با عرض سلام و خسته نباشید
ببخشید سوالی که دارم در مورد نماز و فلسفه آن می باشد
نکته اصلی سوال این است که درست است که خدا به ما میلیون ها نعمت داده و درست است که وظیفه ما تشکر از وی می باشد ولی مساله این است که چرا این سپاسگزاری واجب شده است و چرا گفته شده است که ضروری است که نماز را مجبوریم بخوانیم اگر نماز نخوانیم فلان می شود و به جهنم می رویم ولی اگر نماز بخوانیم به بهشت می رویم آیا این نوع سفارش به عبادت یک نوع عبادت اجباری نمی باشد آیا نمی شد نماز که یک نوع تشکر از خداست اختیاری باشد ، آیا کسانی که در زندگی نماز نخوانده و نمی خوانند ولی کارهای شایسته و نیک انجام می دهند آنها هم مستحق عذابند یا اگر نماز نخوانند فقط کامل نمی شوند و مستحق عذاب نیستند چرا اینقدر به نماز
تاکید شده ، اگر به خاطر تاثیر زیاد نماز بر زندگی انسان ها است چرا ما تاثیرات آن را نمی بینیم
چه کارهایی انجام دهیم تا مثل امامانمان شویم مثل آنها ببینیم مثل آنها به یقین برسیم مثل آنها با چشم دل ببینیم چون زندگی آنها ، عبادت آنها و همه چیز آنها در زندگیشان معنی داشت و همه چیز را به چشم دل در این دنیا می دیدند و این نوع زندگی معنی دارد و برای انسان لذت بخش است
ولی برای من که نماز را از روی عادت می خوانم زندگی آنچنان معنی ندارد عبادت ها را از روی عادت انجام می دهم معنی ندارد
لطفا راهنمایی کامل بفرمایید
به چند نكته توجه فرمائيد:
1. اگر چه نماز در نگاه عموم مردم به قصد تشكر از خداوند خوانده مي شود، اما حقيقت اين است كه احتياج خود ما به نماز راز وجوب آن از ناحيه خداوند مي باشد نه نياز خداوند به تشكر، يعني نماز به عنوان لطفي از جانب پروردگار در اختيار انسان قرار گرفت تا با استمداد از آن(1) و نور و هدايتي كه در سايه خواندن آن نصيب او مي گردد بتواند بر طوفان شهوات و منكرات غلبه كند (2) و الا خداوند هيچ نيازي به تشكر ما ندارد (3)،حقيقت اين است كه سقوط به جهنم نتيجه طبيعي گرفتار شدن در بند شهوات و گناهان مي باشد كه در اثر ترك نماز بوجود مي آيد، و رسيدن به سعادت و خوشبختي و بهشت نتيجه و ثمره زندگي پاك وهدايت شده انسان مي باشد كه آن هم اثر مستقيم نماز مي باشد، لذا در هر صورت ما براي رسيدن به سعادت و خوشبختي به نماز محتاجيم، و اگر گفته مي شود نماز تشكر از خداست به همين معناست كه خداوند انسان را به هدف رساندن او به سعادت آفريده و لذا همه نعمتهائي كه به او عطا كرده به همين هدف بوده و اگر انسان بخواهد حقيقتا سپاسگزار اين نعمات باشد بايد زمينه رسيدن خود به سعادت را فراهم نمايد .
2. نماز اگر چه به لحاظ قانون شريعت واجب است. ولي اين به معناي مجبور بودن انسان به نماز خواندن نمي باشد ،به همين دليل كم نيستند افرادي كه بدون توجه به خسران و ضرري كه از ترك نماز مي بينند نسبت به آن بي توجه مي باشند ،لذا وجوب شرعي - هرچند اگر درست فهميده شود عقل اجازه ترك آن را نمي دهد و عملا هرگز ترك نمي شود - جبری در انجام برای انیسان ندارد و فرد مومن از روي اختيار و فقط به جهت درك مصلحت زياد در آن خود را ملزم به انجام آن مي داند .
