یکی از مسلمات دین اسلام اعتقاد به وجود شیطان است ، کار شیطان ایجاد افکار انحرافی می باشد ، سوال بنده اینست که آیا افکار شیطانی قابل شناسایی هستند بطوری که بتوانیم تشخیص دهیم این فکر از شیطان است و بدین ترتیب برای آن چاره جویی کنیم ؟ آیا می توان هر اشتباهی را ناشی از شیطان دانست فی المثل اشتباه در حل یک معادله ریاضی را ناشی از وسوسه شیطان دانست یا اینکه فقط اشتباهاتی که منتهی به ارتکاب معصیت و دوری از خداوند می شوند را باید شیطانی بدانیم ؟ آیا ما همیشه افکار شیطانی داریم یا اینکه این افکار برخی اوقات به سراغ ما می آیند؟ آیامعیار هست که افکار شیطانی را بتوان شناسایی کرد حتی بدون اینکه شیطان وسوسه کند یعنی پیشاپیش ما پیش خودمان محاسبه کنیم که اگر شیطان بخواهد ما را فریب بدهد مثلا فلان فکر را در ذهن ما ایجاد می کند ؟خلاصه کلام اینکه شیطان برای فریب آدمها از روشها و افکار خاصی استفاده می کند که این شیوه ها و افکار معلوم هستند و انسانها در طول تاریخ با آنها روبرو بوده اند یعنی یکسری مسائل معلوم و ثابت که همیشه انسانها از ناحیه آنها فریب می خورند و در طول تاریخ انسان ها با آنها روبرو بوده اند دقیقا مثل سخن انبیاء الهی که همواره راه خاصی را معرفی می کردند و همه سخن واحدی داشته اند ؟اگر اینچنین است آن افکار انحرافی کدام هستند و چگونه می توان آنها را تشخیص داد؟

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

شیطان در آیات قرآن، به موجودی اطلاق شده که انسان را از راه خداوند و بندگی او یا صراط مستقیم الهی بازدارد. پس هرفکری و هر تصمیمی و یا راه و عملی که خلاف فرمان خدا باشد، در اصطلاح دینی، گناه و معصیت خدا شمرده می شود و قرآن از آن به «خطوات» یعنی گام ها و راه های شیطان یاد می کند.(1) پس از توصیه به دوری از گام های شیطان برخی از راه های شیطانی معرفی می کند و می فرماید: ای مردم! از آن چیزهای حلال و پاکیزه که در زمین است بخورید. از گام های شیطان اطاعت نکنید. او دشمن آشکار شماست. از این رو شما را به بد ی ها و فحشا و زشتی ها فرمان می دهد. وادارتان می کند حرف هایی را از روی جهالت به خدا نسبت دهید. چیزهایی را که جزء دین نیست، به نام دین مطرح کنید.(2) به این ترتیب امور زیر به عنوان گام ها و راه های شیطان معرفی شده است:
1-خوردن هر چیزی را که خدا حرام یا نجس اعلام کرده است.
2- گفتن هر سخن زشت و انجام هر کاری که عقل و دین آن را از مصادیق بدی ها و فحشا و زشتی ها می شمارد.
