با سلام خدمت شما
آیا علم ریاضی زاییده فکر انسان است یا علمی است نزد خداوند و به تدریج آن را به انسانها می دهد ؟
آیا خواست خداوند بوده که بشر به علومی مثل فیزیک ،شیمی و... دست پیدا بکند یا اینکه بشر خودش خواسته به این علوم دست پیدا کند و چون خداوند بر هر کاری قادر است این علوم را به او داده؟یعنی آیا انسان تعیین میکند چه علمی را یاد بگیرد و سپس خداوند آن را عطا میکند یا اینکه خداوند خودش تعیین میکند که انسان چه علمی را فرابگیرد؟
از زحمات شما ممنونم. چند وقت پیش سوالی از شما پرسیدم که پاسخ آن را به طور کامل دریافت کردم از شما تشکر میکنم.
با سلام و شادباش فرا رسيدن سال نو و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
براي پاسخ به اين سوال توضيح چند نكته ضروري است.
1- طبق قاعده« لاموثر في الوجود الا الله » هيچ صاحب اثري در عالم هستي، وجود ندارد مگر ذات خداي متعال.(1)هر تاثير گذاري و تاثير پذيري به اذن و خواست خداي متعال صورت مي گيرد. حتي زماني كه ما غذا مي خوريم، يا دانه اي مي كاريم و تمام شرائط رشد آن را فراهم مي كنيم، سيري ناشي از خوردن غذا و رشد دانه و تبديل آن به گياه كامل، همه و همه به خواست خداي متعال تحقق پيدا مي كند و اگر خواست او واثر بخشي او نباشد با وجود تمام آن اقدامات، نه سيري حاصلي مي شود و نه دانه اي تبديل به گياه مي شود. و اين ترجمان آن ذكر شريف است كه: « لاحول و لاقوه الا بالله العلي العظيم.»
2- هر اتفاقي در عالم رخ مي دهد و هر موجودي به وجود مي آيد و هر نعمتي به انسان داده مي شود از او گرفته مي شود، همه و همه تابع اسباب و عللي است كه خداي متعال براي آنها قرار داده است . بنابراين هيچ رخدادي بدون سبب و علت رخ نمي دهد. در اين رابطه امام معصوم عليه السلام مي فرمايد: « أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْءٍ سَبَباً ... » " خداي متعال ابا دارد كه اشياء و حوادث را محقق سازد مگر به اسبابي، پس براي هر شيئي سببي قرار داده است ... » (2)
البته ممكن است برخي از آن اسباب را ما نشناسيم و براي ما آشنا نباشند. ولي اين نشناختن و ندانستن، دليل بر نبودن سبب نيست. يكي از اسباب تحقق امور، اختيار انسان است كه خداي متعال اختيار انسان و خواست او را يكي از اسباب تحقق اعمال او كرده است.
2- آنچه كه در نكته اول بيان كرديم منافاتي با اختيار انسان در كارهايش ندارد. يعني انسان آزاد است كه كارهاي خود را با اختيار خود عملي سازد، ولي عملي شدن آن كارها وابسته به اذن خداي متعال است كه البته سنت الهي اينگونه است كه اختيار و عمل انسان، اثر طبعي اش را داشته باشد، مگر در برخي موارد استثنائي. مانند آنجائي كه حضرت ابراهيم (ع) كارد را بر گردن حضرت اسماعيل(ع)كشيد و طبيعت كارد بر بريدن بود و طبعيت پوست گلو بر بريده شدن، لكن به اراده خداي متعال نه كارد بريد و نه پوست گلو بريده شد. و وقتي آن را بر گلوي گوسفند گذاشت هم چاقو به اذن خدا بريد و هم گلوي گوسفند به اذن خدا بريده شد.
فيض دانش نيز به مانند ديگر فيوضات و نعمتها و موجودات، به اراده خداي متعال به وجود مي آيد و در انسان تحقق پيدا مي كند. حال چه انسان ابتداءاً اراده يادگيري كرده باشد و به دنبال آن رفته و در محضر درس استادي حاضر شده و كتابي خوانده و تحقيقي كرده باشد و چه بدون اين مقدمات رسمي و رائج و متداول به آن دسترسي پيدا كرده باشد و خداي متعال بدون مقدمات طبيعي تحصيل دانش، علمي به او افاضه كرده باشد.
