سوال : ما می دانیم که خدای تعالی به همه زمانها آگاه است همین الان گذشته و آینده و حال را عالم است و همه زمانها برای خدا یکسان است سوال این است که من الان در سال 2012 هستم و هنوز به سال 2030 مثلا نرسیدم چطور الان 2012من با 2030 من برای خدا یکسان است من الان این زمان هستم و هنوز به 2030 نرسیده ام یا الان 2012 است یا 2030 و اگر بگویید هردو است این تناقض است . یا مثلا الان عالم دنیا است و هنوز قیامت نرسیده است چطور است که الان با قیامت برای خدا یکسان است الان عالم دنیا است و ضرورتا میبینم که قیامت نیامده است اگر بگویید که هم دنیا است و هم قیامت این خلاف ضرورتی است که ما مشاهده می کنیم . یعنی من الان هم در عالم دنیا هستم و هم در عالم قیامت هستم ؟ وجدانا می بینم که من در عالم دنیا هستم نه در قیامت . اگر زحمت نیست جوابم را با یک مثال روشن و واضح بیان بفرمایید دوستان من بیشتر با ملموسات مطلب را می گیرند بازهم قبلا از جوابی که میدهید تشکر می کنم

زمان مقدار حرکت بوده و حرکت از شئون ماده می‌باشد یعنی تا قابلیت و آمادگی قبلی برای چیزی نباشد، به هیچ عنوان حرکت برای او معنا ندارد. لذا اگر بتوان جهانی را تصور کرد که هیچ ماده، و در نتیجه حرکت و تغییری وجود نداشته باشد، به هیچ عنوان زمان در آن معنا ندارد. بنابراین زمان مستقلاً در خارج وجود نداشته و انسان از حرکت موجودات عالم،زمان را انتزاع می کند به همین جهت قبل از خلقت موجودات عالم چیزی به نام زمان معنا ندارد.(1)
حال از آنجا که خداوند مادی نبوده،حرکت و تغییر برای او معنا ندارد. لذا زمان به آن معنا که ما تصور می کنیم برای خداوند وجود ندارد و به عبارتی خداوند مافوق زمان است. اما عدم تصور زمان برای خداوند، بدان معنا نيست که مثلاً برای خدا زمان 2012 با2030 هیچ فرقی نداشته باشد یا زمان دنیا و آخرت برای خداوند یکی باشد چرا که این به نوعی تناقض است که در سوال نیز به آن اشاره کرده اید.
اما تساوي همه زمانها در مورد علم خداوند، بدان معنا است كه خداوند به افعال موجودات در همه زمانها علم دارد. چه موجوداتي كه از قبل بوده و چه موجوداتي كه در آينده به وجود مي آيند. لذا زمان براي خداوند در همه احوال يكي است به اين معنا كه خداوند به همه امور در همه زمانها چه در دنيا و چه در آخرت، آگاه است نه آنكه خود زمان براي خداوند يكي بوده تا تناقض لازم آيد
در مورد علم خداوند نيز توجه داشته باشيد كه خداوند داراي دو نوع علم است:علم ذاتي و علم فعلي
علم ذاتي علمي است كه نيازمند گذشت زمان نبوده و خداوند از قبل آن را مي داند كه چنين علمي فوق زمان بوده و به عبارتي زمان در به وجود آمدن آن دخالتي ندارد. مثل علم انسان به حادثه اي كه در آينده ممكن است رخ دهد.(2) لذا از امام رضا(ع)نقل شده است كه فرمود"لَمْ يَزَلِ اللَّهُ عَالِماً بِالْأَشْيَاءِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْأَشْيَاءَ كَعِلْمِهِ بِالْأَشْيَاءِ بَعْدَ مَا خَلَقَ الْأَشْيَاء"(3)علم ازلى خداوند بهمه موجودات قبل از خلقت آنها همانند علم خداوند بهمه موجودات بعد از آفرينش آنها است" در نتيجه به همه امور از جمله حوادثي مانند قيامت و... كه در آينده رخ مي دهد، علم دارد.
اما علم فعلي،علمي است كه مستلزم وجود معلوم در خارج است. مثلاً گر چه خداوند از حيث ذات به قيامت علم داشته، اما در عين حال فعليت و تحقق اين علم منوط به وقوع قيامت است و زماني بودن اين علم به لحاظ زمانی بودنِ خود معلوم‏ يعني قيامت می‏باشد.(5) آن چنانكه در سوره محمد مي فرمايد"وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرينَ وَ ..."(4)ما همه شما را قطعاً مى‏آزمائيم تا معلوم شود مجاهدان واقعى و صابران از ميان شما كيانند."
حال علم ذاتي ،مافوق زمان بوده و براي خداوند در اين علم، زمان 2010با 2030 مساوي است. اما علم فعلي خداوند، علمي در زمان بوده، لذا نيازمند گذشت زمان است.
پي نوشت ها:
1. ر.ك. الهی قمشه‌ای، حکمت الهی، چ انتشارات اسلامي،تهران 1360، ص 298.
2. البته توجه داشته باشيد كه مورد بيان شده فقط در حد مثال و براي روشن شدن اصل مطلب است و الا ماهيت علم خدا به آينده و علم انسان كاملاً متفاوت است.
3. محمد(37)آيه 41 .
4. مرحوم کلینی، الكافي، چ دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 ه ش،‌ ج2، ص 107 .
5. ر.ك كريمي، جعفر، توحید از دیدگاه ‏آیات ‏و روایات،چ زمزم هدایت، بي تا، درس دهم .