3- وابستگی به عقاید و آداب و رسوم و عملکردهای قومی ، ملی و عرفی به جای پایبندی به اصول و احکام و مقررات دینی. قرآن کریم می فرماید: « یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ؛
اى کسانى که ایمان آورده اید، همگى در برابر خدا تسلیم شوید. از او دستور بگیرید. گام هاى شیطان را دنبال نکنید. براى شما دشمنى آشکار است». بر این اساس اطاعت از نفس اماره و پیروی کردن از هر کسی و هر جریان و حزب و گروهی که در راستای دستور خدا نباشد، رفتن در راه شیطان است.(3)
حضرت امير المؤمنين(ع) می فرماید:"كسي كه اين دشمن و روش هاي او را نشناسد، در عذاب خداوند گرفتار خواهد شد." حضرت علی(ع) در ضمن اندرز هاي خود به كميل فرمود:"اي كميل بدان سخط خدا بر كسي وارد خواهد شد كه شرور شيطان را نشناسد و يا خود را از آن باز ندارد."(4)
برادر گرامی! معیار شناسی أفکار شیطانی(همانطور که در نامه تان اشاره کرده اید)، در درجۀ أول، شناخت صحیح محرمات و واجبات اسلام است؛ و در درجۀ دوم، به کارگیری این أعمال به صورتی که مورد رضایت پروردگار باشد، است. ممکن است بعضی از کارهایی که ما انجام می دهیم، در نگاه اول مشکلی نداشته باشد، ولی در ادامه، منجر به أمر گناهی است که مورد سخط پروردگار است؛ این مقدمات هم به نوعی شیطانی است.
به عنوان قاعدۀ کلی باید گفت: شیطان دشمن قسم خوردۀ ماست و با بهانه های مختلف در زمینه های مختلف، در انسان رسوخ و نفوذ می کند و در صدد ذلت و خواری انسان است. و از آنجایی که شیطان دوست ندارد، انسان نزدیک خدای متعال باشد، همیشه در تعقیب انسان است تا در اولین فرصت زهر خود را به انسان وارد کند؛ لذا انسان اگر سیم ارتباطی اش به خدای متعال و أهلبیت(ع) متصل نباشد، به راحتی طعمۀ شیطان می شود.
از آنجایی که هر شخصی به خودش آگاه و بصیر است و می داند که نقاط ضعفش چیست، با مدیریت تهذیبی، می تواند جلوی أفکار و أعمال شیطانی را بگیرد؛ زیرا شیطان از نقاط ضعف انسان برای ضربه زدن، استفاده می کند.
اما در مورد شناخت شیطان و وسوسه هایش، باید خدمتتان عرض کنیم:
شیطان می‌تواند به صورت انسان‌های بد طینت و یا فضاهای مختلف ظاهر شود و در قالب نصیحت و خیرخواهی آنان را به سوی گمراهی و ضدیت با حق دعوت کند و در قالب‌های گوناگون مردم را در برابر حق قرار دهد. قرآن از شیطان چنین یاد کرده: «انّ الشیطان لکم عدوٌ فاتخذه عدوّاً؛ (5) شیطان دشمن شماست، شما نیز او را دشمن گیرید». این دشمن همواره در صدد ضربه زدن به آدمی است و از هر راهي براي اين كار استفاده مي كند. به طور كلي هر چیز (حتی مسأله ریاضی که بدان اشاره کرده اید)، از جمله گروندگان به شيطان و نيروهاي شر در جهان است. بايد توجه داشته باشيد كه شيطان هر كس مانند خود اوست و براساس علايق او دست به وسوسه و فريب او مي زند. مثلا در مورد كسي كه به دنيا دل بسته و از خدا غافل است، كار شيطان آسان مي باشد چرا كه او را به راحتي به سمت علايق خود رهنمون مي شود. اما در مورد انسانهايي كه سعي در انجام تكاليف الهي و اجتناب از حرامهاي خداوند را دارند، گناه و امور دنيايي را در نگاه آنها تزيين كرده و جزو امور الهي نشان مي دهد:« أفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنا؛ (6) آيا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده و آن را خوب و زيبا مى‏بيند (همانند كسى است كه واقع را آن چنان كه هست مى‏يابد)». لذا در مورد هر عملي خوب است انسان از پيش انديشه كند و اگر آن را خدايي نديد مطمئن باشد كه از ناحيه شيطان بوده و بايد از آن پرهيز كند.
