به نام خدا/سلام
دختری هستم 20ساله که به پسری علاقمندم.
اولین بارتصادفی اورادردانشگاه دیدم.دیدارهاتکرار شد.حواسم بود که بیراهه نروم.
آنروز که از نمازخانه بیرون آمدم او هم همزمان با من بیرون آمد.ازآنجا بود که فهمیدم فعالانه در نماز شرکت میکند.کمی بعد بیشتر درباره اش تحقیق کردم,پسری بود محبوب و مورد اعتماد همه.اخلاقش والا ومتین.همان روزهابود که متوجه شدم بانگاهش دنبالم میکند.3/4 سال از من بزرگتر است.
پدرومادرم به دلیل تربیت خاص خانوادگی شان اصلا با من وبرادرم صمیمی نبوده اند وباما دوست نبوده اند.برادرم ازدواج کرده وازما دور است.دوست قابل اعتماد ومتاهل بنده نیز از من دوراست.
میخواهم با توجه به موارد گفته شده, خود با آن پسر در میان بگذارم.به نظرتان کار صحیحی است؟بالاخره باید ارتباطی شکل گیرد تا بیشتر با ایشان آشنا شوم ویکدیگر را بشناسیم.
اگر بخواهم با ایشان صحبت کنم چه باید بگویم که 1.شک و ابهام به وجود نیاید2.باتوجه که ما اصلا باهم درسی نداشته ایم که بخواهیم ازقبل با هم برخورد مستقیمی داشته باشیم.3.از حس قلبی ایشان نسبت به خودم مطمئن نیستم.
من یک شبه به ایشان علاقمند نشدم,ابتدا او را شناختم,سپس این علاقه به درمن شکل گرفت.
از سویی دیگر من نیمه شنوا هستم,به همین دلیل باید نظر ایشان را هم درمورد مشکلم بدانم.از نظر شما ایرادی دارد؟
لطفا راهنماییم کنین که بدانم چه باید بکنم و کارم به گناه کشیده نشود. ممنون.
پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست عزيز! ايميل شما كه دربردارندة سوال از مشوره بود، دو بار به اين مركز فرستاده شده و در حال پاسخگويي است. در صورت آماده شدن، در اولين فرصت، پاسخ به ايميل شما فرستاده ميشود.






