سلام، خسته نباشید.خدا قوت .
راستش میخواستم اگه ممکن است من را راهنمایی کنید.جداب را هم برا ایمیلم ارسال کنید اگه صلاح میدونید .
راستش یه دوستی دارم که رو ویلچر میشینه و از دوتا پافلج است ، ولی متاسفانه دختر زیاد خوبی نیست .کارهایی میکنه که وقتی برام تعریف میکنه مو به تنم سیخ میشه . دوست پسر داره و نماز نمیخونه و... ولی از یه طرف دیگه یه چیزهایی تعریف میکنه مثل خواب هایی که میبینه البته میدونم دروغ نمیگه ، خواب های قشنگی میبینه، هرکی هم نفرین کنه نفرینش اون طرف را میگیره. ولی دل پاکی داره . من اتفاقی تو خیابون باهاش آشنا شدم کمک خواست من هم خب بهش کمک کردم، الان 4 سال است که باهام دوسته .میگه تنها دوست دخترم تویی ، با هر دختری که دوست شدم بهم خیانت کرده فقط تویی که میتونم راحت باهاش دردودل کنم . و واقعاً هم دوست های دختری که داره دخترهای خوبی نیستن ، پسرها هم ازش فقط سوء استفاده میکنن .البته خانواده ی مذهبی هم نداره، کلاً ریلکس هستن . من خودم خانواده ی مذهبی دارم و چادری هستم .شوهر خواهرم و برادرم وقتی اون میاد خانه ی ما عصبانی میشن و میگن باید باهاش دوستیم را به هم بزنم ولی من نمیتونم دلش را بشکنم . نمیدونم چطور باید بهش کمک کنم نه اهل درسه نه اهل کتاب نه کارهای هنری فقط و فقط خوش باشه خیلی هم تا حالا ضربه خورده از دوستی هایی که داره .تا بهم میرسه میگه نصیحتم نمیکنی ها فقط اومدم حرف بزنیم ، دردو دل کنم.میگه از وقتی که با تو دوست شدم دوستها ی دخترم (که البته همشون دخترهای خوبی نیستن) قطع رابطه کردم و فقط هم با فلان پسر دوستم اون عاشقم و اون باعث شده من به طرف خدا برم و آرایش کمتری بکنم و می خواد باهام ازدواج کنه، ولی من میدونم دیر یا زود ضربه اش را میخوره پسر یه جورایی مذهبی است بهش گفته باید مثل من چادری بشه .ولی من می دونم عاقبت نداره چون پسره به نظر من فقط ظاهر مذهبی داره. حالا من هم دوتا سوال دارم هم اگه ممکن است یه راهنمایی :
سوالم اینه : این دختری که نماز نمیخونه(البته میگه یه مشکلی دارم و از لحاظ شرعی پرسیدم و بهم گفتن میتونی نماز نخونی) ، خیلی اشتباهات میکنه ولی دل پاکی داره،( تو ماه محرم هرسال خودش با ویلچر دنبال دسته ها راه میافته و میگه هیچ کی چرخم را نگیره ، تو پخت غذاهای نطری کمک میکنه و خدا را دوست داره و میگه خدا من را خیلی دوست داره) فقط به خاطر دل پاکی که داره اینقدر خواب های قشنگ می بینه ؟ فقط دل آدم پاک باشه کافیه تا خدا بهش لیاقت خیلی چیزها را بده؟
دوستیم باهاش گناه است ؟ اینکه میشینم به حرف هاش به گناه هایی که میکنه گوش میدم و هیچ نمیتونم بهش بگم ، گناهه ؟
راهنماییم کنید : باهاش چی کار کنم؟ چطور میتونم کمکش کنم ؟ خیلی دوستش دارم، نمی خوام رهاش کنم . کمکم کنید .تا اول راهنمایی هم بیشتر درس نخونده ، پدر نداره ،یه برادر بدجنسی داره که ازدواج کرده ولی متاسفانه هیچ توجهی به مادر و خواهراش نمیکنه و حتی کتکشون هم میزنه . دارم دیونه می شم تو را خدا کمکم کنید .میدونم زباد نوشتم ووقت باارزشتون را گرفتم ولی باور کنید خلاصه تر از این بلد نبودم.
با تشکر فراوان
دختری هستم 24 سال سن دارم و دوستم که درموردش گفتم 27 سال سن دارد .
با تمام وجودم براتون از خدا طلب خیر در دو دنیا می کنم .التماس دعا .
