در ابتدا باید بگوییم: مهمّ ترین شرط موفقیت انسان در اصلاح دیگران اصلاح خویشتن است. قرآن کسانی که مرد سخن هستند نه عمل یعنی آنان که دیگران را به نیکی ها دعوت می کنند ولی خود اهل نیکوکاری نیستند سرزنش کرده:"آیا مردم را به نیکی دعوت می کنید ولی خودتان را فراموش می نمائید."(1)این جمله آیت الله بهجت (ره) در درس های اخلاق ایشان معروف است که می فرمایند اگر انسان ها خود را اصلاح کنند کم کم کل جامعه اصلاح می شود.
بنابراین برای این که سخن اثر کند باید گوینده قبل از هرکس به گفته خود عمل کند. علی علیه السلام فرموده:"ای مردم به خدا سوگند شما را به هیچ طاعتی تشویق نمی کنم مگر قبلاً خودم آن را انجام می دهم و از هیچ کار خلافی باز نمی دارم مگر این که پیش از شما از آن دوری جسته ام."(2) امام خمینی در سخنرانی های خود مکرّر به این جهت اشاره می فرمودند که برای موفقیت در اصلاح دیگران قبل از هر چیز خودتان را اصلاح کنید.
افرادی که ادعای پیروی از اسلام می کنند و مردم را به راه راست دعوت می کنند نه تنها نمی توانند دیگران را از کار خلاف بازدارند حتی سخنان ایشان نیز اثری ندارد. سخن اگر از قلب برخیزد در قلب اثر می کند." امام صادق علیه السلام در حدیثی میفرماید: «کونوا دعاة للناس بیغیر ألسنتکم لیروا منکم الورع والاجتهاد والصلاة والخیر فانّ ذلک داعیة؛(3) مردم را با اعمالتان (نه به زبانتان) هدایت کنید تا از شما ورع و تلاش و نماز و کارهای خوب ببینند که این انگیزه برای انجام کارهای خیر میشود».
علاوه بر آن که افرادی که ادعای پیروی از اسلام می کنند، به سبب این گفتار و ادعای دروغ به تصریح قرآن کریم مبتلا به نفاق شده اند. بدیهی است که پیروی از چنین افرادی چشم و گوش بسته صحیح نیست.
یک تذکر:
امیرالمومنین می فرماید: لا تنظر إلى من قال و انظر إلى ما قال (4) در سخن نظر بگوينده مكنيد. بلكه نظر بگفتار نمائيد يعنى گفتار صحيح را از هر كه گفته است بگيريد.
بنابراین توصیه می کنیم در قبول و ردّ سخن يا تحسين آن به اصل آن سخن نگاه کنید فارغ از این که این سخن را چه کسی بر زبان جاری می کند و یا آیا خود عمل می کندو یا نه. اگر حق باشد قبول کنید و در راستای رشد و ترقی خود به آن عمل کنید و در غیر این صورت آن را ترک کنید حتی اگر گوینده آن بزرگی باشد،(5)
چنان كه حكما گفتهاند: فراگير حكمت را از ذهنهاى مجنونها، چه غالب گفتار و كردار مجنون ناپسند و مذموم است و خلاف گفتار و كردار او، مناط اعتبار و ممدوح است. چنان كه از لقمان پرسيدند كه: ادب را از كه آموختى؟ گفت: از بىادبان، كه هر چه از ايشان صادر شد، نقيض او كردم و خلاف او را اختيار نمودم.
پی نوشت ها:
1. بقره(2)آیِۀ 44.
2. نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه 175 ـ 332 .
3. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه. ش، ج2، ص 87 .
4. عبدالواحد بن محمد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، 1366 ه.ش، ص 438 .
5. آقا جمال الدين خوانسارى، شرح بر غرر الحكم، دانشگاه تهران، تهران، 1366 ش، چاپ اول، ج6، ص 267.
۱۳۹۰/۱۲/۲۱ ۰۸:۵۱
شناسه مطلب: 64027






