بسم الله الرحمن الرحیم
همنطور که می دانید برخی از فرقه ها صرفا قرآن را مبنا قرار می دهند و روایات را کنار می گذارند، آیا آیاتی در قرآن وجود دارد که ما را امر کند به مراجعه به سنت؟ (در مورد آیاتی مانند: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول، می توان گفت، خود این قرآن همان دستورات خدا و رسول است و عمل به آن خواسته این آیات را مرتفع می کند)
با تشکر
با سلام و سپاس از ارتباط تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
باید بدانید بسیاری از احکام الهی در قرآن به صورت کلی بیان شده و نیاز به توضیح و تفسیر دارد و حتی احکامی وجود دارد که در قرآن بدان اشاره نشده است و خدای متعال رسولان را بر انگیخت تا به عنوان مفسران دین الهی مردم را در تبیین تکالیف یاری کرده به آنان سنت درست را بیاموزند.
در عهد اسلام این رسالت خطیر بعد از رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه بر عهده امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین قرار گرفت و این مهم اکنون در دست امام زمان سلام الله علیه و علمای دین قرار دارد.
در عین حال غیر از آیه ای که بدان اشاره کردید، آیات دیگری نیز وجود دارند که خدای متعال در آن آیات هم پیامبرش را مامور به تبیین احکام الهی برای امتش کرد و هم امت پیامبر را مامور به اطاعت از فرامین پیامبر کرد.
"ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا"(1)
آن چه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد.
در این آیه شریفه امت پیامبر مامور به اجرای اوامر پیامبر و نهی از منهیات او شدند.
یکی از مفسرین نوشته است: جزیيات احكام چيزى نيست كه هر كسی بتواند مستقلا و بدون مراجعه به بيانات رسول خدا (ص) آن را از قرآن كريم استخراج كند، هم چنان كه خود قرآن هم مردم را به آن جناب ارجاع داده، و فرموده:" ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا" ...
"شأن پيامبر (ص) فقط تعليم كتاب و تسهيل فهم كلام الهى است"از همين جا روشن مىشود كه شأن پيامبر صلوات الله علیه در اين مقام تنها و تنها تعليم كتاب است، و تعليم عبارت از هدايت معلمى خبير نسبت به ذهن متعلم است، و كارش اين است كه ذهن متعلم را به آن معارفى كه دست يابى به آن برايش دشوار است، ارشاد کند.(2) و اما در آیات دیگر قرآن،پیامبر گرامی اسلام (ص)مامور به ابلاغ و تبیین معارف قرآن به مردم شدند."وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ" (3) ما قرآن را بر تو نازل نكرديم، مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند، براى آنها روشن كنى و (اين قرآن) مايه هدايت و رحمت است براى قومى كه ايمان مىآورند!
"بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ" (4)
(از آن ها بپرسيد كه) از دلايل روشن و كتب (پيامبران پيشين آگاه اند!) و ما اين ذكر [قرآن] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند!
نتیجه این که بدون توسل به سنت پیامبر و روایات صادره از ایشان و امامان بزرگوار، نمی توان از ظاهر آیات الهی تفسیر و برداشت شخصی نمود، زیرا قرآن کتاب خدا برای هدایت بندگان به باورهای حق و اخلاق طیب و احکام حیات بخش و قانون اساسی الهی در قالب کلی است که بنیان و اساس مطالب در آن بیان شده و بیان جزییات به پیامبر واگذار گردیده است.
پی نوشت ها:
1. سوره حشر، آیه 7 .
2. طباطبایی محمد حسین،تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی محمد باقر، قم، انتشارات جامعه مدرسین، سال 1374 ه.ش، چاپ پنجم، ج3، ص 132.
3. سوره نحل، آیه 64.
4. همان، آیه 44 .






