سلام.با تشکر از پاسخگویی دقیق به پرسشهای پیشین
1-بهترین حالت برای دعا کردن چیست؟
2-دعا در حالت خوابیده اشکال دارد؟
3-در چه زمانها و مکانهایی دعا سریع الاجابه است؟
4-فکر کردن به حرام انسان را به گناه می اندازد؟فعل فکر به حرام اشکال دارد؟
5-میان مراجع چه کسی اعلم است؟با توجه به اینکه در پیرامونم انسانهایی که بتوانند شهادت به اعلمیت مرجعی بدهند وجود ندارند لطفا با ذکر نام پاسخ دهید.
6-چگونه میتوان از سردرگمی معنوی رها شد؟چطور باید احساس پاک و خلوص نیت پیدا کرد؟
با تشکر.

پرسش 1:
سلام.با تشکر از پاسخگويي دقيق به پرسشهاي پيشين 1-بهترين حالت براي دعا کردن چيست؟ 2-دعا در حالت خوابيده اشکال دارد؟ 3- در چه زمانها و مکانهايي دعا سريع الاجابه است؟
پاسخ:

انسان موجودي کمال گراست و به دنبال اين حس، به موجودي برتر و والاتر از خود، احساس نياز مي کند و به همين خاطر دعا که يک وسيله ارتباطي با آن موجود برتر است، به عنوان يک نياز فطري در وجود نوع بشر نهادينه شده است. دعا و نيايش، توسلي عاشقانه و پيوند موجودي بسيار ضعيف و کوچک به موجودي بي نهايت بزرگ و با عظمت است.
دعا، نشانه خشوع جان در برابر جانان و اظهار نياز به پيشگاه حضرت بي نياز است. (1)
از نظر اسلام، دعا آدابي دارد، که موجب کمال دعا، و والايي و رفعت مرتبه و فزوني تأثيرگذاري آن مي‌شود. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «آداب دعا را حفظ کن و ببين چه کسي را مي‌خواني و چگونه مي‌خواني و براي چه مي‌خواني». (2)
آداب مهم دعا عبارتند از:
1ـ وضو 2ـ بسم‌الله گفتن 3ـ صلوات فرستادن 4ـ يقين به اجابت دعا 5ـ تصميم جدّي بر دعا و درخواست: يکي ديگر از آداب دعا، توجه قلبي به آن است 6ـ اصرار بر دعا 7ـ گفتن حاجت و نياز 8ـ توسل: يکي از آداب دعا، توسل جستن به اهل بيت (ع) است 9ـ پنهاني دعا کردن: قرآن مجيد فرمان داده: «ادعُوا ربَّکم تضرّعاً و خفية؛ خداي خود را با زاري و پنهاني بخوانيد».(3)
مطالبي مهم( در زمين? دعا) را طي نکات زير تقديم مي داريم:
1) دعا در حق ديگران و مقدم داشتن خواست و نياز ديگران بر خود، کار بسيار پسنديده اي است. امام صادق ( ع)مي فرمايند:"دعاءُ المومن للمومن يدفع عنه البلا و يُدِرُّ عليه الرزق."(4) دعاي مومن در حق مؤمن بلا را از او دور مي کند و روزيش را زياد مي گرداند.
3) دعا، استفاده از وسيله اي است که خدا در اختيار بندگانش داده است تا به درجات و مقاصد عاليه دست يابند. دعا، بهانه اي است تا مخلوق با خالق درگوشي صحبت کند. نفس صحبت با او مهم است:
هيچ ترتيبي و آدابي مجوي هرچه مي خواهد دل تنگت بگوي
در اين زمينه امام صادق (ع) مي فرمايند: " ادْعُ‏، وَ لَاتَقُلْ‏: إِنَ‏ الْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ؛ إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- مَنْزِلَةً لَاتُنَالُ إِلَّا بِمَسْأَلَة " (5) «دعا کن و نگو امور مقدر شده و دعا اثر ندارد. نزد خدا جايگاهي است که جز با دعا و درخواست کردن نمي توان به آن دست پيدا کرد».