به طور كلي مي توان گفت كه علوم در اين رابطه بر دو گونه اند. گونه اي از علوم كه انسان آغازگر در يادگيري آن و اقدام كننده به آن مي باشد و اگر به دنبال آن برود و شرائط طبيعي آن را داشته باشد آن را به دست خواهد آورد. علوم متداول و رائج اعم از علوم عقلي مانند فلسفه و رياضيات يا علوم تجربي مانند فيزيك و شيمي، يا علوم نقلي مانند علم تاريخ و حديث، يا علوم اعتباري مانند فقه و ادبيات ، همگي از اين قبيلند. انسانها با استعدادهاي مختلف از اين علوم گوناگون به فراخور استعداد و توان ذهني و علمي خود از آنها بهره مند مي شوند.
گونه اي ديگر از علوم هستند كه از جمله علوم متداول و رائج، مانند آنچه كه بيان شد نمي باشند و نمي توان آنها را از كلاس درس و كتابهاي علما فراگرفت. به دست آوردن اين گونه علوم نه اينكه مقدمه نمي خواهد بلكه از طريق مقدمات رسمي و رائجي كه ديگر علوم را مي تواند به دست آورد ، قابل حصول نمي باشد. اين علوم را در اصطلاح ديني و قرآني ، علم لدني مي نامند. « فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْما» " (در آن جا) بندهاى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم" (3)
مقدمه حصول اين علوم با توجه به اين آيه شريفه اي كه گذشت و با دقت در آن، رسيدن به مقام عبوديت و بندگي كامل حضرت حق جل جلاله مي باشد كه در صورت تحقق آن فيض علوم لدني نيز به او خواهد رسيد.
در برخي تعبيرات قرآني كه به اين گونه علوم، حكمت نيز اطلاق مي كند، آن را در اختيار خداي متعال مي داند و تشخيص موارد اعطاي آن را تنها در تحت اختيار او مي داند و بس. « يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيرا... » " (خدا) حكمت را به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مىدهد و به هر كس حكمت داده شود، خير فراوانى داده شده است. (4)
بنابرآنچه كه گفته شد نتيجه مي گيريم هر علمي ( چه علوم رائج و رسمي مثل رياضيات و فيزيك و شيمي و چه علوم لدني ) از طرف خداي متعال به انسان داده مي شود. ولي اعطاي علوم رائج و متداول وابسته به تلاش علمي و جمع شرائط معمولي و طبيعي آن از طرف انسان است و اگر انسان آنها را مهيا كند خداي متعال نيز به او به اندازه وسع و توان او، عنايت مي كند و نسبت به كسي بخل نمي ورزد و در اين رابطه ايمان يا عدم ايمان نيز تاثير گذار نمي باشد. يعني اگر فرد كافري هم اين شرائط عادي و طبيعي را فراهم كند خداي متعال از فيض خود در دنيا ، به او هم نتيجه تلاشش را مي دهد و برعكس اگر فرد با ايمان به دنبال فراهم كردن آن مقدمات نباشد به نتيجه آن هم دست پيدا نخواهد كرد.
لكن اعطاي علوم لدني و حكمت وابسته به اين گونه تلاش ها نيست و مقدمات خاص به خود را دارد كه مهمترين آن مقدمات رسيدن به مقام بندگي و عبوديت محض خداي متعال است.
پي نوشت :
1. ر.ك : حاج ملاهادي سبزواري، شرح المنظومه، تهران، نشر ناب، 1369هـ.ش، ج 1، ص 292.
2. شيخ كليني، كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1365 هـ .ش، ج 1، ص 183.
3. كهف (18)، آيه 65.
4. بقره(2)، آيه 269.
جهت تسهیل و تسریع در امر پاسخگوئی از این پس، پرسشهای فقهی و احکام شرعی را تنها از طریق سامانه پاسخگوئی پیامکی به شماره 30009640 ، نشانی اینترنتی http://www.30009640.ir/sms و یا تلفن 09640 مطرح نمایید.






