باعض سلام من وبلاگ دارمبه ابن ادرس"http://sabokbalanzh.loxblog.com/وhttp://golesorkhzhi.blogfa.com/
شخصی سنی از من سوالی پرسیده به این مضمون:با سلام خدمت شما مگه امام حسین چیه که شما اهل تشیع این توری برای اون خود زنی میکنید و حتی او را برتر از پیامبر و نعوضو بلا خدا میدانید مگر نمیدانید خود زنی اون هم در مسجد شرک است .

من برام مشخص شده که اگر شما دروغ و شرک و ... را انجام ندهید اصلا خوابتان نمیبرد .

مگر رسول خدا روی مهر سجده میکردند که شما این کار را میکردید ؟

مگر رسول خدا برای کمک از خدا نمیگفت یا الله پس چرا شما فقط میگویید یا علی ، یا حسین و هر چیز دیگه ای میگویید بجز یا الله که این خود شرک بزرگی است ؟

و یک حدیث از رسول خدا که شاید شما را از گمراهی نجات دهد

رسول خدا خطاب به حضرت علی فرمودند : بعد از من قومی خواهد آمد ( شیعه ) که تو را بیشتر از من دوست دارند .

حضرت علی فرمود : نفرین خدا بر آنان من همه آنان را با یک آغوش به آتش جهنم میفرستم .

اگر میخواهی حق را بدانی در ماهواره هاتبرد فرکانس 11566 را وارد کن و شبکه وصال فارسی و وصال حق را تماشا کن شبکه وصال فارسی هر شب ساعت 20 برنامه خیلی خوبی دارد که آقای شیخ ملا زاده آن را اجرا میکند .
ما اهل سنت با هیچ یک از امامان و ... مشکل نداریم و این شما هستید که حضرت عمر ، عثمان و ابوبکر را نه تنها مسلمان بلکه کافر میدانید .

حالا یک سوال و حتما جواب بده : اگر شما از حضرت عمر ( داماد حضرت علی )

نفرت دارید پس چرا امام علی جگر گوشه ی خود ام کلثوم را به عقد دایم حضرت عمر

که شما از آن نفرت بیهوده بدل دارید در آورد . حضرت عمری که شما او را قاتل

میدانید مگر ما آدمها به فرد قاتل دختر میدهیم پس چرا حضرت علی این کار را کرد ؟

به امید پیروزی مردم سوریه از دست رژیم بعث این کشور "
حالا من جوابشو چی بدم که اینقدر نسبت به ما بدبین نباشه

پرسش 1:
حالا يک سوال و حتما جواب بده : اگر شما از حضرت عمر ( داماد حضرت علي ) نفرت داريد پس چرا امام علي جگر گوشه ي خود ام کلثوم را به عقد دايم حضرت عمر که شما از آن نفرت بيهوده بدل داريد در آورد . حضرت عمري که شما او را قاتل ميدانيد مگر ما آدمها به فرد قاتل دختر ميدهيم پس چرا حضرت علي اين کار را کرد ؟ به اميد پيروزي مردم سوريه از دست رژيم بعث اين کشور " حالا من جوابشو چي بدم که اينقدر نسبت به ما بدبين نباشه
پاسخ:

