بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت دوستان عزیز؛ اگر لطف کنید و به این سوالات پاسخ دهید بینهایت ممنونم:-)
در سه سوال اول تقریبا گره های ذهنیی مشابهی را مطرح کرده ام:
آیا می توان تفاوتی بین متون بسیار بسیار مشهور ادبی در زبانهای مختلف را بیان کرد؟ متونی که از شدت زیبایی به نظر می رسد از عهده یک انسان عادی بر نمی آمده است؟ یا تفاوت آن با اشعار بسیار زیبای شاعران؟ (البته اینجا سوال روی شعر و غیر شعر بودن نیست بلکه روی زیبایی و مفاهیم بلند آنهاست)؟
آیا واقعا از عهده ما که ادیب زبان عربی نیستیم بر می آید که درباره برتری قرآن نسبت به فلان متن بسیار زیبا و پر محتوای ادبی قضاوت کنیم (من با زبان عربی آشنا هستم ولی ادیب زبان عربی نیستم)، حتی می توان گفت قرآن برتر است یا نهج البلاغه؟
در آیات قران حتی با یک آیه هم تحدی شده است؟ یعنی برخی جملات بسیار نغز (هم زیبا هم پر معنا) از نهج البلاغه با یک آیه از قرآن هم قابل مقایسه نیست؟ لطفا توضیح بدهید.
آیا با توجه به اینکه آخرین نسخه یافت شده از قرآن مربوط به قرن سوم است، از کجا می توان به طور تاریخی عدم تحریف قران را ثابت کرد؟ (لطفا به خود آیات قرآن اشاره نکنید) با توجه به اینکه آخرین امام معصوم ما هم فکر می کنم قبل از این تاریخ بوده باشند یعنی دیگر امامی در این زمان حضور نداشته اند که اگر در این نسخه باقی مانده خطایی هست آن را تصحیح کنند؟
اگر لطف کنید و سوالاتم را با حوصله پاسخ دهید (و از کلیشه دوری کنید) بینهایت ممنون می شم. این سوالات را از روی تفنن نمی پرسم واقعا برام سوال هستند.
پرسش: شبهات قرآنی
شرح : بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت دوستان عزیز؛ اگر لطف کنید و به این سوالات پاسخ دهید بینهایت ممنونم:-) در سه سوال اول تقریبا گره های ذهنیی مشابهی را مطرح کرده ام: آیا می توان تفاوتی بین متون بسیار بسیار مشهور ادبی در زبانهای مختلف را بیان کرد؟ متونی که از شدت زیبایی به نظر می رسد از عهده یک انسان عادی بر نمی آمده است؟ یا تفاوت آن با اشعار بسیار زیبای شاعران؟ (البته اینجا سوال روی شعر و غیر شعر بودن نیست بلکه روی زیبایی و مفاهیم بلند آنهاست)؟ آیا واقعا از عهده ما که ادیب زبان عربی نیستیم بر می آید که درباره برتری قرآن نسبت به فلان متن بسیار زیبا و پر محتوای ادبی قضاوت کنیم (من با زبان عربی آشنا هستم ولی ادیب زبان عربی نیستم)، حتی می توان گفت قرآن برتر است یا نهج البلاغه؟ در آیات قران حتی با یک آیه هم تحدی شده است؟ یعنی برخی جملات بسیار نغز (هم زیبا هم پر معنا) از نهج البلاغه با یک آیه از قرآن هم قابل مقایسه نیست؟ لطفا توضیح بدهید.
پاسخ:
قضاوت نمودن درباره برتری یک عبارت نسبت به عبارت دیگر مستلزم تخصص در ادبیات زبانی است که آن عبارت طبق آن زبان نوشته شده و لذا نباید انتظار داشته باشیم کسی که تخصص در ادبیات عرب ندارد بتواند درباره برتری یک عبارت عربی بر عبارت دیگر قضاوت داشته باشد و این قضاوت متخصصان و دانشمندان است که برتری یک عبارت بر عبارت دیگر را ثابت می کند.
ممکن است در اینجا سؤال کنید که در این صورت، غیر عرب زبانان چگونه می توانند فصاحت و بلاغت قرآن را درک کنند تا در نتیجه به اعجاز قرآن پی ببرند؟!
