سلام،
سوال من درباره ی توسل است. من مفهوم توسل را قبول دارم و اعتقاد دارم برای رسیدن به هر چیزی باید از وسیله ی آن استفاده کرد. اما در رابطه با اینکه وسیله ی تقرب ما به خدا چیست و مسیر مستقیم دقیقا به چه صورت است مردد هستم و آزارم می دهد. اگر قرار است ما حاجاتمان را به جدای خدا از اهل بیت طلب کنیم و آنها وسیله باشند پس چرا "استغفرالله" می گوییم و مستقیم از خدا می خواهیم ما را ببخشد؟ و چرا دعای کمیل می خوانیم؟ از طرفی دیگر اگر باید همیشه از خدا بخواهیم پس طلب هایی که از ائمه هدا می کنیم چیست؟ بالاخره یک راهکار مشخص باید باشد تا انسان بفهمد راه درست چیست. از طرفی وقتی قرآن می خوانم و با خیل آیاتی که می گوید از خدا بخواهید و برای وی شریک قرار ندهید (البته می دانم توسل شرک نیست و اراده ی خدا در مسیر اراده ی ائمه و به صورت طولی است) اما به هر حال اگر در سلسله ی رفع حاجات و قبول دعاهای ما عنصر " توسل به امامان " هست چرا همیشه نیست مثل اذکار سوره ی حمد " اهدنا الصراط المستقیم" و اگر نیست پس ما چرا متواترا توسل به ائمه داریم؟ و اگر هر دو است باید بشود قانون منطقی برایش تعریف کرد که هم انسان بتواند ذهن پرسشگر خود را قائع کند و هم واقعا به عنایات الهی نائل شود. امیدوارم سوال من با سوال درباره ی اصل توسل اشتباه گرفته نشود چون من با آن آشنایی کامل دارم و منطقا مقبول است اما آرامش فکری من جایی از دست رفته که نمی دانم باید دعاهایم را به ائمه بگویم یا به خدا یا هردو و منطقه ی تفکیک بین آنها کجاست؟ آنچه من الان در ذهنم این است که به طور کلی استغفارها و درخواست های معمول را باید مستقیم از خدا بخواهیم مثل " استغفرالله، اهدنا الصراط المستقیم، زدنی علمک و..." ولی در برخی مسائل خاص که اضطرار بیشتر است توسل لازمه اما اینها بر اساس یک پایه ی قوی علمی نیست. ببخشید زیاد شد

اينكه مطابق آيه "إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين"(1)انسان موظف است همواره خواسته هاي خود را از خداوند بخواهد، شكي وجود ندارد لذا مطابق آنچه در سوال بدان اشاره كرده ايد، حتي در درخواست از ائمه نيز نوعي اراده خداوند در اعطاء قدرت به آنها مد نظر است اما درباره ملاك و موارد درخواست از خداوند و يا از ائمه، بايد گفت، اراده خداوند بر آن تعلق گرفته است كه بزرگان دين از جمله اهل بيت(ع)به عنوان عاملي براي رفع نياز بندگان، مقرر شوند يعني در چنين مواردي اراده خدا به آن تعلق گرفته است كه آنها، خود داراي قدرتي براي رفع حاجت باشند مثلاً رئيس اداره كسي را منصوب مي كند تا تمام امور مربوط به شهروندان را بررسي و مشكلات آنها را حل نمايد. لذا در اين موارد فرد هم مي تواند به خود رئيس و هم به منصوب رئيس،مراجعه كند
بنابراين انسان در تمامي امور مختار است كه حاجات خود را مستقيماً از خداوند بخواهد يا به اهل بيت مراجعه كرده و با اراده خداوند از آنها طلب حاجت نمايد اما توجه داشته باشيد كه خود توسل از اهل بيت(ع) نيز به دو صورت است
1- اينكه شخص، بر آورده شدن حاجتي را از خداوند طلب كند و فقط از ائمه بخواهد استجابت آن دعا را از خدا بخواهند؛ همان گونه که در بسیاری از مواقع شخصی دعا می کند و از جمع می خواهد در برابر دعای ایشان آمین بگویند؛ آن چنان که خود رسول خدا (ص) در جریان مباهله وقتی که حسين (ع) را در آغوش و دست حسن (ع) را در دست گرفته، فاطمه (س) دنبالش و على (ع) به دنبال فاطمه (س) به راه افتادند، فرمود: هر گاه من دعائى كردم شما آمين بگوئيد (2)
و يا خداوند در قرآن خطاب به پيغمبر (ص) می‏فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللَّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً ؛ (3) اگر به هنگام ستم برخویش نزد تو آیند "ای پیامبر" و استغفار کرده و تو نیز برای آنان استغفار کنی خدا را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت"، حال همان گونه كه ملاحظه مي كنيد شخص مي تواند حتي در استغار نيز، از هر دو طريق استفاده نمايد يعني يا مستقيم بگويد"استغفرالله" و يا بزرگان دين را واسطه در استغفار قرار دهد .
2- فرض دوم آن است که ما مستقیماً از آنها طلب کمک کرده و بخواهیم که فلان حاجت ما را بر آورده کنند یعنی از آنجا که آنها را از مقربان در گاه حق می دانیم، اعتقاد داریم خداوند به آن ها قدرتی عنایت کرده است که بواسطه آن قادرند فلان حاجت ما را برآورده کنند همچنانکه ما برای درمان بیماری علاوه بر دعا، نزد متخصصین امر رفته و از آن ها کمک می خواهیم آن چنانكه از ابو بصير نقل شده است كه خدمت حضرت باقر (ع) رسيدم و عرض كردم: شما ورثه حضرت رسول (ص) هستيد؟ فرمود: آرى، عرض كردم: رسول خدا وارث همه پيغمبران است و تمام علوم آنها را هم داشت؟ فرمود: آرى، عرض كردم: پس اينك شما قادر هستيد مردگان را زنده كنيد و امراض سخت را شفا دهيد؟
حضرت باقر (ع) فرمود: آرى به اذن خداوند همه اين كارها را انجام مي دهيم پس از اين فرمود: نزديك من بيا، دست خود را بر صورتم كشيد در اين هنگام آفتاب و آسمان و زمين و خانه‏ها را ديدم، فرمود: اگر ميل دارى همين گونه باش و مانند مردم در ثواب و عقاب شركت كن، و اگر هم ميل دارى مانند كور زندگى كنيد و روز قيامت بهشت برويد. ابو بصير گويد: عرض كردم: دوست دارم مانند اول باشم، وى گويد: حضرت بار ديگر دست بر چهره‏ام كشيد مانند اول نابينا شدم.(4)
در نتيجه براي رفع تمام حاجت بزرگ و كوچك،دو عامل در كنار هم مقرر شده است و انسان براي درخواست از هر كدام، مختار است، گر چه مانند مثال بيان شده، قدرت و اختيار يكي وابسته به اذن ديگري است
پي نوشت ها:
1. فاتحه(1)آيه 5
2. ر.ك علامه حلي، ألفين، ترجمه وجدانى‏،جعفر، چ سعدي،تهران، بي تا، ص 748 .
3. نساء (4) آیه 64.
4. شيخ طبرسى‏، إعلام الورى بأعلام الهدى‏، چ اسلاميه‏، تهران 1390 ه ش، ص267 .