در باره ام کلثوم پاسخ چنين است
شيخ مفيد اين ازدواج را نمي‌پذيرد و معتقد است که اين گزارش توسط زبير بن بکار(1) نقل شده که مورد وثوق نيست. افزون بر اين، او از دشمنان علي(ع) به حساب مي‌آيد و در مطالبي که به بني هاشم نسبت مي‌دهد، قابل اعتماد نيست. متن روايت به صورت‌هاي مختلف و گاهي متضاد نقل شده که به آن اشاره مي‌شود:
أ) علي(ع) متولي عقد ازدواج بود.
ب) عباس، عموي علي، متولي ازدواج شد.
پ) بعد از اينکه بني هاشم مورد تهديد قرار گرفتند، اين ازدواج انجام شد.
ت) اين ازدواج از روي اختيار و بدون تهديد انجام شد.
ث) فرزندي به نام زيد، از اين وصلت به وجود آمد.
ج) زيد، زنده ماند و صاحب نسل شد.
ح) زيد و مادرش (ام‌کلثوم) در زمان عمر کشته شدند، به گونه‌اي که معلوم نشد کدام يک زودتر درگذشتند.
خ) ام کلثوم بعد از عمر، زنده بود.
د) عمر، مهريه او را چهل هزار درهم قرار داد.
ذ) عمر، مهريه را چهار هزار درهم قرار داد.
ر) عمر، مهريه را پانصد درهم معيّن کرد.
مرحوم شيخ مفيد چنين نتيجه‌گيري مي‌کند که وجود اين همه اختلاف، موجب بطلان گزارش مي‌گردد.
وي مي‌فرمايد: اگر اين روايت صحيح باشد (و چنين ازدواجي محقق گرديده باشد) باز با مذهب شيعه منافاتي ندارد.(2) سيد مرتضى، شاگرد برجسته شيخ مفيد معتقد است اين ازدواج از روي اختيار نبود. سپس وي رواياتي را که دلالت بر اضطرار دارد، يادآور مي‌شود و در پايان مي‌فرمايد: حليت و حرمت هر کاري بستگي دارد به اينکه دليلي از دين و شريعت بر آن وجود داشته باشد . کار اميرالمؤمنين، از نظر ما حجت و دليل شرعي است.(3)
از مطالب مرحوم سيد مرتضى استفاده مي‌شود که وي وقوع اين ازدواج را پذيرفته، ولي دليل آن را اضطرار و تهديدهايي مي‌داند که متوجه بني‌هاشم شده بود. علامه مجلسي بر اين عقيده است که انکار اين واقعه از سوي شيخ مفيد شگفت‌انگيز است. مجلسي بر اين باور است که شايد منظور شيخ مفيد اين بوده که اين موضوع از طريق اهل سنت قابل اثبات نيست،(4) چون رواياتي که از طريق آنان وارد شده، بسيار متفاوت و متضاد است! آن گاه مرحوم مجلسي مي‌گويد: بهترين و اساسي‌ترين پاسخ به اين پرسش آن است که گفته شود اين کار به جهت تقيه و اضطرار انجام شد! سپس مي‌فرمايد: دور از ذهن نيست که چنين بوده، چون خيلي از کارهاي حرام، در حال ضرورت و ناچاري، حکم آن تغيير مي‌کند و گاهي مبدّل به وجوب مي‌شود.(5) جعفر شهيدي مي‌نويسد: ام‌کلثوم دومين دختر علي(ع) که مادرش حضرت زهرا(س) بود، در سال هشتم هجري متولد شد . در سال هفدهم با عمر ازدواج کرد . چون عمر کشته شد، با عون فرزند جعفر و پس از مرگ او با برادرش محمد بن جعفر بن ابي طالب ازدواج کرد. ام‌کلثوم از عمر پسري به نام زيد آورد.