چگونه واز چه روش هایی دین اسلام را تبلیغ کنیم؟

قبل از هر چیز به جهت تلاش در راه دین در این سن و سال؛ و اینکه دوست دارید دین اسلام به همه معرفی شود، به شما تبریک می گوییم و برایتان آرزوی سربلندی از خداوند منان مسئلت می نماییم.
راه‏هاي فراواني براي ترويج و تبليغ دين اسلام وجود دارد كه به برخي از آن‏ها اشاره مي‏شود:
1. معرفي الگوهاي اين مذهب:
دين همان صراط مستقيم است و ريشه، ساقه و شاخه‏هايي دارد كه از آن به اصول و فروع، يا عقايد و اخلاق و احكام تعبير مي‏شود كه در قرآن و سخنان معصومين مطرح شده است و تجسم عيني آن‏ها در وجود معصومين است. بنابراين انسان‏هايي كه معارف، اخلاق و احكام الهي را درك كرده و به آن معتقد و متصف شده و به آن عمل كرده‏اند، خود صراط مستقيم حق‏اند و همدوشي و همراهي با آن‏ها، همراهي با صراط مستقيم و حركت به روي آن است.(1)
معرفي معصومين(ع) از آن جهت اهميت زياد دارد كه آن‏ها منشأ و منبأ فضايل و كرامت‏هاي انساني مي‏باشند و معرفي آن‏ها، در واقع معرفي كرامت‏ها و فضايل انساني است. چون انسان فطرتاً طالب كمال است و عشق و علاقه به تكامل دارد، به محض شناخت الگوهاي كامل و مجسمه‏هاي فضايل و كمالات، به دنبال آن‏ها گام برمي‏دارد و سعي در تطبيق خويش با آن‏ها مي‏نمايد. بنابراين يكي از بهترين شيوه‏هاي تبليغ اسلام و مذهب تشيع، معرفي اسوه‏هاي اين مذهب است كه در درجه اول، پيامبر و خاندان وحي و در درجه‏هاي بعدي، وابستگان به اين بيت شريف همچون حضرت زينب، حضرت علي اكبر، حضرت ابوالفضل و... مي‏باشند. سپس مي‏بايست به سراغ شاگردان مكتب ائمه و معرفي آنان و شناختن آنان برآمد تا اسوه‏ها و الگوها مشخص گردند و اسلام و تشيع به طور غير مستقيم تبليغ و ترويج شود؛ زيرا بعد از معرفي و شناخت اسوه‏ها، مرحله هم‏سويي و تطبيق با آن‏ها فرا مي‏رسد.
توجه به مسأله فوق و آشنايي با اين الگوها بود كه سبب شد خيلي از مردم به دين اسلام و تشيع رهنمون شوند.
2.تبيين و تشريح عقايد اسلامي و مقايسه آن با عقايد ديگر مذاهب و مكاتب:
وقتي جهان‏بيني صحيح و درستي مطابق با موازين عقلي ارائه شود، مكاتب و مذاهب ديگر به سوي مذهبي كه مبيّن چنين ايده‏اي است، گرايش پيدا مي‏كنند و آن را مي‏پذيرند و اين از مهم‏ترين راه‏هاي تبليغ اسلام است. براي نمونه، در برابر كساني كه معتقد به شرك در خالقيت و به تعدد خدايان در نظام هستي مي‏باشند، به توحيد استدلال مي‏كنيم و مي‏گوييم اگر خدايان وجود داشته باشند، فساد به وجود مي‏آيد؛ زيرا هر خدايي طبق خواسته و نظر خويش عمل مي‏كند، كه در اين حال نزاع و اختلافات بي حد و حصر به وجود مي‏آيد و تمامي موجودات از بين خواهند رفت. چون از چنين اختلافات و نزاع‏هايي نشان و اثري نمي‏بينيم، متوجه مي‏شويم كه خداي واحدي بر هستي حكومت مي‏كند. همين‏طور با تشريح ديگر باورهاي اصولي مي‏توان نقاط قوت دين اسلام و نقطه ضعف‏هاي ديگر مكاتب را تعيين كرد و با روشن شدن حقايق، ديگران را به اين مذهب دعوت نمود.
3.ارائه برنامه‏هاي اخلاقي اسلام:
قرآن مجيد درباره اثر شگرف اخلاق نبوي در جذب مردم به سوي ايشان - و اسلام - مي‏فرمايد:"فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لا نَفَضُّوا مِنْ حَوْلِك..."؛(2) به بركت رحمت الهي در برابر آنان نرم و مهربان شدي و اگر خشن و سنگدل بودي، حتماً از اطراف تو پراكنده مي‏شدند.
