من 8 ساله که ازدواج کردم و یه پسر 3 ساله دارم. حس می کنم شوهرم دوسم نداره اون فقط به پسرمون محبت می کنه و دائم قربون صدقه اون میره به حدی که من اعصابم خورد میشه. رابطه عاطفی و جنسی مون خوب نیست. من اوایل از شوهرم می ترسیدم و از رابطه جنسی ,فکر می کردم اون بخاطر اینکه ترسم را حس کرده رابطه عاطفی باهام برقرار نمی کنه . خواستم ترسم را بگذارم کنار باهاش صحبت کردم از نیازم براش گفتم اما الان متوجه شدم که چون تو قلبش نیستم نیازهام براش مهم نیست. اون هر وقت رابطه جنسی بخواهد من رابطه برقرار می کنم ولی فقط خودش ارضا میشه و رابطه را بی مقدمه انجام میده. من نمی خوام که از شما بپرسم که چطور مشکلم را حل کنم چون دیگه خودمم هم به شوهرم علاقه ای ندارم و حتی دوست داشتنش را دیگه نمی خوام. فقط می خوام بپرسم اگر به دلیل اینکه هر دومون علاقه ای بهم نداریم بنابراین رابطه عاطفی ای نداریم و از اونجا که هر وقت رابطه جنسی بخواد من تمکین می کنم حتی بااینکه خودم ارضا نمیشم , آیا اگر همین جور تا اخر عمر زندگی کنم من دچار گناه شدم. حس عذاب وجدان دارم. لطفا بهم جواب بدین.
پرسشگر گرامی من نامه شما را بدقت مطالعه کردم و از خواندن آن متاثر گردیدم، و در پاسخ، بهتر آن دیدم که فرازهای مختلف آن را مطرح و به بحث و بررسی پیرامون آن بپردازم. اما ابتدا باید عرض نمایم که طبق تجارب بالینی متراکم مرکز ما هیچ مشکل خانوادگی وجود ندارد که در آن زن و یا شوهر بصورت صد درصد مقصر باشد و دیگری کاملا مبراء از خطا باشد و به عبارت دیگر موردی را نداریم که در آن یکی از زوجین سفید سفید و دیگری سیاه سیاه باشد. من یقین دارم که اگر پای درد دل شوهرتان بنشینیم ایشن نیز حرفهایی برای گفتن و گله هایی برای طرح کردن از شما دارد. لذا بررسی همه جانبه ی مسائلی را که شما مطرح فرموده اید نیازمند حضور شما به همراه همسرتان در یکی از کلینیکهای خانواده درمانی می باشد، چه آنکه مشکلات فوق می تواند معلول عوامل مختلفی باشد. لذا باید همسرتان نیز حضور داشته باشد تا مشکل بطور همه جانبه بررسی گردد.
شما فرموده اید که«حس می کنم شوهرم دوسم نداره »، یکی از ریشه های اختلافات خانوادگی اینست که طرفین بین فکر و حس فرق نمی گذارند، من احتمال بسیار می دهم که شما نیز تفاوت بین فکر و احساس را ندانید، در این راستا باید عرض نمایم که فکر دارای مبانی منطقی و دلایل عقلایی می باشد، اما احساس دلیل عقلی و منطقی ندارد و در اثر تلقینات نفس و شیطان در ذهن ایجاد می شود و بی دلیل روابط خانوادگی را بهم می ریزد. لذا فکر را باید پیگیری و ریشه یابی کرد. اما احساس را باید به سطل زباله انداخت! زیرا بی دلیل موجب گل آلود شدن روابط می شود. مثلا وقتی زنی اظهار می دارد که شوهر من با یک زن دیگر رابطه دارد ما به او می گوییم که آیا فکر می کنی اینگونه است و یا احساست اینست، اگر او بگوید فکر می کنم ما به او می گوییم فکر کردن دلیل منطقی می خواهد لذا دلیل عقلائی و محکمه پسند شما چیست؟ اما اگر بگوید دلیل ندارم. اما احساسم اینست! به او می گوییم که جای احساس در سطل زباله است و احساست را باید در سطل آشغال بیندازی. زیرا هیچ تکیه گاه عقلائی و محکمه پسند ندارد و شیطان با استفاده از خلاء های موجود آنرا عَلَم می کند تا زندگی زناشویی را با بحران مواجه گرداند و از این طریق به هدف خود برسد. پس اگر شما دلیل منطقی برای این دارید که شوهرتان دوستتان ندارد آنرا با تفصیل برای ما بنویسید تا با بررسی آنها راهکارهایی برای رفع مشکل ارائه نماییم، اما اگر فقط احساستان اینست، باید برای گرم شدن کانون خانواده آن را درون سطل زباله بیندازید و توجهی به آن نکنید.
