درود بر شما
خواستار آگاهی بر آنم که آیا قرآن کتابی نیست که پاسخی از آستینش درآورده و به مردم پاسخ تمام نادانستنی های آنان را داده وحال گوید:باری،حال بروید به زندگانی تان بپردازید و آسوده خاطر باشید که افسارهمه چیز بر دستان یک موجود فوق بشری است؟!

حرف شما از جهاتی درست و از جهاتی ایراد دارد.
1. قرآن کتاب خالق هستی است و در هر زمینه ای که سخن گفته، حقیقت را آن گونه که هست، بیان کرده زیرا صاحب کتاب، بر خلقت خود اشراف کامل دارد و چیزی از او غایب و ناپیدا نبوده و نیست. پس این تعبیر که "پاسخی از آستینش در آورده" چندان صحیح نیست بلکه در هر مورد حقیقت را آن گونه که هست بیان کرده است.
2. قرآن برای بیان همه نادانستنی های بشر نیست. زیرا بسیاری از دانستنی ها را بشر باید با تجربه و فهم و درک و تدبر و تعقل در یابد و قرآن نیامده که همه چیز را به رایگان و بدون تلاش و کوشش در اختیار او قرار دهد. قرآن کتاب هدایت است و آنچه بشر را در پیمودن راه صحیح دنیا و آخرت لازم است و او را از گمراهی و حیرت و سردرگمی در می آورد، به رایگان در اختیار وی قرار داده تا در پرتو آن نور معرفتی به دستورهای حیاتبخش قرآن عمل کند و به سعادت برسد. حالا این بشر یا به سخن قرآن گوش می دهد و به دستورهایش عمل می کند و به سعادت می رسد یا گوش نداده و قرآن را بسته و کنار نهاده و به خواست خود عمل می کند و خود را از مواهب آن بی بهره می سازد.
3. درست است که زمام همه چیز به دست خداست و یکی از اهداف قرآن بیان این معرفت عالی است، اما همان خدا اراده کرده بشر قدرت ، حق انتخاب ، آزادی عمل و ... داشته باشد. بنا بر این قرآن به بشر می گوید اگر می خواهید آسوده خاطر باشید و به سعادت و شادکامی برسید ، پیرو معارف و احکام قرآن شوید و گر نه آسودگی و شادکامی را وانهاده و خود را محروم ساخته و در حسرت این محرومیت تا ابد خواهید سوخت.
قرآن نوری است تا بشر در پرتو آن راه یابد و عمل کند و بالا رود . نور را باید با خود داشت و از آن روشنایی گرفت و در روشنایی اش تلاش کرد تا به سعادت رسید و این یعنی باور به "کاره" بودن انسان و به کارگرفتن قدرت و علم و فهم انسان.
امید که منظور شما را فهمیده و جواب قانع کننده داده باشیم.