نکتۀ پایانی: کار شیطان وسوسه کردن به سوی گناه و کارهای ناشایست است. هر کس از یاد خدا دور بشود، خداوند شیطانی را بر او مسلط می کند که همیشه با او است:"وَ مَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِین."(7)
امام علی(ع) می‌فرماید: "کسی که در اطراف گناه بسیار بیندیشد، سرانجام به آن گناه کشیده خواهد شد".(8) اگر کسی بتواند اندیشه خود را از نفوذ افکار شیطانی دور نگه دارد، از انعقاد نطفه گناه جلوگیری کرده است.
برای رویارویی با وسوسه‌های شیطانی یا گریز از اسارتش، ابتدا باید دشمن و راه‌های نفوذ او را شناخت. او را مهار کرد. سپس او را به عقب راند و در گام‏های نهایی او را به اسارت کشید. در این جهت راه های مبارزه با وساوس شیطانی و همچنین برخی از راه هایی که مورد استفاده شیطان قرار می گیرد را به صورت تفصیلی در نامۀ بعد از ما بخواهید.
نکات پایانی:
1. هرگاه فکر گناه و وسوسه آن به ذهن آمد، بلافاصله آن را از لوح ذهن خارج کرده و توجه خود را به خدا و امور پاک مشغول داریم. جدیت و موفقیت در این امر پیروزی بزرگی است. دفع دشمن شیطان نفس، از همان خاکریز اول است.
قرآن مجید در وصف پارسایان می فرماید: «ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون؛ (6) پرهیزگاران چون گرفتار وسوسه شیطان شوند همان دم متذکر (یاد خدا) شده و بصیرت یابند.»
2. در مورد این سوالتان که پرسیده اید:"آیا می شود اشتباه در حل یک معادله ریاضی را ناشی از وسوسه شیطان دانست؟" باید خدمتتان عرض کنیم: از آنجایی که شیطان و وسوسه هایش مربوط به درون انسان است، نمی توان با معادلات منطقی و ریاضی به مبارزه با آفکار و وسوسه هایش پرداخت؛ اما می توان به عنوان یک معیار توجه داشت که، هر چیزی که انسان را از فضای الهی دور کند یا بهانه و مسیری باشد برای دور شدن از این فضاها (حتی در صورتی که در قالب حل کردن مسایل ریاضی به سراغ انسان بیاید)، از وسوسه های شیطان شمرده می شود.
3.بهترین راه برای فرار از وسوسه ها و أفکار شیطان، رعایت تقوا و انجام تکالیف الهی در هر مرحله‏ای است که زمینه ساز درک بیشتر و توفیق افزون‏تر و توجه و تقرب والاتر به خدا خواهد بود: «یا ایها الذین آمنوا ان تتقوالله یجعل لکم فرقانا و یکفرعنکم سیئاتکم و یغفر لکم و الله ذوالفضل العظیم؛(10) ای اهل ایمان! اگر پرهیزگار بوده و تقوای الهی پیشه کنید، خداوند برای شما نیروی تشخیص حق از باطل قرار داده و بدی‏های شما را می‌پوشاند و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای فضل و رحمت بزرگ است».
معرفی منابع، جهت مطالعۀ بیشتر:
1. جن و شیطان، تحقیق قرآنی و روایی و عقلی، علیرضا رجالی تهرانی.
2. سخنان امیر المومنین(ع)، خطبه قاصعه نهج البلاغه.
3. تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج 1، ص 191.
پی نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 168.
2. همان، آیه 170.
3. جهت آگاهی بیش تر به تفسیر نمونه، ذیل آیات مزبور و آیات 142 انعام و21 نور رجوع شود.
4. مجلسی، محمدباقربن محمد تقی، بحارالانوار(ط-بیروت) ج 74 ص 271، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.
5. فاطر (35) آیه 6.
6. فاطر (35) آيه8.
7. زخرف (43) آیه 36.
8. عبد الواحد بن تميمي آمدي، غرر الحکم، ج5 ، ص 321، انتشارات دفتر تبلیغات، قم، سال انتشار 1366.
9. اعراف (7) آیه 201 .
10. انفال(8) آیه 29.