4) دعا و نماز به تنهايي راه­ حل صد در صدي براي حل هر گونه مشکلي نيست و نمى‏تواند جاى کار، تلاش، برنامه ريزى و به کار گيري تخصص در هر کاري را بگيرد؛ بلکه مکمل آن مى‏تواند باشد. پيامبر اکرم (ص) فرمود: «الداعى بلا عمل، کالرامى بلا وتر؛ (6) کسى که دعا مى‏کند و به دنبال آن تلاش و عمل نمى ‏کند، مانند آن است که بى چله کمان، تير مى‏اندازد».
5) ما انسان ها از آن جايي که از غيب و سرانجام کارها بي اطلاع هستيم، خيلي اوقات کارها يا برآورده شدن حاجاتي را صد در صد به نفع خود مي دانيم؛ در حالي که واقع امر اين گونه نيست. گاهي نيز سختي ها، مصيبت ها و مشکلاتي را صد در صد به ضرر خود مي پنداريم و حال آن که آنچه خداوند مي داند و براي ما مقرر کرده، به ضرر ما نيست. قرآن کريم مي فرمايد: «و عسي أن تکرهوا شيئا و هو خير لکم و عسي أن تحبوا شيئا و هو شرّ لکم؛ (7) چه بسا چيزي را شما بد و ناگوار بدانيد، در حالي که خير شما در آن است و يا چيزي را دوست داشته باشيد، اما واقع امر اين است که آن چيز به ضرر شما است».
6) دعا در وقت‌ها و مکان‌هاي خاص: يکي از آداب دعا، استفاده از فرصت‌هاي مناسب است. رسول خدا (ص) مي‌فرمايد: «بهترين وقت براي دعا، سحر است».(8) دعا در زير ناودان طلا و کنار حجرالاسود و داخل کعبه و روي صفا و مروه و در مشعرالحرام و هنگام ديدن خانه خدا توصيه شده است.(9)
7) دعا کردن در همه حال: امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «جدم مي‌فرمود: در دعا پيش دستي کنيد. [پيش از آن که گرفتار شويد، دعا کنيد]. زيرا چون بنده‌اي بسيار دعا کند و بلايي به او برسد و به دنبالش دعا کند، گفته شود: آوازي آشنا است اما چون بسيار دعا نکند و بلايي به او رسد و دنبالش دعا کند، به او گفته مي‌شود: تا امروز کجا بودي»؟(10)
نکت? پاياني: دعا، بهان? ارتباط با خدايي است که نهايت ذهن ما فقط در او مي گنجد؛ لذا نياز به فضا و مکاني خاص ندارد، البته از نقش زمان و مکان در نحو? ارتباط و متصل شدن سيم ارتباطي نبايد غافل ماند!
در هر حالتي (حتي خوابيده) مي توان با خداي خود به راز و نياز پرداخت؛ اين نکته را از ادعيه هاي مختلف در مکان هاي مختلف (حتي در مکان قضاي حاجت)، به روشني مي شود فهميد. أما اگر به آداب و شرايط دعا که در ابتداي نامه آورديم دقت کنيد، آمادگي روحي بيشتري براي ارتباط برقرار مي کنيد. براي توضيحات بيشتر با شماره (096400)تماس بگيريد.
منابعي براي مطالعه بيشتر:
3. توسل به اهل بيت از نگاه قرآن و سنت، سيد مصطفي مناقب، قم: مؤسسه بوستان کتاب.
4. پرورش در پرتو نيايش، مؤلف حسنعلي نوري ها، ناشر: نشر تفکر، قم.
پي نوشت ها:
1. محمدسبحاني نيا؛ دعاشناسي (پرسش ها و پاسخ ها 5)، ص165، هستي نما؛ چاپ اول؛ تهران.
