با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

إعجاز قرآن کریم ابعاد مختلفی دارد که ابتدا به مهمترین ابعاد إعجاز قرآن به اختصار اشاره نموده و سپس به مقایسه قرآن با اشعار حافظ می پردازیم.
از جمله مهمترین ابعاد اعجاز قرآن موارد زیر را می توان نام برد:
الف: فصاحت و بلاغت قرآن:
یکی از وجوه إعجاز قرآن کریم فصاحت و بلاغت آیات قرآن کریم است. «فصاحت» به معناى شيوايى كلمات و روانى تلفظ آن‏ها و گوش نواز بودن سخن، و «بلاغت» به معناى رسايى و گويايى و دقت تعابير در فهماندن مقصود است‏.
پرداختن دانشمندان علوم قرآن و مفسران سخن‏سنج و اديب به بيان جنبه‏هاى مختلف فصاحت و بلاغت قرآن، ما را از ورود در اين وادى و توضيح اين بُعد از اعجاز قرآن بى‏نياز مى‏سازد؛ چنانكه شهادت اديبان بزرگ عرب از صدر اسلام تاكنون، بر فوق توان بشر بودن فصاحت و بلاغت قرآن، بهترين دليل خدايى بودن قرآن از اين جهت است.
ب: هماهنگی و عدم اختلاف در محتوای قرآن
قرآن طى 23 سال بر پيامبر (ص) نازل شده و پيامبر آيات را بر مردم خوانده است كه آثار تكامل تدريجى (در صورت بشرى بودن قرآن) بايد در آن مشاهده شود؛ پيامبر طى اين 23 سال در شرايط و اوضاع احوال فردى، اجتماعى، اقتصادى و سياسى بسيار متفاوت و فراز و نشيب‏ها و تحولات بسيار ناهمگونى قرار داشت؛ هم چنين آيات شريف قرآن در سفر و حضر، در جنگ و صلح در شرايط عادى و بحرانى بر پيامبر نازل شده است. اين خصوصيات نيز زمينه را براى تأثير پذيرى درونى و برونى انديشه‏هاى پيامبر (ص) از عوامل مختلف فراهم مى‏سازد. با توجه به مسائل مذکور، روشن مى‏شود كه آوردن كتابى با اين ويژگى‏ها در چنين شرايط و اوضاعى، از سوى يك انسان با آن ويژگى‏هاى جدايى ناپذير و اختلاف آفرين، ملازم با پديد آمدن ناهماهنگى زياد خواهد بود در حالی که هیچگونه ناهماهنگی بین آیات قرآن وجود ندارد و تناقضات ظاهری با اندکی تأمل قابل رفع است و لذا هماهنگى آیات قرآن، نشان معجزه بودن و از سوى خدا بودن آن است. چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم فرموده:« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً»(1) « آيا با تدبر در قرآن نمى‏نگرند [تا دريابند كه‏] اگر از سوى غير خدا مى‏بود، ناهماهنگى بسيار در آن مى‏يافتند.»
ج: امی بودن آورنده:
یکی دیگر از وجوه اعجاز قرآن كه درآيات قرآن نیز برآن تاكيد شده، درس ناخوانده و به مكتب نرفته بودن پيامبر اكرم(ص) است. اين موضوع در چند آيه مطرح شده است.
یکی از آیاتی که اعجاز قرآن را با تكيه بر این مطلب مورد اشاره قرار مى‏دهد چنين است:
« وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لاتَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ»(2) « و تو هرگز پيش از اين كتابى نمى‏خواندى، و با دست خود چيزى نمى‏نوشتى، مبادا كسانى كه در صدد (تكذيب و) ابطال سخنان تو هستند، شك و ترديد كنند.»(3)
بعد از ذکر وجوه مذکور در مقایسه قرآن کریم با کتاب حافظ باید بگوییم که گرچه أشعار حافظ نیز از حیث ادبی دارای فصاحت و بلاغت است اما تفاوت های عمده ای با قرآن کریم دارد که به مهمترین آنها اشاره می کنیم:
1.آیات قرآن کریم از سوی شخصی آورده شده که سواد خواندن و نوشتن را نداشته و مکتب نرفته بوده، چنانکه خود حافظ گفته:
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت*** به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد.
2.فصاحت و بلاغت قرآن کریم به گونه ای است که همانند آن قابل ارائه از سوی بشر نیست و معجزه است. اما اشعارحافظ این حالت را ندارند و همانند آوری در اشعار حافظ ممکن است و خود حافظ هم ادعای معجزه بودن اشعار خود را ندارد.
به عبارت دیگر ممكن است كتاب هاي ديگري وجود داشته باشند كه از جهت ارزش ادبي با ديوان حافظ قابل مقايسه باشند و بلكه در بعضي جهات بالاتر از آن باشند، چنان كه اشعار و نثر سعدي در باب موعظه قوي تر از حافظ است و مثنوي و معنوي مولوي در بعد عرفاني با ديوان حافظ قابل مقايسه است و به عقيده بعضي از علما اشعار عرفاني ابن فارض كه به عربي سروده شده قابل مقايسه با اشعار حافظ و بلكه قوي تر از آن است.
3.اشعار حافظ گرچه دارای مضامين عالي است اما طبق اعتراف خود حافظ از قرآن اقتباس شده و به برکت قرآن به چنین مقاماتی رسیده، چنانكه سروده:
صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ*** هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم
پی نوشت ها:
1. نساء (4) آیه 82.
2. عنکبوت(29) آیه 48.
3. ر.ك: آيت الله مصباح يزدي،قرآن ‏شناسى، قم، موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى‏، 1380 ش، ج‏1، ص 107 تا ص 188 و معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، قم، موسسه فرهنگى التمهيد، 1386ش، ص 356.