با سلام. وقتی با دوستان و نزدیکانم در مورد احکام شرعی و وجوب رعایت آن صحبت میکنم در آخر آنها در جوابم میگویند:از کجا میدونی همه ی این احکام راست باشد مثلا از کجا معلوم روایاتی که در مورد تراشیدن ریش یا بسیاری از احکام و مخصوصا مکروهات و مستحبات که از روایات معصومین به دست می آید از کجا معلوم آن احادیث جعلی نباشد و من هم گاهی به این فکر میکنم که از کجا میتوان به سند احادیثی که حتی معتبر نامیده میشوند این قدر مطمئن بود من هم در پاسخ آن ها هیچ جوابی ندارم لطفا مرا راهنمایی کنید
پرسشگر محترم در احکام به حکم عقل و شرع باید به خبر موثق و مورد اعتماد ترتیب اثر داد و اگر چنین خبری را قبول نکنیم و بدان ترتیب اثر ندهیم، همه عاقلان ما را محکوم می کنند و در صورت رسیدن ضرر ، خود مسبب آن می باشیم.
ترتیب اثر دادن به خبر افراد مورد اعتماد، حکم عقل است و همه عاقلان آن را قبول دارند و شرع هم این حکم عقلی را تایید کرده است.
ما نمی توانیم اگر فرد مطمئن، با ایمان و راستگویی ما را از خطری در خارح از محدوده دید ما، مطلع کرد، به خبر او بها ندهیم و بها ندادن به خبر او عین جهالت و بی عقلی است.
بله اگر فرد خبر دهنده ناشناخته است، دروغگو است، مقید نمی باشد یا ... ، در این صورت باید بررسی کرد و اگر نشانه هایی بر صحت خبر او بود ، بدان ترتیب اثر داد و گر نه بدان اعتنا نکرد.
قرآن همین رویه عاقلانه را تایید کرده و می فرماید:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ (1)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد!
بنا بر مفهوم این آیه اگر فرد راستگو ، مؤمن و مقیدی ما را خبر داد که از معصوم شنیده که این سخن را گفته است یا دیده که معصوم این کار را انجام داده، به حکم عقل و شرع نمی توانیم سخن او را نشنیده گرفته و بدان بها ندهیم.
با توجه به این بنای عقلی و تایید شرعی است که در احکام به خبر و روایتی که فرد مؤمن و صادق و عادل و مورد اطمینان از معصوم روایت می کند، باید ترتیب اثر دهیم و اگر ترتیب اثر ندادیم، سزاوار است که توبیخ شویم.
البته روایاتی که توسط افراد عادل و مورد اطمینان نقل می شوند، حجت هستند از این رو از همان زمان صدر اسلام با راهنمایی پیامبر و امامان دو علم "رجال" و "درایه الحدیث" پایه گذاری شد. علم رجال به شناساندن راویان همت گمارد و عالمان رجال به بحث و بررسی در مورد راویان پرداختند و آنان را معرفی کردند و نقاط ضعف و قوتشان را آشکار ساختند و معلوم کردند کدام راویان در درجه بالای وثاقت و اطمینان هستند و کدام در درجات متوسط و کدام ضعیف و کدام غیر قابل قبول می باشند.
علاوه بر آن با توجه به وجود نهضت شوم جعل حدیث، پیامبر و امامان به ارائه ملاک هایی همت گماردند که نشان از صحت محتوای حدیث می دهد یا از جعلی و دورغین بودن متن خبر می دهد مثلا پیامبر و امامان دستور دادند روایات به قرآن و سنت قطعی عرضه شوند و اگر با قرآن و سنت قطعی منافات و ناسازگاری داشتند، آنها را ترتیب اثر ندهند:
هشام بن الحكم أنه سمع أبا عبد الله عليه السلام يقول : لا تقبلوا علينا حديثا إلا ما وافق القرآن والسنة أو تجدون معه شاهدا من أحاديثنا المتقدمة ، فإن المغيرة بن سعيد لعنه الله دس في كتب أصحاب أبي أحاديث لم يحدث بها أبي ، فاتقوا الله ولا تقبلوا علينا ما خالف قول ربنا تعالى وسنة نبينا محمد صلى الله عليه وآله ، فإنا إذا حدثنا قلنا : قال الله عز وجل، وقال رسول الله صلى الله عليه وآله .(2)
هشام گوید از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود: سخنی را از ما ندانید. مگر آنچه موافق قرآن و سنت قطعی باشد یا قرینه ای از احادیث قطعی آن را تایید کند. زیرا مغیره بن سعید در کتاب های اصحاب پدرم دست برد و سخنانی به نام پدرم در آنها وارد کرد. پس از خدا بترسید و سخن مخالف قرآن و سنت پیامبر را بر ما نپذیرید. زیرا ما از خدا و پیامبر سخن می گوییم.
با توجه به آنچه آمد، ما روایتی را می پذیریم که با سند متصل به معصوم به ما رسیده و افراد سند شناخته شده و مورد تایید عالمان رجال باشند و محتوای حدیث هم با قرآن و سنت قطعی مخالف نباشد یا اگر روایت سند متصل ندارد یا بعض افراد روایت ناشناخته یا ضعیف هستند، قرینه های دیگری از روایات معتبر بر صحت آن گواهی دهد. در این مورد عالمان به تبع دستورهای امامان بسیار سخت گیر هستند.
بله در احکام مستحبی با توجه به دستور امامان نوعی تسامح و آسان گیری وجود دارد. امامان فرموده اند اگر بنا به روایتی از رسول خدا بر انجام فعلی وعده پاداشی داده شد و کسی به امید آن پاداش به آن روایت عمل کرد، به آن پاداش می رسد. حتی اگر آن روایت سخن واقعی پیامبر نباشد.(3) با توجه به این روایات معتبر، عالمان در سند روایات مربوط به مستحبات به نوعی آسان گیری کرده اند.
پی نوشت ها:
1. حجرات (49) آیه 6.
2. مجلسی، بحارالانوار، بیروت، الوفا ، 1403 ق، ج 2، ص 250.