2.مجلسي، محمد باقر بن محمد تقي، بحارالانوار، ج 90، ص 322، دار احياء التراث العربي، 1403ق.
3. اعراف (7) آيه 55.
4. کليني، محمد بن يعقوب بن اسحاق، کافي (ط - دارالحديث)، ج4، ص107، دارالحديث، قم 1429ق.
5. کليني، محمد بن يعقوب بن اسحاق، کافي، ج4، ص298، (ط - دارالحديث)، دارالحديث، چاپ اول، قم 1429ق.
6. احمد بن فهد الحلي، عدة الداعي، دار الکتب الاسلامي، قم، 1407 ق، ص 97.
7. بقره (2) آيه 216.
8. کليني، محمدبن يعقوب بن اسحاق؛ کافي (ط - دارالحديث)، ج 4، ص 227، دارالحديث، قم 1429ق.
9. مجلسي، محمد باقر بن محمد تقي، بحارالانوار، ج 90، ص 349، دار احياء التراث العربي، 1403ق.
10. کليني، محمد بن يعقوب بن اسحاق، کافي (ط - دارالحديث ج 4، ص 220، دارالحديث، قم 1429ق.

پرسش 2:
ميان مراجع چه کسي اعلم است؟با توجه به اينکه در پيرامونم انسانهايي که بتوانند شهادت به اعلميت مرجعي بدهند وجود ندارند لطفا با ذکر نام پاسخ دهيد.
پاسخ:

در رساله­هاي توضيح المسائل مراجع آمده است: تقليد از مجتهدي جايز است كه علاوه بر مرد بودن، بالغ و حلال زاده و شيعة دوازده امامي باشد و شرايط زير را نيز داشته باشد.چنين مرجعي را بايد براي تبعيت انتخاب كرد:
1- زنده باشد؛ بنابراين ابتدائاً نمي­شود از مجتهدي که از دنيا رفته تقليد كرد، ولي اگر از مجتهد زنده­اي تقليد كند، سپس آن مرجع از دنيا برود، اگر اعلم(داناتر) از مجتهدان زنده باشد، بايد به تقليد او باقي بماند و در صورت مساوي بودن، با اجازة مجتهدان زنده مي­توان به تقليد از مجتهد مرده باقي بماند.
2- عادل باشد؛ منظور از عدالت، ملكة نفسانيه يا تقوا و حالت خداترسي باطني است كه انسان را به انجام واجبات وادار كند و از ارتكاب گناهان كبيره يا اصرار بر گناه صغيره باز دارد.
3- حريص به مال، قدرت و رياست دنيا نباشد.
4- در فهميدن حكم خدا از همة مجتهدان عصر خويش عالِم‌تر باشد و يا لااقل با آنها مساوي باشد.(1)
براي شناختن مجتهد اعلم سه راه وجود دارد:
اوّل: خود انسان اهل علم باشد و بتواند مجتهد اعلم را بشناسد.
دوم: دو نفر عالِم عادل كه مي‏توانند مجتهد اعلم را بشناسند و تصديق نمايند؛ البته به شرطي كه دو نفر عالِم عادلِ ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند.
سوم: عده‏اي از اهل علم كه مي‏توانند مجتهد اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان حاصل مي‏شود، مجتهد يا اعلم بودن كسي را تصديق كنند.(2)
ممكن است تشخيص اعلم مشكل باشد و چند نفر مجتهد به عنوان مراجع هم سطح معرفي شوند.
مراجعي كه موجود هستند و جامعه مدرسين حوزه علميه قم بعد از رحلت آيت الله اراکي به عنوان مراجع مورد توجه انتخاب و اعلام کردند، عبارت‏اند از حضرات آيات: خامنه‏اي، شبيري زنجاني، وحيد خراساني، مكارم شيرازي و... مراجع ديگري مانند آيات عظام :صافي، سيستاني و...وجود دارند که اگر چه در اين انتخاب نيامده­اند، اما آنان نيز به عنوان مراجع، مورد نظر هستند.