در پاسخ به این سؤال باید بگوییم که اولا: اعجاز قرآن منحصر به بُعد فصاحت و بلاغت نیست. بلکه ابعاد و وجوه دیگری دارد که برای عموم افراد قابل دسترسی است مثلا همين كه پيامبر اكرم (ص) شخصي امّي و تحصيل نكرده بوده خودش يكي از وجوه اعجاز قرآن است و اين موضوع در چند آيه مطرح شده است. يكي از آياتي كه اعجاز قرآن را با تكيه بر امّي بودن پيامبر (ص) بيان مي كند آيه 48 سوره عنكبوت است كه خداوند متعال مي فرمايد:« وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمينِكَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُون»
«تو پيش از اين كتابى نمىخواندى، و با دست خود چيزى نمىنوشتى، مبادا كسانى كه در صدد (تكذيب و) ابطال سخنان تو هستند، شك و ترديد كنند»
ثانیا: اعجاز قرآن براى پيامبر، اهل فنّ و توده مردم از راههاى متفاوتى اثبات مىشود:
پيامبر كه قرآن را با علم حضورى مىيابد، اعجاز آن را نيز از طريق علم حضورى و همراه با دريافت قرآن مىيابد. اهل فنّ با بررسى و تأمّل در قرآن و ويژگىهاى آن، پيش از پرداختن به همانندآورى، مىتوانند اعجاز قرآن را درك كنند و از طريق همانندآورى نيز مىتوانند به درك اعجاز و نيز تأييد شناخت پيشين خود در اين خصوص، نايل شوند و توده مردم از شهادت اهل فنّ بر اعجاز قرآن يا عدم همانندى نمونههاى بشر ساخته با آيات قرآن و به عبارت ديگر نياوردن يا ناتوانى بشر از آوردن همانند قرآن، به اعجاز قرآن دست مىيابند و لزومى ندارد اعجاز قرآن براى همگان به يك طريق اثبات شود يا براى هر كس مستقيما به اثبات رسد.(1)
با توجه به مقدمه مذکور درباره تفاوت قرآن و نهج البلاغه و سایر متون فصیح و بلیغ باید بگوییم که اذعان متخصصان به برتری قرآن و توصیف نهج البلاغه به اینکه :« دون کلام الخالق و فوق کلام المخلوقین » است، دلالت بر قابل مقایسه نبودن کلام خدا نسبت به سایر کلام ها دارد.
شهید مطهری (ره) در این باره می فرماید:« يادم نمىرود يك وقتى در قم براى طلاب نهجالبلاغه تدريس مىكردم. اميرالمؤمنين خطبهاى دارد كه از خطبههاى زهدى نهجالبلاغه است؛ راجع به اينكه عمر وفايى ندارد و انسان بايد متوجه باشد كه مردنى هست؛ وضع مردگان و اموات و وضع عالم بعد از موت را تشريح مىكند؛ خطبهاى است كه از نظر فن فصاحت و بلاغت هم فوقالعاده است؛ اينقدر در آن تشبيهات عالى است كه واقعا خطبه فوقالعاده جذابى است(2)... اينها را مىگويد و مىگويد، در آخرش مىگويد: «هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ» (3) فعلا به معنایش كار نداشته باشيد؛ الفاظ نهجالبلاغه را ببينيد چه شكل است، لفظ قرآن را ببينيد چه شكل است. وقتى الفاظ نهجالبلاغه را پهلوى قرآن مىگذاريم مثل اين است كه انسان با اتومبيل در جادهاى حركت مىكند، مىبيند نشيب و فراز دارد، يكدفعه روى آسفالت جديد قرار مىگيرد، مىبيند اتومبيل روى يك خط هموار حركت مىكند و كوچكترين نشيب و فرازى ندارد... من ديدم ميان اين جمله و آن جمله اين قدر تفاوت است كه از زمين تا آسمان. نه تنها ميان كلمات قرآن و جملههاى اميرالمؤمنين تفاوت است، نسبت به جملههاى خود پيغمبر هم همين طور است.(4)
پی نوشت ها:
1. آيت الله مصباح يزدي، قرآنشناسى، قم، موسسه آموزشى وپژوهشى امام خمينى ، 1380 ش، ج1، ص: 127
2. دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ لَا تَدُومُ أَحْوَالُهَا وَ لَا يَسْلَمُ نُزَّالُهَا أَحْوَالٌ مُخْتَلِفَةٌ وَ تَارَاتٌ مُتَصَرِّفَةٌ...(خطبه 226 نهج البلاغه)
3. یونس (10) آیه 30.
4. شهيد مطهري، مجموعه آثاراستاد شهيد مطهرى، صدرا، 1386ش، ج4، ص 456.
پرسش: آیا با توجه به اینکه آخرین نسخه یافت شده از قرآن مربوط به قرن سوم است، از کجا می توان به طور تاریخی عدم تحریف قران را ثابت کرد؟ (لطفا به خود آیات قرآن اشاره نکنید) با توجه به اینکه آخرین امام معصوم ما هم فکر می کنم قبل از این تاریخ بوده باشند یعنی دیگر امامی در این زمان حضور نداشته اند که اگر در این نسخه باقی مانده خطایی هست آن را تصحیح کنند؟ اگر لطف کنید و سوالاتم را با حوصله پاسخ دهید (و از کلیشه دوری کنید) بینهایت ممنون می شم. این سوالات را از روی تفنن نمی پرسم واقعا برام سوال هستند.
پاسخ:
ابتدا درباره کهن ترین نسخه موجود قرآن لازم است بگوییم که در حال حاضر در كتابخانهها مجموعه بزرگى از مصاحف قديمى و يا قطعههايى از آن موجود است كه بر پوست نازك و با خط كوفى و خالى از هر گونه نقطه گذارى و اعراب و بسيارى از چيزهايى كه به مصاحف افزودهاند مانند اسماء سورهها و عدد آيات و غير آنها نوشته شده است به گونهاى كه به صورت مصاحف اولى نزديكتر است.