(6) سيد محسن امين بر اين باور است ،حضرت علي(ع) دو دختر به نام ام کلثوم داشته، مادر يکي از آنان حضرت فاطمه(س) و مادر دومي، زن ديگري بود. آن که با عمر ازدواج کرد، مادرش فاطمه(س) نبود و پيش از واقعه کربلا، در مدينه درگذشت. آن ام‌کلثوم که در کربلا حضور داشت و در کوفه خطبه خواند، مادرش حضرت زهرا(س) مي‌باشد.(7) آقاي سامي الغريري بر اين عقيده است که ام کلثوم همسر عمر، دختر خليفة اوّل (ابو بکر) بود، که قلم به دستان مزدور چنين وانمود کردند که دختر علي(ع) است.(8) در فروع کافي، بحث طلاق، در مورد عِدّة زني که شوهرش از دنيا رفته، دو روايت يکي توسط معاويه ابن عمار(9) و ديگري توسط سليمان بن خالد،(10) از امام صادق(ع) نقل شده که محتواي هر دو اين است: چون عمر درگذشت، حضرت علي(ع) نزد ام‌کلثوم رفت و او را به خانه خود برد از اين دو روايت استفاده مي‌شود که ام‌کلثوم، دختر علي(ع) بود، اما اين که مادرش چه کسي بود در روايت به آن اشاره نشده است. مرحوم مجلسي روايت اوّل را موثق و روايت دوم را صحيح مي‌شمارد. با اين ديدگاه‌هاي بسيار متفاوت و اينکه برخي در گذشت ام کلثوم را پيش از شهادت امام مجتبي (ع) ذکر کرده اند ، اظهار نظر قطعي، در اين باره بسيار مشکل است، ولي مسلّم است اگر اين ازدواج انجام شده باشد، با ميل و رغبت انجام نگرفته، اما چه ضرورت‌هايي مي‌توانست آن را توجيه نمايد، با قاطعيت نمي‌توانيم اظهار نظر کنيم. ولي اگر اين کار انجام شده باشد مصلحت مهمي در آن بوده که امام اين وصلت پذيرفته ، هرچند ما از آن آگاه نباشيم .
پي‌نوشت‌ها:
1. ابو عبدالله، زبير بن ابي بکر بن عبدالله بن مصعب، در زمان معتصم عباسي از سوي وي عهده‌دار قضاوت در مکه بود. در سال 256 درگذشت. (تاريخ بغداد، ج 8، ص 467.)
2. مصنفات المفيد، ج 7 (المسائل السرويه) ص 86 ـ 90 ، محمدباقر مجلسي، مرآة العقول، تهران ، ،دار الکتب الاسلاميه ،1366 چاپ اول. ج 20، ص 43
3. مرآة العقول، ج 20، ص 44.
4. همان .
5. همان.ص 45.
6. جعفر شهيدي ، زندگاني حضرت فاطمه(س)، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي ،ص 263 ـ 264.
7. محسن امين، اعيان الشيعه، تحقيق سيد حسن امين، بيروت ،دارالتعارف للمطبوعات ،1418 ،چاپ پنجم ، ج 2، ص 12.
8. علي بن محمد، ابن صباغ مالکي، الفصول المهمه في معرفة الأئمة، تحقيق سامي الغريري ، انتشارات دار الحديث، ج 1 ، پاورقي، ص 647
9. فروع کافي، تحقيق علي اکبر غفاري، تهران ،دار الکتب الاسلاميه ،1388 ، چاپ دوم ، ج 6، ص 115
10. همان، ح 2.