حال اگر شما يکي از اين افراد را به عنوان اعلم مي شناسيد، يا از گفته روحاني شهرتان که آن مرجع را به عنوان اعلم معرفي کرده است اطمينان پيدا کرده ايد، از همان تقليد نماييد. اگر نمي­شناسيد از هر کدام از مراجع مذکور تقليد نماييد، کفايت مي­کند و صحيح است.
پي‌نوشت‌ها:
1. توضيح المسائل مراجع، مسئله 2.
2. همان، مسئله 3.

پرسش 3:
فکر کردن به حرام انسان را به گناه مي اندازد؟فعل فکر به حرام اشکال دارد؟
پاسخ:

فکر گناه ممکن است انسان را به گناه بيندازد و اگر به قصد انجام گناه به آن فکر کند يا مقدمه انجام گناه باشد، جايز نيست. اما فکر گناه في نفسه اشکال شرعي ندارد. اما بهتر است از آن پرهيز شود. (1)
پي نوشت:
1. سئوال از دفتر آيت الله صانعي در قم (7744010-0251).
پرسش 4:
چگونه مي توان از سردرگمي معنوي رها شد؟چطور بايد احساس پاکي و خلوص نيت پيدا کرد؟ با تشکر.
پاسخ:

از اينکه سعي و تلاش داريد کارهاي خويش را خالصانه انجام دهيد، جاي تبريک دارد؛ زيرا اخلاص، اساس عبادت و حقيقت آن مي باشد. اخلاص روح عبوديّت و بندگي است و عبادت جز با اخلاص مفهومي ندارد. به تعبير امام صادق(ع) که مي فرمايند: "نيّت برتر از عمل است و آگاه باشيد که نيّت، حقيقت عمل است".(1)
انسان بايد هميشه از خدا بخواهد که به او توفيق دهد تا پايان کار خلوص خود را حفظ کند، چرا که گاهي در ميان راه به موانعي برخورد مي کند که ادامه راه بسيار دشوار است. اما نکته مهم در راه بودن است، حتي اگر به آخرين مراحل و بالاترين مراتب دست نيابيم.
پيامبراکرم(ص) مي فرمايد: "إنّ الله تبارک و تعالي لا ينظر إلي صورکم و لا إلي أموالکم و لکن ينظر إلي قلوبکم و أعمالکم؛ خداوند متعال به اموال و صورت هاي شما نگاه نمي کند، بلکه به قلوب و اعمال شما نگاه مي کند".(2)
در خصوص سوال اول بايد عرض کنيم: هنگامي که انسان زندگي اش را با أهداف عاليه برنامه ريزي کند و در ذهن داشته باشد که هدف از خلقتش چه بوده؛ و آگاه به اين باشد که از کجا آمده و آمدنش بهر چه بود؛ و از طرفي خود را مقيد به ترک محرمات و انجام واجبات قرار دهد، به معيار کلي اسلام و رسيدن به معنويات دست مي يابد.
در منابع روايي ما، نشانه ها و اسبابي براي به دست آوردن اخلاص ذکر شده است که به بعضي اشاره مي نماييم:
1-پاک بودن دل: پيامبر گرامي (ص) فرمود: "علامت انسان مخلص چهار چيز است: دل پاک، اعضا و جوارح سالم،‌ خير مبذول و شرّ مأمون( يعني مردم از خيرش بهره مند و از شرّش در امانند )".(3)
2- دوري از گناه: اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود: "کمال اخلاص اجتناب از گناهان است".(4)
3- از غير خدا توقع نداشتن: امام صادق(ع) فرمود: "عمل خالص آن است که نخواهي کسي جز خدا تو را براي انجام آن ستايش کند".(5)
نيز فرمودند: "هيچ بنده اي به حقيقت اخلاص نمي رسد مگر آن که دوست نداشته باشد. مردم او را براي کارهايي که براي خدا انجام دهد،‌ ستايش کنند".(6)
4- فقط به خدا اميد داشتن: سرآغاز اخلاص نا اميدي از غير الله است.
