از کجا بفهمیم خدا ما رو بخشیده یا نه ؟اگه نبخشید باید چی کار کنیم؟اگر بیشتر از صد بار توبه شکستیم هنوزم خدا ما رو می بخشه؟
حقیقت توبه و استغفار، پشیمانی از گناه گذاشته و عزم و تصمیم بر عدم ارتکاب آن در آینده است و اگر این حالت برای کسی پیش آمد، این نشانه توبه واقعی است و پذیرفته شدن توبه واقعی حتمی میباشد. پس ما باید سعی کنیم توبه مان استغفار حقیقی باشد.
از چند طریق انسان میتواند تا حدودی دریابد که توبه او مورد پذیرش واقع گردیده است یا نه:
الف) احساس بهجت و آرامش خاصی که پس از دعا و توبه به انسان دست میدهد یا به تعبیر دیگر احساس سبکی از گناهان و آلودگیها.
ب) هر قدر انسان از گناهان خود به طور جدی پشیمان شده و با تضرع و التجای بیشتری خدا را بخواند توبه او مقبول تر است. بنابراین میزان انقلاب روحی انسان در حال استغفار نیز میتواند به عنوان یک علامتی به کار آید.
ج) میزان اعتماد به وعدههای نیکوی الهی قابلیت و عنایات الهی را افزون میسازد. بنابر این هر اندازه خدا باوری و توکل و اعتماد به وعدههای او را در خود افزون یافتیم میتوانیم بیشتر امید یابیم که ما را پذیرا گشته است.
د) هر قدر آثار واقعی توبه در اعمال و کنشهای ما بیشتر هویدا گردد. یعنی رغبت کمتری به گناه و اراده و عزم راسخ تری در اطاعت پروردگار یابیم نشان میدهد که توبه ما توبه واقعی تری بود و به همین نسبت مقبول تر واقع گردیده است. امام امت (ره) میفرمودند: اگر بعد از ماه مبارک رمضان تغییری در حالات خود یافتید به همان نسبت وارد ضیافت الله شدهاید. ولی اگر دگرگونی در شما پدید نیامد از آن بیبهره ماندید.
اگر توبه واقعی صورت گیرد، قبولی آن از طرف خداوند قطعی است، چون خداوند فرموده: «وَ هُوَ الَّذِی یقْبَلُ التَّوْبََْ عَنْ عِبادِهِ وَ یعْفُوا عَنِ السَّیئاتِ؛(1) او است که توبه را از بندگانش پذیرا میشود و گناهان را میبخشد».
از آن جا که وعده خدا تخلف ناپذیر است، برای انسان یقین حاصل میشود که توبه همان، و قبولی همان. هیچ حالت انتظاری برای قبولی توبه نیست.
امام علی(ع) میفرماید: «به هر کس چهار چیز اعطا گردد، از چهار چیز محروم نمیگردد:
1- هر کس توفیق دعا پیدا کند، از اجابت آن محروم نخواهد بود.
2- هر کس توفیق توبه به دست آورد، از قبولی آن محروم نمیگردد.
3- هر کس به استغفار توفیق یابد، از بخشش گناهان محروم خواهد بود.
4- هر کس نعمتهای الهی را شکرگزاری نماید، از افزون شدن آنها محروم نخواهد شد».(2)
اگر توبه واقعی کردید به خداوند و وعدۀ او اعتماد کنید و مطمئن باشید حتماً شما را می آمرزد پس این سوال که اگر نبخشید چه کنم اساساً غلط است، اجازه ندهید چنین فکری سراغتان بیاید.
اما در صورتی که توبۀ می کنید ولی بعد از مدتی دوباره مرتکب گناه می شوید، باز راهی غیر از توبه و امید به رحمت و عفو خداوند ندارید ؛ در این مورد روایتی را خدمت شما تقدیم می کنیم:
در روایت است که مردی نزد رسول خدا آمد و گفت: مرتکب گناه شده ام. پیامبر فرمود: هرگاه گناه کردی، از پروردگارت طلب آمرزش کن.
مرد گفت: طلب آمرزش می کنم؛ اما دوباره مرتکب گناه می شوم.
پیامبر فرمود: دوباره گناه کردی، دوباره از پروردگارت طلب آمرزش کن.
مرد گفت: طلب آمرزش می کنم، ولی باز گناه می کنم.
پیامبر فرمود: چون گناه کردی، باز از پروردگارت طلب آمرزش کن.
مرد بار چهارم همان جمله را گفت.
پیامبر فرمود: چون گناه کردی، باز از پروردگارت طلب آمرزش کن؛ چندان که شیطان مأیوس و بازنده شود. (3)
راوی میگوید: عرض کردم: اگر پس از توبه و استغفار از گناهان، باز گناه کند و دوباره توبه کند، چگونه است، حضرت فرمود: «آیا باور داری که بنده مؤمن از گناه خویش پشیمان شود و از آن آمرزش خواهد و توبه کند و خداوند توبهاش را نپذیرد؟» عرض کردم: اگر چند بار این کار را کرد، گناه کرد و توبه نمود، چگونه است، فرمود: «هرگاه مؤمن به استغفار و توبه باز گردد، خداوند نیز به آمرزش او بر میگردد، زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است».(4)
نکته: باید مواظب باشید این کار برای شما بصورت عادت درنیاید زیرا چنین شخصی در روایت مذمت شده و کار او به مسخره کردن خدا تشبیه شده؛از امام باقر (ع) روایت شده: "کسی که به خاطر گناهی طلب مغفرت کند و باز آن را انجام دهد، مانند کسی است که پروردگار را مسخره نموده باشد". (5)
پس در چنین شرایطی باید هر بار توبه واقعی کند بطوری که تمام شرایط توبه در او (از جمله پشیمانی از عمل گذشته و تصمیم بر ترک در آینده) وجود داشته باشد، اما با همه این احوال بعد از توبه نمودن و پس از این که قصد واقعی داشت که دوباره گناه نکند. اگر باز به فتنه گناه آلوده شد در چنین صورتی این گناه، توبه گذشته را از بین نمیبرد.
پینوشتها:
1. شوری(42) آیه 25.
2. نهج البلاغه، قصار 130.
3. محمدی ری شهری، نهج الذکر، ج 4، ص 29، انتشارات دارالحدیث.
4. علامه مجلسی، بحارالانوار،موسسه الوفاء ،بیروت،1404ق، ج 6، ص 40.
5. شیخ کلینی، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران،1365ش، ج 4، ص 168.






