پل صراط از دیدگاه زرتشت
آیا زرتشت همان ذوالقرنین است؟
آیااولین بارزرتشت بحث وجود پل صراط ومعاد و برپایی نماز به میان آورد؟

معاد در دین زرتشت
در دین زرتشت نیز که بنا به قول مشهور حدود 600سال قبل از مسیح تأسیس شده است عقیده به معاد به وضوح بیان بیان شده است. در این دین اعتقاد بر این است که روح بعد از جدا شدن از بدن تا روز رستاخیز وارد عالم برزخ می شود؛ تا در روز رستاخیز به جسم خود بپیوندد؛ زرتشتیان به اموری مثل صراط و میزان اعمال و بهشت و جهنم نیز اعتقاد دارند؛ ولی معتقدند که در جهنم آتش وجود ندارد. چرا که آتش از نظر آنان مقدّس است؛ به عقیده آنها جهنم محلی بسیار سرد و تاریک و کثیف و پر از حیوانات موذی است که گناهکاران را اذیت می کنند. (1)
بنا بر این معاد مطرح در دین زرتشت بسیار شبه به معاد مورد نظر اسلام است. و ظاهرا تنها دین غیر ابراهیمی است که با صراحت معاد را می پذیرد.
سخن از مبدا و معاد در تمامي اديان بوده است و در دين زرتش همان گونه كه گذشت پيش از دين اسلام و مسيح از معاد، بهشت، جهنم وصراط سخن به ميان آمده است. اما پيش از او نيز درشريعت هايي مانند شريعت نوح و ساير انبياء اين موضوع مطرح بوده و نمي توان زرتست را پيشگام در اين موضوع دانست.
اما شخصيت زرتشت غير از ذو القرنين است.
در باره زرتشت
آن چه از تاریخ ادیان الهی و برخی روایات اسلامی به دست می‌آید: زرتشت پیامبری از پیامبران الهی است، اگر چه محل و تاریخ تولد وی روشن نمی باشد. این ابهام تا حدی است که عده‌ای ظهور او را در قرن یازدهم قبل از میلاد و برخی در قرن ششم یا هفتم ذکر کرده‌اند و در مورد محل تولد او نیز، برخی محققان او را آذربایجانی و عده‌ای او را اهل خوارزم و بلخ می‌دانند.
(مولون)زادگان او را سیستان و (تاین بى)ظهور زرتشت را در حوزه بین النهرین و بالأخره بعضی او را اهل شهر ری می‌دانند.(2)
اما با همه اختلاف عجیبی که در تاریخ و محل ظهور و تولد او وجود دارد، چند نکته را از لحاظ تاریخی، می‌توان قطعی تلقی نمود:
1- زرتشت پیامبری از انبیای الهی و از سرزمین ایران باستان بوده است.
2- او دارای کتاب آسمانی بوده و کتابش از بین رفت، با تکیه بر خاطرات و اذهان و به اصطلاح آن چه که در سینه اشخاص بود، مطالبی جمع آوری شد و به نام کتاب مقدس تکثیر گشت.
3- زرتشت به دست قوم خویش کشته شد.
در باره ذو القرنين
در این که «ذو القرنین» که در قرآن مجید آمده، از نظر تاریخى چه کسى بوده است؟ و بر کدام یک از مردان معروف تاریخ منطبق مى‏شود؟ در میان مفسران گفتگو بسیار است، نظرات مختلفى در این زمینه ابراز شده که مهمترین آنها سه نظریه زیر است.
اول: بعضى معتقدند او کسى جز «اسکندر مقدونى» نیست، لذا، بعضى او را به نام اسکندر ذو القرنین، مى‏خوانند، و معتقدند: او بعد از مرگ پدرش بر کشورهاى روم، مغرب و مصر تسلط یافت، و شهر اسکندریه را بنا نمود، سپس شام و بیت المقدس را در زیر سیطره خود گرفت، و از آنجا به ارمنستان رفت.
عراق و ایران را فتح کرد، سپس قصد «هند» و «چین» نمود، و از آنجا به «خراسان» بازگشت، شهرهاى فراوانى بنا نهاد، و به عراق آمد و بعد از آن در شهر «زور» بیمار شده از دنیا رفت، و به گفته بعضى بیش از 36 سال عمر نکرد، جسد او را به اسکندریه بردند در آنجا دفن نمودند. (3)
دوم: جمعى از مورخین معتقدند: ذو القرنین یکى از پادشاهان «یمن» بوده (پادشاهان یمن به نام «تبع» خوانده مى‏شدند که جمع آن «تبابعه» است).
از جمله «اصمعى» در تاریخ عرب قبل از اسلام، و «ابن هشام» در تاریخ معروف خود به نام «سیره» و «ابو ریحان بیرونى» در «الآثار الباقیه» را مى‏توان نام برد که از این نظریه دفاع کرده‏اند.
حتى در اشعار «حمیرى‏ها» (که از اقوام یمن بودند) و بعضى از شعراى جاهلیت اشعارى دیده مى‏شود که در آنها افتخار به وجود «ذو القرنین» کرده‏اند. (4)
طبق این فرضیه، سدّى را که ذو القرنین ساخته همان سدّ معروف «مأرب» است.
سومین نظریه که ضمناً جدیدترین آنها محسوب مى‏شود، همان است که دانشمند معروف اسلامى «ابوالکلام آزاد» که روزى وزیر فرهنگ کشور «هند» بود، در کتاب محققانه‏اى که در این زمینه نگاشته است آمده. (5)
طبق این نظریه، ذو القرنین همان «کوروش کبیر» پادشاه هخامنشى است.
پی نوشت ها:
1. آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی، انتشارات سمت، چاپ اول، 1379؛ ص57 و 62، مبلغی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ناشر انتشارات منطق، سال چاپ 1373،ج 1، ص 293، جان،بی . زاس، تاریخ جامع ادیان، متر جم علی اصغر حکمت، شرکت انتشارات علمی وفر هنگی، تهران، 1373، ص 475.
2. عبدالله مبلغی آبادانی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج 1، ص 334ـ 336.
3.آیه الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دار الكتب، ج‏12، ص 587.
4. همان، ص 588.
5. همان.