اعمال انسان در سايه اخلاص،‌ عنوان عبادت پيدا مي کند و کامل مي شود. به علاوه اسلام به کيفت عمل بيش تر اهميّت مي دهد تا به کميّت آن، زياد بودن عمل موجب تقرّب نمي شود، بلکه خلوص نيّت مهم است. اگر مي خواهي به مرحله اي برسي که بداني کارهاي شما با اخلاص بوده، بايد مدّتي در رفتار و حرکات و سکنات خود دقّت کني. خفاياي قلب خود را تفتيش نموده و از آن حساب شديدي بکشي،‌ همانند اين که انسان از شريک خود حساب
مي کشد. حتي اگر ديدي عملي را در ظاهر و علن نمي توانيد خالصانه انجام دهيد، ‌آن را در خفا انجام دهيد.
بايد با جديّت کامل قلب خويش را از لوث شرک و ريا پاک کنيد تا ان شاءالله کارهاي شما با اخلاص انجام شود. البته مراقب باشيد که در اين زمينه عجله نکنيد و به خود فشار نياوريد.
اگر نيّتي جز رضاي خدا نداشتيد،‌ و کار شما از ريا و خودنمايي خالص بود و طمعي از حيث دنيا و يا ترس از کسي جز خدا در کار شما دخيل نبود، بدانيد که عمل شما مخلصانه انجام گرفته، گرچه ممکن است گاهي انسان،‌ کاري را به قصد ثواب، يا کسب بهشت الهي و حتي بر آورده شدن حاجتي،‌ انجام دهد،‌ که اين منافاتي با اخلاص ندارد.
سخن را با اين روايت شريف به پايان مي بريم که: "آرزوهايت را کم کن تا اعمالت خالص شود".
توصي? پاياني:
نکت? خيلي مهمي که نبايد از آن غفلت ورزيد، اين است که: دغدغه اخلاص نبايد به گونه اي شود که در شما وسواس بيافريند و موجب شود که از راه و هدف خود باز بماني. گاهي شيطان براي سردرگم کردن و بازداشتن انسان از هدف، با وسوسه ريا و ناخالص بودن عمل، انسان را از هدف باز مي دارد.
لازم نيست که اهداف را آن قدر بلند در نظر گيري که رسيدن به آن در مراحل ابتدايي ناممکن جلوه کند تا همه چيز را به يک باره کنار گذاري.
چنين نيست که بايد عمل 100% خالص باشد، اگر سعي نمايي که حتي اخلاص نسبي در کارت داشته باشي و آن را به تدريج افزايش دهي، به نوبه خود مهم و ارزشمند است.
در صورتي هم که با انجام برخي کارهاي خوب و شايسته، مورد تشويق مردم قرار گرفتيد، به اخلاصتان خدشه اي وارد نمي شود؛ البته بايد توجه داشت که کارهاي نيک را به خاطر تشويق و ستايش ديگران نبايد انجام دهيد.
پي نوشت ها:
1. شيخ کليني، اصول کافي،‌ ج 2،‌ ص 16، حديث 4، دارالکتب الاسلاميه، تهران، 1365ش.
2. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحکمه، ج 3، ص 2601، حديث 16917، دارالحديث، قم، 1375ش.
3. ابن شعبه حراني، تحف العقول، ص 16. جامعه مدرسين، قم، 1404ق.
4. علامه مجلسي،بحارالانوار، ج 74، ص 213، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق.
5. اصول کافي، ج 2، ص 16، حديث 4، دارالکتب الاسلاميه، تهران، 1365ش.
6. مشکوه الانوار، ص 11،‌ به نقل از اخلاق عملي، آيت الله مهدوي کني،‌ ص 421.