1-آیا اینکه انسان تا هفت ساعت فرصت دارد تا توبه کند یا استغفار کند و گناهانش آمرزیده میشود شامل حق الناس نیز می شود؟
2-آیا غیبت کردن حق الناس است؟و اگر من غیبت بکنم و پشیمان بشوم و قبل از هفت ساعت استغفار کنم آیا بخشیده می شوم ؟
3-آیا در روایات کلمه ساعت آمده و آیا در زمان پیامبر می دانستند هفت ساعت چقدر است ؟
چون در آن زمان ساعت نبوده.
پرسش: توبه
شرح : 1-آیا اینکه انسان تا هفت ساعت فرصت دارد تا توبه کند یا استغفار کند و گناهانش آمرزیده می شود شامل حق الناس نیز می شود؟ 2-آیا غیبت کردن حق الناس است؟و اگر من غیبت بکنم و پشیمان بشوم و قبل از هفت ساعت استغفار کنم. آیا بخشیده می شوم ؟
پاسخ:
پرسش گر گرامی در حق الناس علاوه بر توبه حلالیت طلبیدن و جبران نیز لازم است.
غیبت کردن علاوه بر این که حق الله است از گناهان حق الناسی هم هست و در حق الناس علاوه بر توبه باید از فرد مورد نظر حلالیت طلبیده بشود، البته اگر به فرد دسترسی وجود داشته باشد و در حلالیت طلبیدن احتمال بیشتر شدن اختلاف و کینه و دشمنی نباشد.
ولی اگر احتمال بدهیم که با حلالیت طلبیدن اختلاف و کینه و دشمنی به وجود می آید یا بیشتر می شود، یا به فرد دسترسی نداریم، همان توبه و دعا در حق غیبت شونده کافی است.
و شما در صورت غیبت باید علاوه بر توبه ،حلالیت هم بطلبید، البته در صورت وجود دسترسی و نبودن خوف فتنه و اختلاف.
پرسش: آیا در روایات کلمه ساعت آمده و آیا در زمان پیامبر می دانستند هفت ساعت چقدر است ؟ چون در آن زمان ساعت نبوده.
پاسخ:
@@@@
در جواب باید گفت این سوال به توضیحی میدانی نیاز دارد و به طور خلاصه می توان گفت:
البته کلمه "ساعت"، هم کار برد قرآنی دارد" وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ (1) یعنی: براى هر قوم و جمعيّتى، زمان و سرآمد (معيّنى) است و هنگامى كه سر آمد آن ها فرا رسد،نه ساعتى از آن تأخير مى كنند، و نه بر آن پيشى مى گيرند.
و هم کار برد حدیثی دارد که البته به معانی مختلفی آمده است که مادر آن ها "زمان" است:
پیامبر گرامی اسلام (ص)فرمود:
"لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَخْرُجَ الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي"(2) یعنی: قیامت بر پا نمی شود تا این که مهدی (امام زمان) از فرزندانم ظهور کند.ساعت در این جا به معنای زمان مخصوص به قیامت است
امام صادق سلام(ع) فرمود:
"تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ" (4)
انديشه يك ساعت بهتر از عبادت يك سال است تنها خردمندان پند مىگيرند.
در این جا ساعت به وقت خاص و محدودی از زمان اطلاق شده است که همراه با تفکر است.
البته روایات در مورد به کار گیری کلمه ساعت بسیار فراوان است و می توان مراجعه کرد که در همه آن ها ساعت یعنی زمان خاص که اکنون علاوه بر معیار سنجش به وسیله ای که بشر آن را ساخته است گفته و حتی بر این مورد غلبه هم دارد.
علامه مجلسی توضیحی در این باره دارند:
"قد تطلق الساعة في الأخبار على مقدار من أجزاء الليل و النهار مختص بحكم معين أو صفة مخصوصة كساعة ما بين طلوع الفجر و الشمس و ساعة الزوال و الساعة بعد العصر و ساعة آخر الليل و أشباه ذلك بل على مقدار من الزمان"(5)
یعنی به تحقیق ساعت در اخبار بر مقداری از اجزاء شب و روز اطلاق می شود که به حکم و یا صفت معین و مخصوصی اختصاص دارد مثل ساعت(زمان) ما بین طلوع فجر و خورشید و ساعت زوال(ظهر) و ساعت بعد از عصر و ساعت آخر شب و امثال آن بلکه غیر این ها به مقداری از زمان گفته می شود.
