با اهداء سلام سؤالم در مورد حقیقت ایمان است .آیا ایمان از حالات قلبیه است یا یک عمل اختیاری است؟منظورم از حالات قلبیه مانند: حزن ،خوف، ندامت ،حب ،بغض وغیره است؟چون می گویند ایمان به معنی باور قلبی است که از علم متعارف بالا تر است. باور هم که از حالات قلب است مثل این که کسی باور دارد که اگر آب بخورد عطشش برطرف می شودبه طوری که شخص عالم ،به حاصل شدن نتیجه ی عمل کاملاخاطر جمع است و هیچ اضطراب و شکی ندارد وکاملا در آرامش است وبسبب همین علم جازم ،انسان به علمش ملتزم است وبرای برطرف شدن عطشش سراغ آب می رود. اگر این طور است چرا در قرآن امر میکند که ایمان بیاورید در حالی ایمان حقیقتی است که محقق نمی شود تازمانی که مقدمات آن محقق شده باشد.مثلا در مثال فوق اعتمادی که دل انسان به حاصل شدن نتیجه ی نوشیدن آب پیدا کرده است در اثر کثرت مشاهده ی نتیجه ی نوشیدن آب (که همان رفع عطش است)است .بااین حساب ایمان آوردن به وعده ووععید های حق تعالی وثواب وعقاب هایی که براعمال مترتب است مشکل می نماید چون انسان آثار اعمالش را ووعده ووعید های پروردگارش را بعد از منتقل شدن از این عالم به یک عالم دیگر(مرگ) مشاهده می کندکه البته آن هم فایده ای نداردمثلاخدا می فرماید مرا بخوانید تا اجابت کنم شمارا اما انسان ها به این آیه ایمان نمی اورند چون باطل بودن یک عمل را در حاصل نشدن نتیجه ی آن عمل می دانندمثلا اگر انسان آب بنوشد اما نتیجه ی آن عمل که (رفع عطش آست)حاصل نشود خوب دیگر آب نمی نوشد به این ترتیب چرا ما باید کسی را که بار ها دعا کرده ودعایش مستجاب نشده را باز به دعا کردن ترغیب وتشویق کنیم وبه خاطر ترک دعا ملامت کنیم؟ انبیا واولیا دعا میکنند ودعایشان مستجاب می شود اعنی مطلوب مورد نظرشان حاصل می شود ونتیجه ی عملشان حاصل میشود بنا براین به دعاکردن التزام دارند اگر انبیا واولیا دعا کنند ودعایشان مستجاب نشود واضح است که آن ها هم دیگر دعا نخواهند کرد؟
چندتا هم حدیث برایتان میفرستم وخواهش میکنم معنی ومفهوم آن ها را برایم شرح دهید.
هل الایمان الا الحب والبغض
الدین هو الحب والحب هوالدین
الدعا مخ العباده
ما من شی اکرم علی الله من الدعا
توضیح بدین چرا دعا مخ عبادت است باتوجه به این که ایه میفرماید وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون.
با سلام و شادباش فرا رسيدن سال نو و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر گرامی به چند نکته توجه کنید.
1.بین علم و بین التزام و اعتقاد نسبت عموم و خصوص من وجه است، یعنی هر جا علم بود لازمه اش این نیست که اعتقاد هم باشد مانند کفاری که علم به حقانیت شیعه و اسلام دارند ولی اعتقاد و التزام ندارند و هرجا التزام بود معنایش این نیست که علم جازم هم هست، گاهی افراد با اطمینان که یک مرحله از علم پایین تر است و گمان نزدیک به علم التزام پیدا می کنند مانند اعتقاد برخی به حقایق با این که نسبت به انها علم جازم ندارند. بلکه گمان قوی دارند و یا اطمینان دارند و یا از یک انسان مطمئن شنیده اند.پس مثال نوشیدن آب و تشنگی که زدید از این جهت غلط است که لازم نیست حتما ما نسبت به چیزی علم پیدا کنیم و آن را ببینیم تا به آن اعتقاد داشته باشیم و می توان اعتقاد داشت همراه با اطمینان و یا گمان قوی.
2. علم فقط منحصر در دیدن نیست. بلکه گاهی بدون دیدن و با تفکر و تعقل و یا شنیدن از انسان های معصوم علم حاصل می شود.پس مثال نوشیدن آب و تشنگی از این جهت هم غلط است که شما علم را فقط در مواردی دانستید که آن را مشاهده می کنید و آن را با حواس تان ،حس می کنید، در حالی که این گونه نیست. بلکه با تفکر در نظام عالم و عدالت خدا و دیدن ظلم های بی پاسخ و فداکاری های بی اجر در دنیا ،یقین و علم برای انسان حاصل می شود که دنیای دیگری هست و یقین و علم به ثواب و عقاب و وعده و وعید های خدا حاصل می شود. حتی در قرآن یقینی که از روی علم و بینش به دست آمده باشد را مقدمه یقینی می داند که با مشاهده حاصل می شود كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقينِ .
لَتَرَوُنَّ الْجَحيمَ .
ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقينِ (1)
نه چنين است اگر شما به آخرت يقين داشتيد.
البته جهنم را خواهيد ديد.
سپس با ديده يقين آن را خواهيد ديد.
3.در مورد دعا نیز باید بگوییم انبیاء و اولیاء به خاطر بینش و اعتقاد درست شان، به دعا کردن التزام دارند، نه به خاطر استجابت دعاهایشان ،چرا که بسیاری از انبیاء و اولیاء بوده اند که به خاطر مصالحی به حاجت خود نرسیده اند یا با تاخیر زیاد حاجت شان را گرفته اند ولی با این حال از دعا نا امید نشده اند. مثلا حضرت سلیمان (ع) در مورد فرزند دعایش مستجاب نشد و بچه دار نشد.حضرت ابراهیم و حضرت زکریا علیهما السلام در سن کهولت دارای فرزند شدند و اهل بیت نیز در سختی ها و زندان ها و محرومیت های زیادی بوده اند، ولی این بزرگواران هیچ گاه از ارتباط و دعا و تضرع در درگاه الهی مایوس و نا امید نشدند .گاهی حاجتی به مصلحت ما نیست.خداوند می فرماید: عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون(2)
چه بسا چيزى را دوست نداريد. ولى بر شما خير است و چه بسا چيزى را دوست داريد و براى شما شرّ است و خدا مىداند و شما نمىدانيد.
گاهی مصلحت در تاخیر است و باید زمانی بگذرد تا ما به حاجت مان برسیم.بنا بر این می توانیم کسی را که بار ها دعا کرده ودعایش مستجاب نشده را باز به دعا کردن ترغیب وتشویق کنیم،و ما چون فکر می کنیم استجابت دعا ،فقط در این دنیا است و فورا باید به خواسته های مان برسیم ،زود از دعا نا امید می شویم در حالیکه دعا حتما مستجاب می شود اگر در دنیا نشد در آخرت بهتر از آن را خدا به ما می دهد. بنا بر این، اگر کسی بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا، چه پاداشی برای او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز نا امید نمی شود. امام صادق (ع) می فرماید: «روز قیامت خداوند می فرماید: ای بنده من! مرا خواندی و اجابتت را به تأخیر انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان است. پس مؤمن آرزو می کند که ای کاش هیچ دعایی از او در دنیا اجابت نمی شد، برای آن ثواب و پاداش نیکی که می بیند». (3) از روایات استفاده می شود که هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد. پس در واقع هر دعایی به اجابت می رسد، اما گونه های اجابت آن مختلف است.
امام سجاد (ع) می فرماید: «دعای مؤمن، یکی از سه فایده را دارد:
یا برای او ذخیره می گردد تا در آخرت بهتر از آن چه در دنیا طلب کرده بود، به او داده شود، یا در دنیا برآورده می شود و یا بلایی را که می خواست در دنیا به او برسد، از وی دور می کند». (4)
پس معلوم می شود که اگر چه هر دعایی برآورده نمی شود ولی اگر با شرائط انجام شود قطعا تاثیر گذار است .
در مورد احادیث باید بگوییم که چون پاسخ گویی محدود است به صورت مفصل نمی توانیم به آن بپردازیم و به معنای آنها و توضیح مختصر بسنده می کنیم و توضیح بیشتر را در نامه های پیگیری کنید.
هل الایمان الا الحب والبغض:یعنی آیا دین غیر از حب و بغض است
الدین هو الحب والحب هوالدین: دین همان محبت و محبت همان دین است.(که معنای آنها این است که محبت خدا و اهل بیت و بغض دشمنان آن ها اصل دین است البته به شرطی که این محبت عمل به دستورات خدا و اهل بیت را به دنبال داشته باشد).
و دعا مخ عبادت است به خاطر این که در دعا ارتباط انسان با خدا مستقیم و بی واسطه است و در دعا انسان خود را در مقابل خدا می بیند و بهتر و راحت تر ونزدیک تر به خدا ، عرض حاجت می کند.
البته دعا و استجابت آن دارای آداب، شرایط و موانعی است که اگر تمایل دارید در ارتباط های بعدی از ما بخواهید تا بیان کنیم.
پی نوشت:
1.تکاثر (102) آیه 5 تا 7 .
2. بقره (2)آیه 216 .
3.ثقة الاسلام کلینی، اصول کافی، دار الکتب الاسلامیة، طهران، 1365 ه ش، ج 4، ص 247.
4.. الحسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، 1404 ه ق، ص 202.