بي‏ترديد، اگر زمينه‏هاي آشنايي مردم با اخلاق اسلامي فراهم شود، بسياري از مخالفين به اين دين گرايش پيدا مي‏كنند. گزارش‏هايي كه مبني بر مسلمان شدن افراد در اثر آشنايي با خلق و خوي نيك و حسن بود، كم نيست. امام صادق(ع) روايت كرده است كه امير المؤمنين علي(ع) هنگام خلافت خويش با مردي از اهل كتاب برخورد كرد. آن مرد كه امام را نمي‏شناخت، از ايشان پرسيد: مقصدت كجاست؟ امام فرمود: عازم كوفه هستم. آن دو بخشي از راه را با هم رفتند. وقتي بر سر دو راهي‏اي كه مسير هر يك از آن‏ها از يكديگر جدا مي‏شد رسيدند، امام علي(ع) از راه كوفه نرفت. بلكه همراه آن مردم در مسير ديگر راه را ادامه داد. آن مرد با شگفتي پرسيد: مگر نگفتي عازم كوفه هستي؟ امام فرمود: بله. مرد پرسيد: پس چرا با من همراه شدي و از راه خود به كوفه نرفتي؟ امام فرمود: مي‏خواهم قدري تو را همراهي كنم تا حق رفاقت را به جا آورده باشم، زيرا پيامبر ما دستور داده است: «هر گاه دو نفر در راهي همسفر شدند، به گردن يكديگر حق مي‏يابند و لازم است شخص، رفيق راهش را هنگام جدايي، چند گام بدرقه كند. آن مرد گفت: بي‏گمان، هر كه او را پيروي كرده، به دليل همين كردارهاي بزرگوارانه و پسنديده او بوده است. من تو را گواه مي‏گيرم كه پيرو آيين شما شوم. او با حضرت به كوفه رفت و چون فهميد ايشان خليفه مسلمانان است، مسلمان شد.(3)
4. تبليغ دين با عمل، نه زبان:
قرآن مجيد افرادي كه ديگران را دعوت به نيكي مي‏كنند. اما خود پايبند به خوبي‏ها نيستند، مذمت كرده است:"اَتَأمُرُونَ النَّاسَ بِالبرِّ وَ تَنْسَونَ اَنْفُسكُمْ".(4) آيا مردم را به نيكي دعوت مي‏كنيد اما خودتان را فراموش مي‏نماييد؟!
نيز مي‏فرمايد:"يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ."(5)اي ايمان آورندگان، چرا سخني مي‏گوييد كه عمل نمي‏كنيد؟! براي آن كه مورد نكوهش و مذمت واقع نشويم و سخن ما در افراد تأثير خاص خود را داشته باشد، بايد به اين حديث عمل كنيم:"كُونُوا دُعاةَ النَّاسِ بِالخَيْرِ بِغَيْرِ اَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوا مِنْكُمْ الاجْتِهادِ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَعِ فَاِنَّ ذلِكَ داعِيَةٌ."(6)بدون زبان خويش دعوت كننده مردم به نيكي باشيد تا از شما سعي و كوشش (در انجام كارهاي خير) و صدق گفتار و پرهيزكاري را ببينند كه اين دعوت و تبليغ است.
بديهي است كه نگاه مردم به اعمال رهبران اسلامي، به ويژه روحانيت است و اين قشر بايستي با اعمال خويش مردم را تشويق به خير كنند و همواره بايد در علم و عمل از ديگران جلوتر باشند.(7)
5. ذكر فلسفه اسلام:
در اسلام، واجبات و محرمات فراواني وجود دارد، ذكر فلسفه يا علت حكم، تأثير شايسته‏اي در گرايش مخالفين به اسلام دارد. خوشبختانه در عصر كنوني كه علم و دانش رشد فزاينده‏اي داشته، پرده از برخي از اسرار تعداد قابل توجهي از احكام الهي برداشته شده است و مردم به سوي احكام شرع مقدس رهنمون شده‏اند. از جمله آن‏ها ذبح اسلامي است كه طبق اطلاعات واصله در حال حاضر بسياري از مشتريان رستوران‏هاي ايرانيان مقيم امريكا افراد غير ايراني تشكيل مي‏دهند؛ زيرا مي‏دانند كه گوشت با ذبح اسلامي از هر گونه آلودگي و بيماري مبراست، اما ذبح حيوانات با شوك الكتريكي چنين اثري ندارد، زيرا به خاطر عدم دفع خوني كه در ذبح اسلامي از گاو و گوسفند مي‏رود، مصرف كنندگان كشتارهاي غير اسلامي بيماري‏هاي گوناگوني مي‏گيرند.
نمونه دوم، استفاده مردها از طلاست كه از نظر علمي ثابت شده كه باعث كم شدن هورمون‏هاي جنسي در مردها مي‏شود.(8)
برای توضیحات بیشتر با شماره (09640) تماس بگیرید.
پی نوشت ها:
1. ر.ك: تسنيم، آيت اله جوادي آملي، ج 1، ص 495 (نشر اسراء، چاپ اول، 1378).
2. آل عمران(3) آيه 159.
3. كاف، ج 2، ص 641، باب حسن الصحابة و حق الصاحب في السفر (تحقيق محمدجواد مغنيه، دارالاضواء، بيروت، چاپ اول، 1413ه’)؛ دانشنامه امام علي، ج 10، ص 31 - 32 (به اهتمام پژوهشگاه فرهنگ و انديشه، زير نظر علي‏اكبر رشاد، چاپ اول، 1380)
4. بقره(2) آيه 44.
5. صف(61) آيه 3.
6. كافي، ج 2، ص 83 (تحقيق محمدجواد مغنيه، دارالاضواء، بيروت، چاپ اول، 1413ه)
7. ر.ك: يالثارات الحسين، ش 191، ص 5، دستورات اخلاقي آيت اله مجتهدي.
8. ر.ك: يالثاراث الحسين، ش 128، ص 9.