن هاست.
همان طور که آتش علت سوزاندن است و براي انسان منافعي مانند روشن کردن کورههاي ذوب آهن و يا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه يا بدن انسان برسد، علت و سبب سوزاندن و صدمه ديدن آن ها ميشود و...؛ کيفيت زندگي بسياري از افراد هم در بسياري از موارد تابع و نتيجه رفتارها و تصميم گيري هاي گذشته خود آن ها يا نسل هاي گذشته شان است لذا از كسي كه به هر دليل در زندگي خود تصميم درست اقتصادي مانند كار مناسب و...اختيار نكرده،انتظار نيست كه در اين جهان وضع اقتصادي مناسبي داشته باشد.
3- قسمتي ديگر از تفاوتها، طبيعي و لازمه آفرينش انسان است، يعني هر قدر اصول عدالت در جامعه انساني رعايت شود، باز همه انسانها از نظر استعداد و هوش و انواع ذوق و سليقهها يکسان نخواهند بود. مسلما بهره مندي از نعمت هايي مانند مال و ثروت هم رابطه مستقيمي با استعداد و توان کار اقتصادي و مانند آن دارد که اين امور در همه افراد يکسان نيست؛ اين همان حقيقتي است که از آن به تقدير روزي خداوند نام برده مي شود.
البته توجه داشته باشيد گرچه در بسياري از موارد خود انسان مستقيم يا غير مستقيم، در فقر خود نقشي اساسي دارد. اما در عين حال اين سختي ها و مشکلات در تاثيرات آن در ايمان و عمل افراد چيزي نيست که از منظر خداوند مخفي بماند و مورد توجه قرار نگيرد و توقعي که خداوند از فردي در حال ابتلاء به آزموني سخت دارد از توقع در قبال فردي برخوردار و مرفه بسيار متفاوت خواهد بود و در نگاه دقيق، سختي و دشواري و حسرت حقيقي براي کساني است که در دنيا به نعمت آزموده شده اند نه به فقر و سختي و بيماري؛ زيرا در روايات متعددي آمده" در روز قيامت كسانى كه در دنيا با صحّت و عافيت به سر بردند، دوست دارند كه گوشت بدن آن ها را با قيچي در دنيا چيده بودند براى ثواب هايي كه مىبينند به اهل بلا مىدهند"(1).
در مورد رابط زن و مرد نيز اين اصل رعايت شده و اينگونه نيست که همه قوانين به نفع مردان باشد و در مورد استمتاع ، گر چه اصل استمتاع جنسي براي طرفين است. اما با توجه به نوع نياز جنسي مرد و تفاوت و شدت آن با نياز جنسي زن، بر زنان در تمكين مرد سفارش بيشتري شده است. لذا در برخي از روايات بر مردان نيز، چنين دستوراتي داده شده است. آن چنانكه از امام رضا (ع) نقل شده كه فرمود: " أَنَّ نِسَاءَ بَنِي إِسْرَائِيلَ خَرَجْنَ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْيِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ وَ قَالَ إِنَّهَا تَشْتَهِي مِنْكَ مِثْلَ الَّذِي تَشْتَهِي مِنْهَا" (2) زنان بنى اسرائيل از عفت و پاكى دست كشيدند، و اين مسئله هيچ علّتى نداشت جز اينكه شوهران آنها خود را نمى آراستند سپس فرمود: زن هم از مرد همان انتظارى را دارد كه مرد از او دارد."
بنابراين خداوند مطابق نوع خلقت و نياز هر يك از زن و مرد، براي آنها وظائفي را مقرر كرده است. لذا با توجه به نياز بيشتر مرد در زمينه جنسي،به زن در انجام وظيفه خود تاكيد بيشتري كرده و با توجه به نياز بيشتر زن در ارضاء عاطفي،دخل و خرج زندگي و...،به مرد سفارش بيشتري كرده و ثواب فراواني براي آن در نظر گرفته است و كوتاهي هر كدام حتي در يك شب را امري زشت و ناپسند مي داند و انجام وظائف و در نتيجه ثواب را براي هر دو گروه مقرر کرده است نه فقط براي مرد، اين زنان بهترين زنان خوانده شده اند آنچنانکه در حديثي از رسول خدا(ص)نقل شده است که فرمود" آيا برايتان بگويم بهترين زنان شما كدامند؟ اصحاب عرض كردند بفرمائيد، حضرت فرمود: از بهترين زنان شما آن زنى است كه پر فرزند و مهربان، پوشيده و پاكدامن بوده و... و آرايش و زينتكننده خويش براى شويش و از غير او محفوظ و پوشيده باشد، آن زنى كه گوش به سخن شوى دهد و فرمانش را اطاعت كند، و چون در بستر روند خود را در اختيار همسر گذارد. "(3)
در مورد حجاب نيز مسئله به همين شكل است يعني خداوند براي هردو گروه وظائفي را مشخص كرده و تخطّي از آن را موجب عذاب مي داند نه آنكه چنين وظيفه را منحصر در زن دانسته باشد. لذا مرد هم موظف است همان يک تار مو را نبيند و الا گناه کرده و عذاب مي شود .
در پايان براي توضيح بيشتر در هر يك از موارد بيان شده مي توانيد به بخش تلفني مركز، با شماره (096400)تماس حاصل نمائيد.