در مورد اینکه فرموده اید« اون فقط به پسرمون محبت می کنه و دائم قربون صدقه اون میره به حدی که من اعصابم خورد میشه» باید عرض نمایم که این مسئله به هیچ وجه من الوجوه دلیل بر دوست نداشتن شما نیست، و حتی می تواند دلیلی بر دوست داشتن شما باشد، زیرا شوهرتان با اینکار می خواهد بگوید که به ثمره زندگی مشترکمان ارج مینهم و آن را دوست دارم. اما از دست تو ناراحتم!. اما چون متاسفانه ارتباط کلامی در برخی خانواده های ایرانی کم است! افراد حرفهای دل خود را به صورت شفاف بیان نمی دارند بلکه با ایماء و اشارات و رفتارهای خاص به بیان آن می پردازند که اینکار نیز موجب سوء تفاهم های بسیار و کدورت های بی دلیل در عرصه ی روابط خانوادگی می شود.
مساله بسیار مهم دیگری که ما به خانواده ها آموزش می دهیم اینست که به زن و شوهر می گوییم که آقا و خانم عزیز به هیچ وجه سعی در ذهن خوانی همدیگر نداشته باشید، و دلیل کار هر کس را بطور صاف و شفاف از خودش بپرسید زیرا پرسش مستقیم موجب پراکنده شدن ابرهای ابهام شده و فضای خانواده تلطیف بسیار می یابد. مثلا شما می فرمایید که شوهر من خیلی قربون صده پسرمان می رود و به من محل نمی گذارد و نتیجه میگیریدکه او دوستتان ندارد، این یعنی ذهن خوانی، یعنی بدون اینکه شما دلیل واقعی کار شوهر خود را بدانید ذهن اورا مبنی بر دوست نداشتن شما می خوانید و این امری بسار غلط و آسیب زا بشمار می رود. لذا هم شما و هم شوهرتان باید تمرین نمایید که از ذهن خوانی پرهیز نموده و دلیل کار هر کس را از خودش بپرسید البته شاید اینکار در ابتدا به نظرتان سخت بیاید. ولی با تمرین و ممارست به این مهارت ارزشمند دست خواهید یافت. مثلا شما بطور صادقانه و شفاف از شوهر خودتان بپرسید: آیا اینکه مدام قربان صدقه پسرمان می روید به معنی اینست که مرا دوست ندارید؟ زیرا من از این کار شما مقداری مکدر می شوم. زیرا نیاز دارم که شما به من نیز ابراز محبت نمایید. زیرا من به محبت شما نیاز دارم. مطمئن باشید که اظهارات اینگونه که صادقانه و شفاف است نه تنها موجب دلزدگی و ناراحتی شوهرتان از شما نمی شود بلکه بر گرمی کانون خانواده می افزاید.
شما فرموده اید که: «رابطه عاطفی و جنسی مون خوب نیست. من اوایل از رابطه جنسی با شوهرم می ترسیدم و ، فکر می کردم اون بخاطر اینکه ترسم را حس کرده، رابطه عاطفی باهام برقرار نمی کنه، خواستم ترسم را بگذارم کنار باهاش صحبت کردم از نیازم براش گفتم. اما الان متوجه شدم که چون تو قلبش نیستم نیازهام براش مهم نیست» چون بررسی مسئله فوق نیاز به حضور شما و شوهرتان دارد من نمی توان در مورد آن اظهار نظر قطعی بنمایم. اما با توجه به تجارب خود می گویم که سردی روابط جنسی بین زوجین علل مختلفی دارد و سردی این نوع روابط به هیچ وجه نمی تواند نشانه دوست نداشتن تلقی گردد. در کتاب تحکیم خانواده که در پایان به شما معرفی خواهم نمود برخی دلایل کم توجهی جنسی شوهران به همسرانشان و راهکارهای مقابله ی با آن آمده است. علاوه بر آن شما و همسرتان می توانید با مشورت یک سکچوال تراپیست به روشهای مقاربت تنوع ببخشید و از این طریق بر رضایت جنسی زناشویی بیافزایید.
یکی دیگراز علل کم رغبتی جنسی مرد به همسرش اینست که مرد با دیدن فیلمهای مستهجن ماهواره ای و غیره توقع بیش از اندازه از همسر خود پیدا میکند و چون همسرش نمی تواند این توقعات را برآورده سازد به سرخوردگی جنسی اش منجر می گردد. و به این توجه ندارد که اینها فقط فیلم است و با هزار حقه ی سینمایی ساخته شده و طرف با هزارآرایش و نور پردازی به این جلوه در آمده و در عالم واقع هیچگاه چنیین مورد ی یافت نمی شود.