پرسش 2:
دين ومذهب شرح : باعض سلام من وبلاگ دارم به ابن ادرس"http://sabokbalanzh.loxblog.com/وhttp://golesorkhzhi.blogfa.com/ شخصي سني از من سوالي پرسيده به اين مضمون:1- با سلام خدمت شما مگه امام حسين چيه که شما اهل تشيع اين توري براي اون خود زني ميکنيد و حتي او را برتر از پيامبر و نعوضو بلا خدا ميدانيد مگر نميدانيد خود زني اون هم در مسجد شرک است . من برام مشخص شده که اگر شما دروغ و شرک و ... را انجام ندهيد اصلا خوابتان نميبرد .
پاسخ:

پرسش ايشان صرف ادعا و بعضا مضحك و متناقض است. اين رويكرد هيچ گاه براي كشف حق و حقيقت مفيد نبوده و نخواهد بود. خوب است كه دوستان اهل سنت اطلاعات خود را در مورد عقايد شيعه گسترش دهند و سپس به طرح سوال و ادعا بپردازند.
شيعه همانند همه مسلمانان حضرت رسول اكرم (ص) را بزرگترين و با عظمت ترين موجود جهان هستي مي دانند. چنين حرفهايي كه شيعه امام حسين (ع) را از پيامبر و نعوذ بالله از خدا برتر مي داند، ادعاهاي بي اساسي است كه نياز به پاسخ هم ندارد.
بله، شيعيان براي امام حسين (ع) اهميت ويژه اي قائلند و براي ايشان عزاداري فوق العاده اي برگزار مي كنند كه آن هم به جهت شكل شهادت و مظلوميت عجيب ايشان مي باشد. به علاوه شيعه از پيش خود به عزاداري مخصوص براي سيدالشهداء (ع) اهتمام ندارد. بلكه دستور ائمه شيعه است كه براي ايشان مراسمي مخصوص برگزار گردد و همگان در سوگش اشك بريزند. به عنوان مثال در حديثي از امام رضا(ع) خطاب به يكي از يارانشان آمده است:«اي پسر شبيب اگر خواهي گريه كني، بر امام حسين (ع) گريان باش زيرا او را با وضعي فجيع سر بريدند.»(1)
خود حضرت رسول (ص) نيز با ايشان و امام حسن (ع)برخوردي متفاوت با افراد ديگر كرده و به ايشان ابراز علاقه خاصي مي نمودند. ايشان در كنار تذكر به محبت اهل بيت در مورد محبت به آنها توصيه هاي زيادي فرموده اند. به عنوان نمونه به اين روايت دقت كنيد: «روايت است از ابو هريره كه گفت: از رسول (ص) شنيدم كه گفت: هر كه حسن و حسين را دوست دارد مرا دوست داشته است، و هر كه ايشان را دشمن دارد، مرا دشمن داشته است.»(2)
اما در مورد خودزني تعبير ايشان دقيقا مشخص نشد و داراي ابهام است. اگر منظور ايشان قمه زني است، بايد گفت: همانطور كه مي دانيد قمه زني توسط بسياري از علماي شيعه رد شده و حتي آن را حرام اعلام كرده اند. (3) اما حتي اگر اين عمل اشتباه، حرام و گناه هم باشد، باز هم مجوز اين نمي شود كه مرتكبين آن را مشرك بدانيم. شرك تعريف خاصي دارد كه قطعا شامل اين قضيه نمي شود. اين دوستان بايد توجه داشته باشند كه با چند ادعاي بي دليل نمي توان امري را ثابت كرد و براساس آن تهمت شرك و كفر به اين و آن زد.
اگر هم منظور شما از خود زني همه شكلهاي عزاداري اعم از سينه زني، زنجير زني، برسر زدن و .... مي باشد همان جواب بالا در مورد شرك بودن اين اعمال مي آيد و لزومي به تكرار نيست.
در آخر نيز اشاره به اين نكته لازم است كه چنين تعيبيراتي« مگه امام حسين چيه» از شخصي كه خود را پيرو رسول خدا (ص) و سيره ايشان مي داند بعيد و زشت است. اگر وجود مبارك حضرت رسول به محبت و علاقه به اهل بيت سفارش نموده اند، كه در جوامع اهل سنت نيز اين مساله آمده، چنين تعبيراتي كه از آن بي حرمتي احساس مي شود به دور از خواست و سيره رسول اكرم و نيز ادب اسلامي مي باشد و بايد از آن پرهيز شود.
پي نوشت ها:
1. مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق، ج44، ص285.
2. واعظ خرگوشى، ابو سعيد، شرف النبى، تحقيق محمد روشن، تهران، بابك، 1361ش، ص247.
3. آيه الله خامنه اي، سيد علي، اجوبه الاستفتائات، نشر بين الملل، تهران، 1388ش، س1460؛ مکارم شيرازي، ناصر، استفتائات جديد، مدرسه امام اميرالمومنين(ع)، قم، 1381ش، ج1، س1646.
پرسش 3:
2- مگر رسول خدا روي مهر سجده ميکردند که شما اين کار را ميکرديد ؟ مگر رسول خدا براي کمک از خدا نميگفت يا الله پس چرا شما فقط ميگوييد يا علي ، يا حسين و هر چيز ديگه اي ميگوييد بجز يا الله که اين خود شرک بزرگي است ؟
پاسخ:

