سلام سال نو مبارك. من فارغ التحصيل روانشناسي هستم دوستي بنده را براي كار در يك مركز ترك اعتياد به عنوان مشاور معرفي كرده از آنجا كه همه مراكز فردي كه داراي سابقه كار باشد ميخواهند و من سابقه كار ندارم بدون خواست من به دروغ مرا به عنوان فردي با سابقه كار معرفي كرده البته با كار در اين مراكز آشنا هستم و از طرفي طبيعي است تمام افراد شاغل از ابتدا سابقه كار نداشته اند و بالاخره بايد از جايي شروع كرد با اين شرايط دوست ندارم دروغ بگويم و اگر راستش را بگويم هم ممكن است كار را از دست بدهم و هم مهمتر اينكه حيثيت معرفم زير سوال ميرود.از راهنماييتان سپاسگزارم فقط لطفا زودتر كمكم كنيد.
با سلام و شادباش فرا رسيدن سال نو و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قبل از هر چیز، به خویشتن داری و فکر اصلاحی که در وجود شما است، تبریک گفته و از درگاه الهی برایتان آرزوی موفقیت داریم.
مطالبی را در قالب نکات، خدمتتان عرض می نماییم:
1. از دوست خود که به فکر أمورات شما بوده است، تشکر کنید؛ زیرا قصد او خیر بوده است، گرچه از مقدمات نادرست، برای فعالیت شما استفاده کرده است و با گفتن نکات اشتباه (داشتن سابقۀ کاری) در مورد شما، خواسته، به هر نحوی که شده، شما را وارد این کار کند. از دلسوزی ایشان قدردانی کنید و مسأله استفاده از مقدمات نادرست را به صورت غیرمستقیم برایش شرح دهید.
2. برای اینکه در کار خود برکت و رضایت خدای متعال را شاهد باشید، شایسته این است که از ابتدای أمر با نیت خالص وارد شوید؛ فضای کاذبی که با گفتۀ دوستان در مورد سابقۀ کاری شما درست شده است، با نیت صادقانۀ شما سازگاری ندارد.
توصیۀ ما این است که: پیش مسئول و مدیر رفته و صادقانه، جریان را بازگو کنید و بگویید:" دوستمان به ما لطف داشتند و به خاطر آشنایی ما با این کار، اینگونه قلمداد کرده اند که ما سابقۀ کاری داریم" و " دوستمان قصد خیر داشته اند!" و "قول می دهم که از عهدۀ کار شما به نحو أحسن بربیایم" و "به صورت آزمایشی بگذارید که من کار خود را شروع کنم تا در بوتۀ آزمایش قرار بگیرم" و... . در هر صورت گفتارتان را به گونه ای آماده کنید که هم دروغی در آن نباشد و هم آبروی دوستتان در این میان محفوظ باشد. سعی کنید که از مدیر برای دیدن کار شما، فرصت بگیرید تا از انتخاب خود پشیمان نباشند. برای ایشان توضیح دهید که می توانند به شما اعتماد کنند و قصد دوستتان کاملا خیر بوده و قصد نداشته است که شما را نسبت به امری بی اطلاع بگذارند.
توجه داشته باشید که أساسا نجات و پیروزی در راستگویی و صداقت در کار است؛ امام علی(ع) فرمود: "النجاة مع الصدق؛ نجات در راستگویی است".(1) همین ابتدای کار، شرح واقعه کنید تا بعدها دچار عذاب وجدان نشوید و با آرامش تمام در صدد خدمت گذاری به خلایق خدای متعال باشید.
3. در صورتی که اقدامات شما جوابی را در پی نداشت، ناراحت و غمگین نباشید، زیرا رزق و روزی به عهدۀ خدای متعال است.
از آیات قرآن کریم استفاده میشود که توسعه و تنگی روزی به دست خداست؛ چنان که میفرماید: "إنّ ربّک یَبسط الرّزقَ لِمَن یَشأ و یَقدر إنّه کان بِعبادِه خبیراً بصیراً ". (2)
بنابراین هر چند اراده و کوشش انسان در زیاد شدن رزق و روزی و پیدا کردن کار مؤثر است؛ "لیسَ للانسـَانَ الاّ ما سَعی". ولی اینها "جزیی از علت" و یا از آن هم کمتر به حساب میآیند؛ زیرا اراده و عمل انسان در به دست آمدن رزق و روزی یکی از صدها شرایط است که تمامی اسباب و شرایط به او منتهی میشود، و اوست که بر اساس علم و حکمتش روزی را بین بندگان تقسیم میکند؛ چنانکه میفرماید: "أهم یقسمون رحمت ربّک نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوَة الدّنیا؛(3) آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند؟! ما معیشت آنها را در حیات زندگی در میانشان تقسیم کردیم.
با توجه به این نکته، باید توجه داشت: در صورت راستگویی و شرح واقعه، نباید از بی کار شدن خود هراسی داشته باشید؛ وظیفۀ شما سعی و تلاش؛ و جلب رضایت پروردگار با انجام دادن وظیفه است.
4. با نگاهی به سیرۀ أهلبیت(ع) به این نتیجه می رسیم که آنها هم از خدای متعال برای روزی حلال دست به دعا بر می داشتند و دعاهای زیادی از اهلبیت(ع) برای طلب روزی و رفع فقر و بدهکاری وارد شده است:
امام باقر (ع) فرمود: "برای طلب روزی در سجده نماز واجب بگو: یا خیر المسئولین و یا خیر المعطین، ارزقنی و ارزق عیالی من فضلک، فانّک ذو الفضل العظیم". (4)
از امام جواد (ع) نقل است که جهت وسعت رزق مکرّر بگو: "یا من یکفی من کل شیء و لا یکفی منه شیء، اکفنی ما أهمّنی"
نکتۀ پایانی: توصیۀ أصلی ما این است که اگر ازدواج نکرده اید، حتما در این فضای اجتماعی امروز (در صورت داشتن ملاک های اسلامی) به ازدواج و تشکیل خانواده تن دهید؛ ودر صورتی که متأهل هستید، از أمور همسرداری غافل نباشید.
پی نوشت ها:
1. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمة، قم: دارالحدیث، ج4، ص 3262.
2. أسراء (17) آیه 30.
3. زخرف (43) آیه 32.
4. ثقه الاسلام کلینی، الکافی، ج2، ص551، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1365ه.ق.