پي نوشت ها:
1. شيخ حسن ديلمى، إرشاد القلوب إلى الصواب، چ شريف رضى، قم، 1412 ق، ج 1، ص 42.
2. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، چ الوفاء، بيروت، 1404 ه ق، ج 73، ص 102.
3. غفارى، على اكبر، ترجمه من لا يحضره الفقيه، چ صدوق، تهران، 1367 ش، ج 5، ص 19.
پرسش 2:
سوال ديگه که دارم اينه من 20سالمه خودم تصمصم ازدواج دارم ولي مامانم به همه ميگن نه درسش تموم بشه اخه من نميفهمم چه ربطي به درسم داره و تاحالا سر قضيه مهريه دوبار ازدواجم بهم خورده واقعا سخته واسم! کمکم کنين خواهش مي کنم خواهش مي کنم جوابمو بدين
پاسخ:
قبل از هر چيز اين را بدانيد که بسياري از خانواده ها خصوصاً پدر و مادر دلسوز و خير خواه فرزندان خود هستند و گاهي بيش از خود فرزندان، آرزوي موفقيت، ازدواج و سروسامان گرفتن آنها را دارند و در اين زمينه تلاش شبانه روزي مي کنند. البته ازدواج حق هر انساني است و شما نيز حق داريد به خواسته خود برسيد و ازدواج کنيد و نيازهاي خود را برآورده سازيد، منتها رسيدن به هر خواسته و هدفي، ملزوماتي نياز دارد که بايد آنها فراهم گردد تا انسان با خيالي آسوده و با دغدغه کمتر به هدفش برسيد.
از آنجا که بسياري از دختران و پسران جوان خيلي از ملاک ها و معيارهاي ازدواج و اهداف ازدواج آشنايي ندارند و تجربياتي در اين زمينه ندارند و بيشتر به قضيه احساسي و عاطفي ازدواج مي انديشند، لزوم مشورت با پدر و مادر و مشاوره روانشناختي در ازدواج براي داشتن يک ازدواج موفق، يک ضرورت انکار ناپذير است.
برخورداري از کمک و مشورت والدين در ازدواج و در مواقع لزوم مشورت گرفتن از مشاوران ازدواج براي داشتن ازدواج موفق و پايدار بسياري لازم و ضروري است چرا که دختر و پسر بي تجربه يا ناآگاه را از ازدواج احساسي، بي ضابطه و غير واقع بينانه باز مي دارد و آنها را از مشکلات بزرگي که فرا روي اين گونه ازدواج ها قرار دارد حفظ مي کند.
گاهي اوقات، افرادي که به خواستگاري دختر خانواده اي مي آيند، چون بسياري از ملاک ها و معيارهاي اساسي ازدواج را ندارند، در همان ابتداي امر با مخالفت خانواده دختر مواجه مي شوند و پاسخ منفي مي شوند. اما گاهي برخي از پدر و مادرها به خاطر برخي مسائل از جمله رو دربايستي و خجالت، از دادن پاسخ منفي امتناع مي ورزند و سعي مي کنند که با بهانه تراشي، خواستگاران را منصرف کنند و غير مستقيم به آنان پاسخ منفي دهند. اتمام تحصيلات دختر، يکي از اين بهانه ها تلقي مي شود که امروزه بسياري از پدر و مادرها در پاسخ به خواستگاران دخترشان مطرح مي کنند و بدين وسيله از اصرار و سماجت برخي خواستگاران رهايي پيدا مي کنند.
البته گاهي برخي از خانواده ها و پدر و مادرها به خاطر آرمان گرايي، زياده خواهي، چشم هم چشمي، باورهاي نادرست و مسائل ديگر در ازدواج دخترشان و يا در برخي مسائل ازدواج مثل مهريه و مراسمات توقعات و انتظارات غير منطقي و نامعقولي دارند و کلاً به خواست و نظر دخترشان بها نمي دهند و با سخت گيري بيش از حد، در ازدواج به موقع دخترشان مانع ايجاد مي کنند. چنانچه پدر و مادر شما از اين دسته افراد باشند. ابتدا در يک محيط آرام و با احترام و ادب تمايل خود به ازدواج را بيان کنيد و دلايل اصلي مخالفت آنها را بشنويد اگر احساس مي کنيد که دلايل مخالفت آنان با خواستگاران تان غير منطقي است در اين صورت، مؤثرترين گام و بهترين شيوه براي حلّ اين مشكل، استفاده از وساطت افراد سرشناس و صاحب نفوذ براي جلب موافقت پدر و مادرتان مي باشد. مي توانيد از قدرت بيان و نفوذ ريش سفيدان محل، اقوام و خويشان، امام جماعت يا روحاني محل، مشاوران با تجربه و... بهره بجوييد. از همکاري و ميانجي گري خيرانديشان و صاحب نفوذ مختلف روي پدر و مادرتان بهره بگيريد. اصرار و سماجت آميخته به محبت و فرمانبري و دعا به درگاه حضرت حق را فراموش نکنيد. به هر حال در زندگي هر انساني افرادي هستند که اشخاص براي آنان احترام خاصي قائل هستند و حرف آنان را ميپذيرند، ميتوانيد از آنان استفاده کنيد و آن ها را واسطه قرار دهيد تا به نتيجه مطلوب برسيد.






