با سلام و عرض خسته نباشید
بنده خواستگاری دارم که علاوه بر تحصیلات و درآمد و ... ولی متاسفانه نماز نمی خواند. البته خودم دختری هستم چادری با تحصیلات ارشد و در ضمن دانش آموخته حوزهٰ در ضمن بنده خودم مدرس دانشگاه به طور پاره وقت و در ضمن مبلغ مسایل حجاب هم هستم....اما چون تا الان ازدواج نکرده ام پدرم می گویند که این مورد اشکالی ندارد و فرضا می شود شرط گذاشت و طرف را اصلاح نمود.....باور کنید خواستگار زیاد داشته و دارم ولی موردهای خوب هرگز جور نمی شوند...خودم هم خسته شدم ولی این دفعع پدر من با توجه به شناختی که از دایی ایشان دارد می گویند که مورد خوبی است..البته اعتقادات مذهبی من از پدرم و خانواده بیشتر است مپلا من دوست ندارم که حتی پوهرم اهل موسیقی و یا دیدن ماهواره باشد یعنی اصلا نمی توانم با چنبن آدمی زندگی کنم.. ولی پدرم ملاکهای مادی و داشتن اخلاق برایش مهم است و حالا مپلا نمار هم نخواند هم اشکالی ندارد.....
خواهش می کنم تا امروز به من جواب بدهید چون این خواستگار امشب ماست.
با تشکر
متاسفانه به دليل كثرت سوالات پاسخ گويي به روز به سوالات پرسشگران مقدور نيست و از اين بابت پوزش طلبيم. اما چند نكته كلي
1- كسي منكر درست بودن و يا اسلامي بودن ملاك هاي شما نيست قطعا ازدواج با يك فرد نمازخوان و خويشتندار (نسبت به مسائلي همچون موسيقي ماهواره و...) ضرورت دارد.
ولي در برخي موارد ما شاهد يك رويكرد كمال گرايانه منفي نسبت به ملاك هاي انتخاب همسر هستيم كمال گرايي منفي همان طور كه از نامش پيداست جستجوي كمال است. ولي جستجويي كه از اساس ناكام كننده است و فرد سرانجام چيزي جز ياس و نا اميدي نصيبش نخواهد شد مثلا در زمانه اي كه به هر دليلي تقريبا صد درصد پسران به موسيقي گرايش دارند و اهل موسيقي اند توقع داشتن خواستگاران از غير اين سنخ بسيار دشوار و حتي در بسیاری موارد ناشدني است همين يك ملاك كافي است كه دختران مومن ما تا پايان عمر مجرد باقي بمانند و خود را از ساير فوائد ازدواج محروم نمايند اين در حالي است كه مي شود ملاك هاي اين چنيني را تا حدي تعديل كرد و مثلا با تقليد از مراجعي كه به نحوي قائل به موسیقی مجاز مي باشند روزنه اي براي ورود خواستگاران به زندگي مان باز كنيم يا در زمينه ماهواره مي توان به گونه اي برخورد كرد كه فرد به كانال هاي مجاز وطنی رضايت دهد.
اما در زمينه نماز بايد گفت انصافا بي نمازي اثر چنداني از ملاكمندي انتخاب همسر باقي نمي گذارد و فردي كه نسبت به خدا بي تعهد است كمتر قابليت تعهد زناشويي دارد چه بسا اين ملاك شما ملاك كمال گرايانه مثبت باشد و بتوان بر آن پاي فشرد.
ما روانشناسان به شرايط اين جا و اينك (اكنون)خواستگار تاكيد داريم و نمی توان به اميد تغيير در آينده به خواستگار بي نماز خود جواب بله داد.
البته در شرايط اضطراري و با این قيد که احتمال تغيير در خواستگار بسيار بالا باشد مي توان حتی به خواستگار بي نماز هم جواب مثبت داد و از نظر شرعي اين گونه ازدواج ها بلا مانع است.
2. در تکمیل مطالب بالا باید گفت كمال گرايي منفي يكي از ويژگي هاي افراد مبتلا به وسواس فكري مي باشد. اگر شاهد رگه هاي از وسواس در فكر و رفتار خود هستيد اين احتمال در شما تقويت مي شود و بايد براي آن فكر اساسي نماييد از برخي فرازهاي نامه شما مثلا ( خواستگار زياد داشته ام. ولي موردهاي خوب هر گز جور نمي شوند) مي توان حدس قوي زد كه شما از اين معضل فكري مبرا نيستيد چرا كه قطعا همه خواستگاران شما بي نماز يا اهل ساز و اواز و ماهواره نبودند و اگر بوده اند به شدتي نبوده كه از همان ابتدا عطائش را به لقائش ببخشيد به ياد داشته باشيد. كمال گرايي منفي همان طور كه ريشه در وسواس فكري دارد ريشه در منشا وسواس يعني وسوسه شيطان نيز دارد شيطان از طريق امر به ظاهر مثبت و خداپسندانه كمال گرايي منفي ما را از مسير رضايت خداوند (به بهانه كسب رضايت خداوند ) دور مي سازد و ثمره اش چيزي ترك موكدترين مستحب خداوند يعني ازدواج نيست توصيه مي شود با نيم نگاهي به ماهيت شيطاني كمال گرايي هاي به ظاهر رحماني بستري براي تعديل خداپسندانه ملاك هاي زندگي مان فراهم اوريد بهتر است در اسرع وقت به يك روان شناس باليني زن دين اشنا مراجعه نماييد و با چند جلسه مشاوره حضوري به اصلاح برخي خطاهاي شناختي خود بپردازيد مسلما به صرف خود درماني اين مشكل سال ها تداوم خواهد يافت و شما به خاطر هيچ و پوچ به تاهل پشت پا مي زنيد.