كتابخانههاى ميراث اسلامى در مصر بهترين مجموعهها را از اين مصاحف قديمى دارند. همچنين گفته مىشود كه يكى از اين مصاحف قديمى تا جنگ جهانى اوّل (1914- 1918 م) در مدينه در حرم نبوى شريف نگهدارى مىشد كه عثماني ها همزمان با عقب نشينى خود از حجاز آن را به آستانه منتقل كردند، و گفته شده كه اين مصحف به آلمان منتقل شد. (1)
علاوه بر این از جمله قديمىترين نسخه قرآن مصحفى است كه در شهر تاشكند ازبکستان نگهدارى مىشود اين قرآن قديمىترين قرآن موجود است كه بيش از 1300 سال از تاريخ كتابت آن مىگذرد و هم اكنون در موزه تاريخ ملل ازبكستان در شهر تاشكند نگاهدارى مىشود.
گفته مىشود اين قرآن توسط خليفه سوم عثمان بن عفان نوشته شده است و در قرن اول هجرى تا دوره مغول در مدينه و ديگر شهرهاى عربى بوده و در دوره مغول به سمرقند منتقل گرديده است. و مدتى در كتابخانه لنينگراد نگهدارى مىشد و از سال 1301 ه شمسى در محل كنونى انتقال يافته است. (2)
اما بر فرض که در حال حاضر هیچ نسخه ای از قرن اول و دوم در دسترس ما نباشد باز هم در صحت قرآن فعلی تردیدی حاصل نمی شود زیرا عدم دسترسی ما در این زمان به معنای عدم وجود مصحف در آن زمان (قرن اول و دوم) نیست. به عبارت دیگر کسانی که در قرن سوم قرآن را نوشتند مسلما از روی نسخه های موجود نوشته اند و اگر قرآنی که در قرن سوم نوشته شده بود مغایر با قرآن مکتوب در قرن اول و دوم بود دانشمندان مسلمان به کسانی که در قرن سوم قرآن را نوشته اند اعتراض می کردند و قرآن مکتوب مورد قبول مسلمانان واقع نمی شد درحالیکه این قرآن مورد قبول شیعه و سنی است و همه مسلمانان آن را قبول دارند شیعه و اهل سنتی که در ابتدایی ترین مسائل مانند نحوه وضو گرفتن و ...با یکدیگر اختلاف دارند اگر در قرآن فعلی تردیدی وجود داشت مسلما هر کدام قرآن مختص به خود را منتشر می کردند.
چنانکه می دانید يكي از معرفت هاي يقيني كه تصديق به آن احتياج به فكر و استدلال ندارد. چنانكه منطق دانان نيز گفته اند متواترات است يعني وقتي به سبب گزارش افراد بسياري كه تباني آنها بر دروغ و اتفاق آنها در فهم غلط، عادتا امكان پذير نباشد گزاره اي تصديق شود به آن گزاره متواتر مي گويند و تمام آيات و سورههاى كنونى قرآن مجيد، همانند قرآن گذشته، دست به دست و سينه به سينه به طور همگانى و به صورت متواتر توسط مسلمانان نقل گرديده است. اين تواتر منطقى، دلالت مىكند هيچ كلمه و آيه يا سورهاى، نه از قرآن كاسته شده و نه بر آن افزوده شده است و همان قرآني است كه پيامبر (ص) تلاوت مي نمود و حافظان و كاتبان آن را ثبت و نقل نموده و با اهتمام شديد مسلمانان به محفوظ نگه داشتن آيات قرآن، بدست ما رسيده است.
از سوی دیگر باید توجه داشت که قرآن كريم معجزه جاويدان دين جاودانه اسلام است و لذا اينگونه نيست كه در يك عصر و زمان معجزه باشد و مردم از آوردن مثل آن عاجز باشند و در عصري ديگر آوردن مثل آن جايز باشد. بنابراين قرآن كريم در عصر ما هم بايد معجزه باشد و مردم از آوردن مثل آن عاجز باشند. چنانكه قرآن فعلي اينگونه است و لذا خود آيات قرآن و إعجاز قرآن سندي زنده بر اين هماني قرآن است و لزومي ندارد كه ما به گزارش تاريخ دانان مراجعه كنيم و لذا اولين منبعي كه دلالت بر اين هماني قرآن دارد خود قرآن است يعني إعجاز قرآن در عصر حاضر كه مردم و دانشمندان از آوردن همانند آن عاجز هستند سندي گويا بر اين هماني قرآن و از سوي خدا بودن آن است.
در آخر متذكر ميشويم آيا تاكنون كسي توانسته دليل متقني بياورد مبني بر اين كه قرآن فعلي ، قرآن زمان پيامبر نيست؟
همانطور كه براي اثبات چيزي دليل متقن مي خواهيم براي انكار آن هم نيازمند دليل هستيم
پی نوشت ها:
1. غانم قدورى، الحمد، رسم الخط مصحف، ترجمه يعقوب جعفرى، قم، اسوه، 1376ش، ص 173.
2. بى آزار شيرازى، عبد الكريم، باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص 465.