3. همانطور كه اشاره نموديد حقيقت نماز فراتر اعمال ظاهري و خم و راست شدن از روي عادت مي باشد، اگر انجام آن با آداب و شرايط صحيح لازم است، اما نبايد از اين نكته غافل شد كه همه اين آداب ظاهري بسترسازي است براي رسيدن به حضور قلب در مقابل عظمت پروردگار، لذا اثرات حقيقي نماز كه بسيار زياد مي باشد براي هر فرد به مقداري حاصل مي شود كه در نماز حضور قلب دارد. (4) اما رسيدن به اين مراتب فقط مختص به انسانهاي معصوم نيست بلكه هر فرد عادي هم با اندكي تلاش مي تواند به تدريج حضور قلب خود و معنويت خود در محضر خداوند را افزايش دهد ،عدم موفقيت فعلي ما دليل غير ممكن بودن آن نيست، نبايد تسليم وسوسه هاس شيطاني شده و از رسيدن به حقيقت نماز نا اميد شويم. ولي به هر حال اگر در زندگي خود علارغم خواندن نماز تاثيري احساس نمي كنيم خود اين نشانه اي است كه بايد براي رسيدن به نماز مقبول و تاثير گذار تلاش بيشتري كنيم.
4. يكي از تاثيرات نماز در زندگي موفقيت او به رسيدن به مراتب تقوا مي باشد كه هر چه نماز انسان از عمق بيشتري برخوردار شود تقواي انسان در مقابل محرمات و و حريمهاي الهي نيز بيشتر خواهد شد، نتيجه اين تقوا رسيدن به قدرت ديدي باطني و تشخيص حق از باطل مي باشد كه در تعبير قرآني از آن به فرقان (فرق بين حق و باطل) نام برده مي شود (5) همين قدرت وقتي به مرايت بالاي خود مي رسد فرد را به مرز عصمت مي رساند ،يعني ديدن و درك حقيقت اعمال ، لذا رسيدن به چنين مقامي مختص به ائمه معصومين نيست. اگر چه مراتب بالاي عصمت در اختيار آنها مي باشد ولي از مراتب پائين آن ديگران محروم نيستند.
5. وجوب و لزوم شكر و سپاسگزاري از فردي كه به انسان نعمت داده مساله اي عقلاني است يعني قبل از اين كه دين به انسان توصيه نمايد. شكر خداوند كريم واجب است، عقل انسان حكم مي گويد كه لازم است قدر دان و سپاسگزار ولي نعمت خود باشيم ولو اين كه هيچ ضرري هم در ترك اين شكرگزاري متوجه شما نباشد. لذا اگر هم خداوند متعال با توجه به مصالح زيادي كه در نماز وجود دارد آن را واجب نمي كرد عقل با توجه به تاثيرات سرنوشت ساز آن ما را ملزم به انجام آن مي نمود ، تاثيراتي مثل یاد خدا، مغفرت، پرورشفضائل اخلاقي، تقویتاراده، موجب آرامش، نظافت و سلامتی، انضباط و وقتشناسی، وحدت بخش اجتماعی، و... كه مي توانيد جهت مطالعه بيشتر در مورد آن به منابع زير مراجعه فرمائيد:
1- پرتوی از اسرار نماز، قرائتی؛
2- اسرار الصلاه، ملکی تبریزی؛
3- آداب الصلاه، امام خمینی؛
4- صلاه الخاشعین، دستغیب؛
5- اسرار الصلاه، جوادی آملی؛
پي نوشت ها:
1.«وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ »؛«از صبر و نماز يارى جوييد»(بقره (2) آيه 45).
2.«وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر»؛« و نماز را برپا دار، كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مىدارد»(عنكبوت(29) آيه 45).
3.«َ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمين»؛« خداوند از همه جهانيان، بىنياز است»(آل عمران (3) آيه 97).
4.علامه مجلسی، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء ، بیروت ، 1404 ه ق، ج 81، ص 243.
5.«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانا»؛«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيلهاى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مىدهد (روشنبينى خاصّى كه در پرتو آن، حق را از باطل خواهيد شناخت)»(انفال(8) آيه 29).






