سلام اگر این حدیث صحیح باشد مگر میشود فردی یا عارفی یا مومنی یا عالمی از پیغمبری بالاتر باشد؟؟؟من چند دلیل دارم1پیغمبران معصومند...مگر فردی معصوم است؟؟؟2...پیامبران وحی داشتند مگر میشود کسی که وحی دارد را باغیر مقایسه کرد؟
3..مگر میشود شخصی غیر از امامان بزرگوار ما مثلا مرجع تقلید یا روحانی یا مومنی از حضرات ابراهیم یا موسی یا عیسی یا یوسف یا نوح یا هود سلام الله علیهم اجمعین وخیلی های دیگر بالاتر باشد؟؟؟؟

با سلام و شادباش فرا رسيدن سال نو و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پیش از بیان معنای حدیث مشهور پیامبر(ص) توجه به دو مطلب لازم است:
1- واضح است که راه ارتباط و اتصال معنوی با غیب و رسیدن به درجات بالای انسانیت تنها مخصوص پیامبران نیست. قرآن کریم هم اتصال با غیب و ملکوت را ملازم نبوّت نمی‏داند. در کتاب آسمانی از افرادی سخنی به میان آمده که از زندگی معنوی نیرومندی برخوردار بودند، با فرشتگان همسخن بوده و امور خارق العاده از آنان سر می‏زد، بدون این که "پیامبر" باشند. بهترین مثال حضرت مریم دختر عمران و مادر حضرت عیسی(ع) است که قرآن داستان‏های حیرت انگیزی را از او نقل کرده است.(1)
درباره مادر موسی (ع) قرآن می‏گوید: "ما به او وحی کردیم که موسی را شیر بده و آن گاه که بر جان او بیم کردی، او را به دریا بینداز و نترس و غمگین مباش که ما او را به تو باز می‏گردانیم و او را از رسولان قرار می‏دهیم".(2) مادران حضرت عیسی و حضرت موسی(ع) پیامبر نبوده‏اند.
قرآن کریم در آیاتی چند راه الهام و رسیدن به مدارج عالیه انسانی و مقامات معنوی را بر همه کسانی که باطن خویش را پاک کنند، باز گذاشته است؛ از جمله می‏فرماید: "آنان که در راه ما کوشش کنند، ما راه‏های خود را به آنان می‏نمایانیم".(3)
در کلمات معصومان(ع) این موضوع به خوبی تشریح شده است.
پیامبر(ص) فرمود: "خداوند بندگانی دارد که پیامبر نیستند، اما پیامبر بر آن‏ها رشک می‏برد".(4)
علی(ع) فرمود: "خداوند یاد خود را صیقل دل‏ها قرار داده است. دل‏ها بدین وسیله از پس کری، شنوا و از پس کوری، بینا و از پس سرکشی و عناد، مطیع و رام می‏گردند".
همواره چنین بوده و هست که خداوند در هر برهه‏ای از زمان و در زمان هایی که پیامبری نبوده، بندگانی داشته است و دارد که در سِرّ ضمیرشان با آنان راز می‏گوید و از راه عقلشان با آنان سخن می‏گوید".(5)
ملا صدرا، صدرالمتألهین می‏گوید: "وحی یعنی نزول فرشته بر گوش و بر دل به منظور مأموریت پیامبری، هر چند منقطع شده است و دیگر فرشته‏ای بر کسی نازل نمی‏شود... ولی باب الهام و اشراق هرگز بسته نشده و نخواهد شد. ممکن نیست این راه مسدود شود".(6)
2- نبوت بر دو قسم است:
الف) نبوّت تشریعی، یعنی پیامبرانی که صاحب شریعت بوده‏اند و قرآن کریم از آنان به "اولوالعزم" تعبیر کرده است.
ب) نبوّت تبلیغی؛ کار این گروه از پیامبران، تعلیم و تبلیغ و ارشاد مردم به تعلیمات پیامبرانِ صاحب شریعت بوده است. غالب پیامبران از گروه دوم هستند؛ در فاصله میان پیامبران صاحب شریعت (مانند نوح و ابراهیم و موسی و عیسی(ع)) پیامبران دیگری آمدند که مبلّغ و مروّج شریعت پیشین بوده‏اند.
هزاران نبی بعد از نوح آمدند که مبلّغ شریعت حضرت نوح بوده‏اند، هم چنین بعد از انبیاء دیگر.
وحی عالی‏ترین مراتب هدایت است. وحی رهنمودهایی دارد که از دسترس حسّ و خیال و عقل و علم بیرون است و چیزی از این امور جانشین وحی نمی‏شود. امّا وحیی که دارای این ویژگی‏ها می‏باشد، وحی و نبوّت تشریعی است، نه تبلیغی.(7)
از مطالب فوق نتایج زیر به دست می‏آید:
برتری علمای امّت خاتم پیامبران(ص) بر انبیای بنی اسرائیل مربوط می‏شود به آن دسته از پیامبران بنی اسرائیل که نبوّت تبلیغی داشته‏اند.
هم چنین باصرف نظر از مطالب فوق، برخی از دانشمندان خواسته‏اند حدیث پیامبر(ص) را این گونه تفسیر کنند: مقصود از "علما" در حدیث، امامان معصوم(ع) هستند و در روایات زیادی از ائمه(ع) به "علما" تعبیر شده است.(8)
پی‌نوشت‏ها:
1. مجموعه آثار، ج 3، (ختم نبوت)، مرتضی مطهری، ص 170، 169.
2. قصص (28) آیه 7.
3. عنکبوت (29) آیه 69.
4. مجموعه آثار، همان، ص 171.
5. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 342، خطبه 222.
6. مجموعه آثار، همان، ص 172، به نقل از مفاتیح الغیب، ص 13.
7. مجموعه آثار، همان، ص 154 و ص 174 - 173.
8. بحارالانوار، ج 35، ص 304، پاورقی شماره 6.