با سلام خدمت شما
من یک دانشجوی کارشناسی ارشد رشته زمین شناسی هستم که مدتی است این پرسش برای من مسئله شده که آیا شخصی مثل من که علوم حوزوی نخوانده می تواند با استفاده از قرآن به برخی علوم تجربی دست پیدا کند؟ وقتی که بنده این مطلب را با یکی از اساتید خود مطرح کردم او این طوری پاسخ داد که بهتر است علوم تجربی را با دین قاطی نکنیم چون در صورتی که آن قانون یا نظریه علمی عوض شود این دین است که ضربه می خورد درست مانند زمانی که گالیله گردش زمین به دور خورشید را مطرح کرد و آن موقع کلیسا با او مخالفت کرد چون طبق مفاهیم دینی آنها زمین مرکز عالم تصور می شد و بعدها که درستی ادعای گالیله ثابت شد درستی مفاهیم دینی زیر سوال رفت. پس بهتر است از قرآن تنها در مورد مسائل اخلاقی کمک بگیریم.
حالا سؤالی که من از شما دارم این است که با این اوصاف آیا قرآن یک جنبه تشریفاتی پیدا نمی کند و آیا اگر کشف مباحث علمی را تنها به عهده حوزه علمیه بگذاریم - این در حالی است که حوزه ارتباط چندان فعالی با جامعه علمی دانشگاهی ندارد- آیا قرآن را مهجور نگه نداشته ایم؟ و این سوال در حالی برای من مظرح است که قرآن سرشار از مباحث مربوط به رشته زمین شناسی است.
با تشکر

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

آنچه جنابعالی در صدد آن هستید تفسیر علمی قرآن کریم است. تفسير علمى، يك روش تفسيرى است كه خود داراى روشهاى فرعى متفاوتى است كه بعضى سر از تفسير به رأى و شمارى منجر به تفسير معتبر و صحيح مى‏شود.
تطبيق و تحميل نظريات علمى بر قرآن كريم از جمله شیوه های تفسیر علمی قرآن است که در يك قرن اخير، رواج يافته و بسيارى از افراد، با مسلم‏ پنداشتن قوانين و نظريات علوم تجربى؛ سعى كردند تا آياتى موافق آنها در قرآن بيابند و هر گاه آيه‏اى موافق با آن نمى‏يافتند، دست به تأويل يا تفسير به رأى زده و آيات را برخلاف معانى ظاهرى، حمل مى‏كردند. براى مثال، در آيه شريفه: «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها »(1) «اوست خدايى كه همه شما را از يك تن آفريد و از او نيز جفتش را مقرر داشت» كلمه نفس را به معناى پروتون و زوج را الكترون معنا كردند و گفتند منظور قرآن اين است كه همه شما را از پروتون و الكترون كه اجزاى مثبت و منفى اتم است آفريديم و در اين تفسير حتى رعايت معناى لغوى و اصطلاحى نفس را نكردند.
اين‏گونه تفسير علمى، در يك قرن اخير، در مصر و ايران رايج شد و موجب بدبينى بعضى دانشمندان مسلمان، نسبت به مطلق تفسير علمى گرديد و يكسره تفسير علمى را به عنوان تفسير به رأى و تحميل نظريات و عقايد بر قرآن، طرد كردند. چنانكه علامه طباطبائى تفسير علمى را نوعى تطبيق اعلام كرد.(2)
البته در مورد اين نوع تفسير علمى نيز، حق با مخالفان این نوع تفسیر است؛ چرا كه مفسر در هنگام تفسير بايد از هر گونه پيش داورى خالى باشد، تا بتواند تفسير صحيح انجام دهد و اگر يك نظريه علمى را انتخاب كند و بر قرآن تحميل نمايد، پا را در طريق تفسير به رأى گذاشته كه در روايات وعده عذاب براى آن داده شده است.
اما اگر مفسر با دارا بودن شرايط لازم و با رعايت ضوابط تفسير معتبر اقدام به تفسير علمى قرآن کند و سعى کند با استفاده از مطالب قطعى علوم (كه از طريق دليل عقلى پشتيبانى مى‏شود) و با ظاهر آيات قرآن (طبق معناى لغوى و اصطلاحى) موافق است به تفسير علمى بپردازد و معانى مجهول قرآن را كشف و در اختيار انسان‏هاى تشنه حقيقت قرار دهد. اين شيوه تفسير علمى، بهترين نوع و بلكه تنها نوع صحيح از تفسير علمى است.البته چنانکه گفتیم باید با دارا بودن شرايط لازم و با رعايت ضوابط تفسير معتبر اقدام به تفسير علمى قرآن کند.(3)
پي نوشت ها:
1. أعراف(7) آیه 189
2. علامه طباطبائي، الميزان في تفسير القرآن، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق ، ج‏1، ص: 7
3. ر.ک: رضائى اصفهانى، محمد على، پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، رشت، كتاب مبين، 1381ش،ص: 46