ما شيعيان سجده بر مهر را واجب نمي دانيم. بلکه همانند اهل سنت سجده را بر هر امر زميني مانند سنگ و خاک و چوب و... صحيح مي دانيم با اين تفات که اهل سنت سجده بر غير اين امر را نيز صحيح مي دانند. اما شيعه معتقد است سجده بر غير اين موارد صحيح نيست و واجب است که سجده بر خاک يا يکي از موارد فوق باشد (1)؛ علت اين اعتقاد نيز رواياتي است که بر همين اساس وارد شده است و بديهي است که در اين جزييات فقهي هر فرقه به منابع مورد اعتماد خود که آن را به سنت پيامبر مي رساند تمسک مي کند.
بر اساس ديدگاه شيعه تصريح ائمه معصوم که آگاه ترين افراد به سنت پيامبرخدا بودند به ما نشان مي دهد که بر غير اين موارد معين نبايد سجده کنيم مثلا امام صادق (ع) فرمود: "سجده نکن . مگر بر زمين يا بر آنچه از زمين مي رويد مگر پنبه و کتان".(2)
زراره از امام باقر (ع) سؤال کرد که آيا مي توان بر قير سجده کرد؟ حضرت فرمود: "نه. بر لباس و پشم و ميوه هاي خوردني و معدني ها و بر اجزاي حيوان و بر پر پرندگان نيز سجده کردن جائز نيست".(3)
اما اهل سنت چنين نمي انديشند و سجده بر هر چيزي را جايز مي دانند؛ البته مستند آنان نيز در اين حکم و ساير احکام فقهي منابع مورد قبول خودشان است و از آنجا که آنان بعد از پيامبر بيش از هر فرد ديگري به صحابه آن حضرت رجوع کردند و جز در موارد نادر از امامان اهل بيت روايت نقل نکرده اند، در نتيجه طبيعي است که در موضوعات مختلف ديدگاه ها و نظرات متفاوتي با ديدگاه مکتب اهل بيت داشته باشند.
بر اين اساس طرح اين پرسش که "مگر رسول خدا روي مهر سجده ميکردند که شما اين کار را... " نادرست است. زيرا ما نيز مي توانيم بپرسيم مگر پيامبر بر فرش و موکت سجده مي کرد که شما اين گونه سجده مي کنيد و ... ؛ معيار و ميزان در رفتار ديني صحيح رعايت اصول و ضوابطي ات که در قرآن و سنت به دست ما رسيده و شيعه بر اساس همين معيار سجده بر امور خاصي را صحيح مي داند و براي تسهيل سجده بر خاک مقداري خاک را به صورت مهر در مي آورد و بر ان سجده مي کند.
البته ناگفته نماند ما معتقديم آنچه در زمان پيامبر رواج داشته همين سجده بر خاک يا سنگ (زمين) يا روييدني هاي زميني بوده است و اگر بنا بر دليل آوردن باشد بايد بر جواز سجده بر ساير موارد مانند فرش و موکت و .... دليل اقامه نمود نه آنکه سجده بر خاک و مهر نيازمند به دليل باشد.
اين امر حتي از منابع اهل سنت به روشني به دست مي آيد که سنت صحابه و رسول خدا نيز چنان بوده است؛ مثلا:
جابر بن عبدالله انصارى مى‏گويد: با پيامبر (ص) نماز ظهر مى‏گزاردم كه يك قبضه از ريگ‏ها را در كف گرفتم تا سرد بشوند و بتوانم بر آن ها سجده كنم. (4)
يكى از صحابه از اين كه پيشانيش به خاك برسد، دوري مى‏كرد. پيامبر بدو فرمود: پيشانيت را بر خاك بگذار. (5)
