در مورد اینکه خداوند پیامبرانی فرستاده. دوستان پاسخگو میفرمودند که:
خداوند اگر نبی نمی فرستاد نقض غرض کرده بود زیرا که انسان را آفرید که با وحی و دین الهی به سعادت برسه و اگر نبی نباشد برای انسان ، بدیهتن نقض غرض میشود.
اما اگه این درست باشه، یعنی خداوند انسان را آفرید و اگر به او دین نمیداد نقض غرض میکرد پس همین الان انسانهایی هستن که دینی بهشون نرسیده(اگه دین تحریف شده رو دین در نظر نگیریم چون واقعا هدف دین سالم رو محقق نمیکنه). پس همین الان هم نقض غرض کرده.
درسته که انسانها دین را تحریف کردن اما این توفیری در موضوع ایجاد نمیکنه. نتیجه مهمه چگونگی محروم شدن یه عده از دین مهم نیست مهم اینه که اگه محروم باشن (به هر دلیلی) پس نقض غرض شده. و شده.
پس غرض خدا این نبوده که انسانها با وحی هدایت شوند.(چون خداوند نقض غرض نمیکند).
نظر شما چیه؟
خواهشا "کوتاه ، دقیق و مرتبط به موضوع" بفرمایید.
پیشاپیش تشکر
پینوشت: مردمانی هستند که از بدو پیدایش تاریخ با کسی در ارتباط نبودن(در جزایر دور افتاده) و حداقل 1400 ساله که نبی ندارند و مشرکند.
به چند نكته لازم است كه توجه شود:
1. اين استدلال در مقام بيان ضرورت ارسال انبياء از جانب خداوند مي باشد، به اين معنا كه اگر كسي با ارشاد و راهنمائي عقل و فطرتش كه خداوند در وجود همه به وديعه قرار داده است مي فهمد كه اين عالم خالقي دارد و اين خالق او را با هدفي خلق نموده است و می فهمد که بهترين زندگي براي او در سايه رسيدن به آن هدف شكل مي گيرد. اگر بخواهد براي كشف حقيقت با اين خدا ارتباط برقرار كند و حقيقت را بفهمد، بر خدا لازم است كه چنين امكان دسترسي را از طريق ارسال انبياء و اوصياء الهي براي او فراهم نمايد، لذا اين استدلال بيان نمي كند كه بر خداوند لازم است انبياء الهي را به تك تك انسانهاي روي زمين برساند و معرفي نمايد. بلکه اثبات می کند باید پیامبر ونبی از جانب خداوند به نحوی در زمین حضور داشته باشد که اگر کسی به دنبال کشف حقیقت باشد محروم نماند.(1)
2. با توجه به نكته اول روشن است كه تنها با وجود يك دين حق در عالم و امكان دسترسي پيروان حق جوي ساير اديان به آن در صورت تمايل، ديگر حجت الهي بر همه آنها تمام است. زيرا در مورد افرادي كه بدون تحقيق و يا از روي تعصبي خاص بر همان عقايد دين گذشته الهي كه به هر دليلي (خواه دچار انحراف شده و يا نشده باشد) زمان حقانيتش منقضي شده است باقي مي مانند در حالي كه مي دانند و حد اقل احتمال مي دهند دين جديد الهي با پيامبر جديد از سوي خداوند ابلاغ شده است ديگر عذري باقي نمي ماند. (2) و در مورد افرادی که به جهت ظلم ظالمان و حاکمان از دسترسی به حق محروم می مانند و یا بواسطه تحریفهای عالمان فاسد از بهره مندی از معارف دین حقیقی محروم می شوند نیز اگر قصور و کوتاهی باشد متوجه ظالمان و عالمان فاسد است نه خداوند متعال، اما در عین حال با توجه به اینکه خداوند هیچ کس را بیش از حد توانش مکلف نمی کند (3)و بر اساس عدالت الهی چنین افرادی که به هر دلیل بدون کوتاهی و قصور خودشان از دسترسی به دین حق محروم بمانند تنها به همان میزان که بواسطه انبیاء درونی خودشان یعنی فطرت و عقل فهمیده اند مکلف می شوند و عمل به همان میزان آنها را معذور می سازدو به همان میزان ک تلاش کرده اند پاداش می گیرند.(4) لذا در مورد این گروه از افراد نیز نقض غرض صورت نمی گیرد چون در اوج محرومیت(در جزایر دور افتاده ) نیز افراد از هدایت عام الهی برخوردار هستند.
3. در عین حال بر اساس آیات قرآن خداوند در هیچ کجای زمین قومی را بدون هدایت کننده و انذار دهنده باقی نمی گذارد. (5) لذا اگر چه در نگاه ما بسیاری از اقوام دور از تمدن و آبادانی دسترسی به ادیان الهی نظیر اسلام در زمان کنونی نداشته باشند. ولی باز هم این امکان وجود دارد که خداوند افرادی را در بین خود همان قوم به قدری رشد و تعالی دهد که به اندازه قدرت و فهم قوم خودشان آنها را با حقایق عالم و معارف دینی آشنا سازد.
پی نوشت ها:
1. رک:آیت الله مکارم ،تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، 1374ش، ج 6، ص 25.
2. عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، اسماعیلیان، 1415ق، ج1، ص776
3. بقره (2) آیه 286.
4. نجم(53) آیه 39.
5. فاطر (25) آیه 24.