این توضیح لازم است که مقصود از ساعت، مقیاس خاصی برای اندازه گیری پاره های زمان به طور عام و نیز اوقات خاص در شبانه روز بوده است، "ساعت" در هر برهه از تاریخی که بشر به وقت و زمان پی برده مفهومی مشترک ولی با نمایه های متفاوت کار برد دارد.مثلا ساعت در امروز به گذشت شصت دقیقه می باشد و در زمان های دیگر ساعت شاید به وقت کم تر یا بیشتری تفسیر می شده است. همان طور که کلمه ساعت در قرآن و روایات به اندازه گیری های کوتاه زمان تفسیر شده است.
در تفاسیر به نقل از کتاب های لغت نوشته شده است که ساعت به مقدار محدودی از زمان اطلاق می شده است که البته امروزه به خاطر وجود معیار های دقیق سنجش زمان به شصت دقیقه از بیست و چهار ساعت شبانه روز یک ساعت می گویند.ولی در هر زمان معیاری به نام ساعت برای اندازه گیری زمان بوده است.
نوشته اند: بايد توجه داشت كه" ساعت" در لغت به معنى كمترين وقت است، گاهى به معنى لحظه و گاهى به معنى مقدار كمى از زمان مىآيد، اگر چه امروز معنى معروف آن يك بيست و چهارم مدت شبانه روز است.(6)و نیزبیان شده است: ساعت از نظر لغت به معنى بخشى از زمان است، خواه كوتاه باشد يا طولانى، البته به زمان هاى خيلى طولانى، ساعت گفته نمىشود.(7)
از مطالبی که نقل شد این نتیجه را می گیریم که ساعت به معنای معیار اندازه گیری وقت در هر برهه از زمان و به نوعی واحد اندازه گیری زمان در مقیاس های محدود بوده است و معنایش آن نیست که ما از "ساعت" در آن زمان، ساعت امروزی را که به وسیله اندازه گیری مدرن که هم به دست بسته و هم روی میز و یا روی دیوار نصب،و اطلاق می شود،بفهمیم. (که در آن زمان ساعت به شکل امروزی وجود نداشته است) تا اشکال کنیم،اما به طور حتم ابزرهایی چون شاخص برای سنجیدن زمان وجود داشته است که ساعت تقسیم کننده آن بوده است.
و اما در یکی از تفاسیر طی حدیثی به مطلب مورد سوال اشاره شده است.رسول خدا (ص) فرمود: مكث آدم و حوا در بهشت از هنگامى كه وارد آن شدند، تا ساعتى كه اخراج شدند تنها هفت ساعت از روزهای دنيا بود، و در همان روز كه اين جريان واقع شد،خدا از بهشت اش بيرون كرد.(8)
در همین تفسیر توضیح داده شده است: منظور از ساعت، شصت دقيقه نيست، بلكه منظور بيان زمان تقريبى جريان است.(10)
نتیجه:
با توضیحات و استشهاد هایی که در قرآن و روایات از کلمه "ساعت"آمده است می توان گفت: ساعت به معنای پاره ای از زمان است و ربطی به وسیله ای که مقیاس سنجش زمان است، ندارد حتی اگر آن وسیله به شکل های دیگری در طول تاریخ انسان ها و نزد آنان وجود داشته است تا اشکال شود مگر در زمان پیامبر (ص) ساعت(امروزی) وجود داشته که آن ها بگویند هفت ساعت و یا کمتر و بیشتر.بله زمان حضرت ساعت وجود داشته است و عرف آن روز از ساعت وقت خاصی از زمان را شاید با ابزارهای دیگری می فهمیده است نه ساعتی که امروزه به شکل های مدرن نماد سنجش زمان شده است.
پی نوشت ها:
1. سوره اعراف، آیه 34.
2. شیخ مفید، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، قم، انتشارات کنگره شیخ مفید، سال 1413 ه ق، چاپ اول، ج2، ص 372.
4. همان، ج68، ص 327.
5. همان، ج56، ص 18.
6. مکارم شیرازی ناصر، تفسير نمونه، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، سال 1374 ه ش، چاپ اول، ج6، ص 158
7. همان، ج8، ص 174.
8. طباطبایی محمد حسین، تفسیر الميزان، ترجمه موسوی همدانی محمد باقر، قم، انتشارات جامعه مدرسین، سال 1374 ه ش، چاپ پنجم، ج1، ص 221.
9. همان، ص 222.