از نظر تاريخي نيز روشن است که وقتي رسول خدا به مدينة منوره تشريف آوردند و دستور ساختن مسجدالنبي را دادند، در آن زمان مسجد فرش نداشت. پيامبر روي زمين و خاک هاي مسجد سجده مي­کردند. در زمان ابوبکر و عثمان و عمر و حضرت علي نيز روي زمين مسجد سجده مي نمودند. بنا بر اين تمام نمازهاي پيامبر روي زمين بود. سجده هاي پيامبر و مسلمانان صدر اسلام، روي خاک بود. پس قطعاً سجده بر خاک صحيح است. شيعيان که روي خاک سجده مي کنند، به واسطه پيروي و متابعت از رسول خداست؛ پس قطعاً نمازهاي شان صحيح است.
اما در مورد درخواست کمک پيامبر از خدا بايد گفت ما نيز همانند پيامبر در مقام درخواست از خداوند بسيار "يا الله" مي گوييم و خداوند را به اسماء حسنايش قسم مي دهيم و مشکلي با اين مساله نداريم، کافي است نگاهي مختصر به مجموعه ادعيه متداول در نزد شيعيان بيندازيد تا نادرستي اين ادعا که "چرا شما فقط مي گوييد يا علي، يا حسين و هر چيز ديگه اي مي گوييد بجز يا الله" براي خودتان آشکار گردد.
اما در عين اين توجه مستقيم به خداوند معتقديم که هيچ منعي وجود ندارد که ما يا پيامبر يا هر فرد ديگري براي درخواست از خداوند وسيله اي را واسطه و ابزار جلب توجه و عنايت خداوند قرار دهد و اين امر هيچ منافاتي با توحيد ندارد. چنان که بر اساس منابع اهل سنت نيز رسول خدا در مواردي خداوند را به حق علي (ع) قسم مي داد و او را واسطه بين خود و خداوند در رسيدن به حاجت خويش و توجه خاص خداوند مي دانست.
چنان که در روايتي از علامه محدث شيخ جمال الدين محمد بن أحمد حنفي موصلي مشهور به ابن حسنويه به نقل از عبدالله بن مسعود آمده :
« دخلت يوما على رسول اللّه (ص) ... فرأيته و هو يصلّي و هو يقول: اللهمّ بحق علي بن أبي طالب عبدك اغفر للخاطئين عن امّتي ... (6) روزي بر پيامبر خدا وارد شدم ... ديدم در حال نماز خواندن است و مي گويد: خداوندا بحق بنده ات علي بن ابيطالب بر گنهکاران از امتم ببخشاي»
براي مطالعه بيش تر در اين زمينه مي توانيد به کتاب هاي ذيل مراجعه نماييد:
- راهنماي حقيقت (پاسخ به شبهات پيرامون عقايد شيعه) از آيت الله جعفر سبحاني، نشر مشعر.
- پاسخ هاي ما به پرسش هاي اهل سنت(پاسخ به چند پرسش فقهي و اعتقادي) از علي عطائي اصفهاني، نشر مشعر.
پي‌نوشت‌ها:
1. امام خميني روح الله، توضيح المسايل (محشي)، انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، 1424 ه.ق، مساله 1076 .
2. شيخ طوسي، الخلاف،نشر دارالاحيا التراث العربي، بي تا، مسئلة 112 و 113.
3. همان.
4. احمد حنبل، مسند احمد. بيروت، دارصادر، بي تا، ج 3، ص 327
5. متقي هندي، كنزالعمال، نشر موسسه الرساله، بيروت، 1413ق، ج 7، ص 465، حديث شماره 19810.
6. محمد بن أحمد حنفي موصلي، در بحر المناقب، خطي، ص‏ 69 ؛ نقل از قاضى نور الله شوشترى، احقاق الحق و ازهاق الباطل، کتابخانه آيه الله مرعشي قم، 1409 ه ق، ج‏5، ص 250.