درباره اصل ادامه رابطه و دوستی شما با ایشان می گوییم:
بیتردید، عامل سازنده شخصیت انسان ـ بعد از اراده و خواست او ـ امور مختلفی است که مهم ترین آن ها همنشین و دوست میباشد. خداوند درباره عاقبت دوستی با افراد گمراه و ناباب میفرماید:
«وَ یوْمَ یعَضُّ الظَّالِمُ عَلَیَ یدَیهِ یقُولُ یـَـلَیتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً یـَاوَیلَتَیَ لَیتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَ نًا خَلِیلاً لَّقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکرِ بَعْدَ إِذْ جَآءَنِی وَ کانَ الشَّیطَانُ لِلاْنسَانِ خَذُولاً؛ (1)
و به خاطر بیاور روزی را که ظالم دست خویش را از شدت حسرت به دندان میگزد و میگوید: ای کاش با رسول خدا راهی برگزیده بودم! ای وای بر من، کاش فلان [شخص گمراه] را دوست خود انتخاب نکرده بودم! او مرا از یاد حق گمراه ساخت، بعد از آن که آگاهی به سراغ من آمده بود، و شیطان همیشه خوار کننده انسان بوده است».
فردی که به قول خودتان کارهایی می کند که وقتی تعریف می کند مو به تن سیخ می شود، دوست پسر دارد و نماز نمی خواند و اهل حرام است و از ارتکاب آن ابایی هم ندارد، از افراد گمراه بوده و لیاقت دوستی جوان مؤمنی چون شما را ندارد. بر اساس آیات مذکور، انسان باید از دوستی با افراد گمراه، غافل و شیطان صفت بپرهیزد. بنابراین، اگر ایشان به همین رویه ادامه می دهد و تذکرات شما در ایشان تاثیری ندارد، لازم است رشته رفاقت خود با ایشان را قطع کنید؛ به خصوص اگر احتمال بدهید با این قطع ارتباط، ایشان به اشتباه خود پی برده و از کرده های خود دست بر می دارد.
ممکن است بگویید دوستی طوری است كه روی بنده اثر منفی نمی گذارد!
خواهر گرامی!
این که انسان از همنشینان و دوستان خود اثر نمی پذیرد، گمان درستی نیست؛ زیرا انسان موجودی تأثیرپذیر اس . خواه ناخواه در طرز صحبت کردن، راه رفتن لباس پوشیدن، خندیدن و... از دیگران متأثر میگردد. این مطلب، هم از نظر دین و هم از منظر روانشناسی، اثبات شده است . نمیتوان آن را منکر شد. امیر مؤمنان(ع) فرمود: «با شخص شریر (بدکار) همیار نشو و درنیامیز؛ زیرا سرشت تو، شر و بدی را از سرشت او میدزدد و تو نمیدانی». (2)
تو اوّل بگو با کیان دوستی که تا من بگویم که تو کیستی
تأثیرپذیری انسانها به همدیگر به تدریج و در طی دوران اتفاق میافتد، نه یک باره تا انسان متوجه شود و جلوی آن را بگیرد. چه بسا انسان اصلاً متوجه تأثیر در خود نشود؛ چون به تدریج صورت گرفته است.
حضرت امام جواد(ع) میفرماید: «از دوستی و همنشینی بدان بپرهیز که همچو شمشیر برهنهاند؛ ظاهرشان زیبا و اثرشان بسیار زشت است».(3)
نوشته اید :"این دختری که نماز نمی خونه میگه یه مشکلی دارم و از لحاظ شرعی پرسیدم و بهم گفتن می تونی نماز نخونی"
این سخن نادرست است. زیرا به فتوای تمام مراجع هیچ عذری به غیراز مرگ سبب جواز شرعی ترک نماز - البته به غیر موارد مجاز ایام عادت ماهانه و...در بانوان - نمی شود. این سخن ایشان محل نظر است. توصیه می کنیم این سایت را به ایشان معرفی کنید تا نکات مورد نظر خود را از ما بپرسد و یا در زمانی مشخص همراه با او با بخش تلفنی این مرکز به شماره (09640) تماس بگیرید و درباره موارد فوق بپرسید و راهنمایی بگیرید.
بعداز این می توانید متوجه شوید آیا ایشان برای اصلاح خود قدم بر می دارد و یا نه. د رصورتی که ایشان برای اصلاح جدی خود قدمی برندارد و تغییری در رفتار خودندهد، به همان دلیلی که در بالا آمد باید ارتباط خود با ایشان را قطع نمایید و ارتباطتان در حد سلام و احوال پرسی باشد و ایشان را دعا کنید.
و اما در مورد خواب هایی که می بیند:
هر چند صحت گفتار ایشان در بیان خواب های مذکور محل سوال است اما ممکن است خداوند به جهت محرومیتی که دارد (از دوتا پافلج است) به او عنایاتی داشته باشد که این دلیل کفایت پاکی دل و لیاقت برای عنایت ویژه خدا نیست. زیرا گاهی وفور نعمت و برخی نشانه ها از باب اتمام حجت است.
راهنمایی های بیشتر را ضمن تماس با شماره (09640) از مشاوران این مرکز دریافت نمایید.
پینوشتها:
1. فرقان (25) آیه 27 ـ 29.
2. صادق احسانبخش، آثار الصادقین، روابط عمومی ستاد نماز جمعه گیلان، ج 10، ص 369، حدیث 29.
3. علامه مجلسي، بحار الانوار، مؤسسة الوفاء، بيروت، لبنان، سنة النشر: 1404 ه.ق، ج 71، ص 198.