هیچ گاه توصیه پیش گفته را فراموش نکنید و دلیل کار هرکس را از خودش بپرسید و ذهن خوانی نکنید. باید شما و همسرتان یاد بگیرید که ارتباط کلامی بین زوجی را تقویت کنید زیرا از طریق ارتباط کلامی شفاف و قوی، بسیاری از مشکلات فیمابین زوجین مطرح شده و شفاف گشته و حل می شود، چه آنکه بسیاری از اوقات علت مشکل ماندن مشکل، شفاف نبودن آنست و به محض اینکه طرفین به شفاف سازی آن بپردازند خود بخود حل می گردد.
شما فرموده ایدکه:« اون هر وقت رابطه جنسی بخواهد من رابطه برقرار می کنم. ولی فقط خودش ارضا میشه و رابطه را بی مقدمه انجام میده» در این راستا باید عرض نمایم که یکی از مشکلات زوجها اینست که زن و شوهر به ارگانهای جنسی و نیز به نقاط حساس و تحریک پذیر همدیگر آشنایی ندارند و چون یکی از عوامل رضایت مندی زناشویی، رضایت سکسی زوجین از هم است، افول این امر موجب کاهش رضایت مندی زناشویی می گردد. ما در روایات خود راهکارهای بسیاری برای غنی سازی روابط جنسی بین زن و شوهرها داریم که برخی از انها در کتاب تحکیم خانواده آمده است که آن را به شما معرفی خواهم کرد. مثلا در روایتی می خوانیم که همانند خروس بی مقدمه و بدون زمینه سازی مجامعت نکنید بلکه قبل از مقاربت مغازله و معاشقه داشته باشید. اسلام از این طریق سعی نموده تا سطح رضایتمندی زناشویی را افزایش داده و به گرمی کانون خانواده بیافزاید. علاوه بر این شما و همسرتان می توانید با مشورت با یک سکچوال تراپیست به عوامل افول رضایت مندی جنسی از همدیگر پی برده و در غنی سازی آن گامهای اساسی بردارید.
شما فرموده اید« من نمی خوام که از شما بپرسم که چطور مشکلم را حل کنم. چون دیگه خودمم هم به شوهرم علاقه ای ندارم و حتی دوست داشتنش را دیگه نمی خوام......... , آیا اگر همین جور تا آخر عمر زندگی کنم من دچار گناه شدم.» خواهر گرامی این سخن شما بی شک از تلقینات شیطان است. زیرا طبق گواهی قرآن کریم او قسم خورده که مانع رسیدن انسان به قلل رفیع انسانیت شود، و یکی از راههای ایجاد مانع، برهم زدن کانونهای گرم خانواده ها است که به عنوان سایتی برای اوج گرفتن انسان بسوی خدا می باشند. برای همین است که اسلام تمام همت خود را بکار گرفته و تمام تدابیر را بکار بسته تا کانون خانواده را گرم نگه دارد و از طرف دیگر شیطان نیز با علم به این نکته تمام همت خود را بکار گرفته تا نگذارد این کانونها محلی برای پرورش و رشد انسانهای والا تبدیل شود، شاید این آمار برایتان جالب و تکان دهند باشد که 75% از بذهکاران اجتماعی را کسانی تشکیل می دهند که کانون خانواده ی شان سرد بوده و پدر و مادر به نحوی از هم طلاق حقیقی و یا طلاق عاطفی گرفته بوده اند. پس بخاطر افکار فوق از خدا استغفار بطلبید و با استعانت از ذات پاک او وبا توسل به معصومین صلوات الله علیهم اجمعین و نیز ارتقاء اطلاعات خود و شوهرتان از مسائل زناشویی و راههای غنی سازی ارتباطات بین زوجی بدنبال یک زندگی پویا با نشاط و آرامش بخش برای خود و شوهر و فرزندانتان باشید. بیاد داشته باشید به عنوان کسی که در مرکز کانون خانواده هستید، به همان اندازه نیز مسئولیتان نیز بیشتر است، پس با پراکنده کردن ابرهای یاس و ناامیدی که بی شک از تلقینات شیطان است بپا خیزید و با شناسایی و ترمیم نقاط ضعف بسوی یک زندگی گرم و صمیمی و سعادت بخش گام بردارید.
من در پایان دو کتاب با نام «تحکیم خانواده» و «مدیریت روابط زناشویی» به شما معرفی می کنم که کتاب اول را آیت الله ری شهری تدوین نموده اند این کتاب را نمایندگی ولی فقیه در امور حج زیارت بچاپ رسانده است و حاوی نکات بسیار ارزشمند روایی و قرآنی پیرامون روشهای تحکیم خانواده است. کتاب دوم را آقای دکتر یونسی تالیف نموده اند ایشان از خانواده درمانگران مطرح می باشند و تجارب بالینی زیادی در سامان بخشی به خانواده های آسیب دیده دارند و فعالیتهای ثمر بخشی در دادگاههای خانواده داشته اند، این کتاب توسط انتشارات قطره در تهران منتشر شده است. ما را از دعای خیر خود فراموش نفرمایید.