پرسش 4:
3- و يک حديث از رسول خدا که شايد شما را از گمراهي نجات دهد رسول خدا خطاب به حضرت علي فرمودند : بعد از من قومي خواهد آمد ( شيعه ) که تو را بيشتر از من دوست دارند . حضرت علي فرمود : نفرين خدا بر آنان من همه آنان را با يک آغوش به آتش جهنم ميفرستم . اگر ميخواهي حق را بداني در ماهواره هاتبرد فرکانس 11566 را وارد کن و شبکه وصال فارسي و وصال حق را تماشا کن شبکه وصال فارسي هر شب ساعت 20 برنامه خيلي خوبي دارد که آقاي شيخ ملا زاده آن را اجرا ميکند . ما اهل سنت با هيچ يک از امامان و ... مشکل نداريم و اين شما هستيد که حضرت عمر ، عثمان و ابوبکر را نه تنها مسلمان بلکه کافر ميدانيد .
پاسخ:

در مورد حديثي كه در اينجا ذكر شده است بايد گفت چنين حديثي در جوامع روايي شيعه و يا حتي از طريقي كه شيعه به آن وثوق داشته باشد، نقل نشده و وجود ندارد. البته اين حرف به معناي رد كردن اين حديث نيست اما اگر قرار باشد هر كس از منابع مورد قبول خود و نه منابعي كه طرف مقابل و يا دو طرف آن را قبول دارند، استفاده كند ما هم مي توانيم از منابع حديثي خود روايات زيادي را نقل كنيم كه در تضاد كامل با اعتقادات اهل سنت است. اگر قرار باشد هر كس از منابع خود براي رد طرف مقابل استفاده كند نه بحث به جايي مي رسد و نه كسي قانع مي شود. چنين بحث هايي تنها بر كينه ها و عداوتها مي افزايد و هيچ ثمري نخواهد داشت. بر فرض صحت اين روايت هم بايد گفت مصداق اين حديث غلات هستند كه قطعا ربطي به شيعه ندارند. در باب رد غلات علماي شيعه نوشته جات فراواني دارند. مثلا علامه مجلسي مظاهر غلو را اعتقاد به اموري مي‏داند که عبارت است از:
1 - الوهيت پيامبر و ائمه طاهرين(ع).
2 - شراکت پيامبر و ائمه در معبوديت، خالقيت، رزاقيت با خدا.
3 - حلول خداوند و يا اتحاد او با آنان.
4 - نبوت ائمه طاهرين.
5 - آگاهي پيامبر و ائمه از غيب بدون وحي و الهام.
6 - تناسخ ارواح ائمه در بدن هاي يکديگر(1)
ائمه اهل بيت(ع) غلو را به شديدترين وجه مردود دانسته و غاليان را نکوهش و تکفير کرده‏اند. علامه مجلسي حدود صد روايت از ائمه را درباره غاليان در کتاب بحارالانوار نقل کرده است که به يك نمونه از آنها بسنده مي كنيم. حضرت علي(ع) مي‏فرمايد: « اللَّهُمَّ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنَ الْغُلَاةِ كَبَرَاءَةِ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مِنَ النَّصَارَى اللَّهُمَّ اخْذُلْهُمْ أَبَداً وَ لَا تَنْصُرْ مِنْهُمْ أَحَداً؛ خدواندا ! از غلات بيزاري مي‏جويم، همان گونه که عيسي بن مريم از نصارا بيزاري جست. خدايا! آنان را خوار گردان و احدي از آنها را ياري مکن».(2)
همانطور كه مي بينيد نه تنها چنين اعتقاداتي مورد قبول شيعه نيست. بلكه چنين افرادي را تكفير هم كرده اند. به علاوه از فروع مذهب شيعه «تولي» و «تبري» است يعني دوستي دوستان خدا و دشمني با دشمنان خدا كه بالاترين مصداق آن وجود نازنين حضرت رسول اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) مي باشند. شيعيان تمام اين بزرگواران را به يك اندازه و همانند هم دوست دارند و اين دوستي هم به خاطر دوستي و عشق به خداوند است كه به دستور او با دوستان او نيز دوستي كرده و به آنها ابراز علاقه مي نمايند.
اما در مورد اينكه اهل سنت با امامان شيعه مشكلي ندارد. بايد گفت اين يك نكته مثبت و يك امتياز براي شيعه و امامان اوست كه اين بزرگواران به قدري انسانهاي نيك و بزرگواري بودند كه حتي افرادي كه پيرو تفكر آنان نبودند نيز به عظمت آنها اذعان دارند. به علاوه مشكل نداشتن با امامان ما ملاك حق و راستي اهل سنت نيست. توجه داشته باشيد كه نمي شود از يك طرف به ائمه معصومين ابراز علاقه كرد و از طرف ديگر به دشمنان سرسخت آنها مثل معاويه و يزيد هم علاقه داشت.
ما نيز ملاكي براي حق و حقيقت داشته و بر همان اساس با خلفاي سه گانه مشكل داريم و براي اين امر دلايل متقن عقلي و نقلي داريم که در صورت نياز حاضر به تبيين کامل هستيم.
در اين زمينه به كتاب «آنگاه هدايت شدم» نوشته دكتر محمد تيجاني، انتشارات بمياد معارف اسلامي مراجعه كنيد.
پي نوشت ها:
1. مجلسي، محمدباقر، بحارالنوار، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق، ج25، ص346.
2. همان، ص365.