با سلام
بنده این واژه را جدیدا شنیده ام و می خواهم بدانم دقیقا چه چیزی را شامل می شود و محدوده آن چقدر است...
از دوستی که در یک کارگاه شرکت کرده بود شنیدم که می گفت اگر کوچک ترین حرکتی کنید که مردی در ذهنش درگیر زنای ذهنی شود شما نیز در گناه او شریک هستید؟؟
این نوعی ترس در روابط برای بنده پدید آورده است لطفا این موضوعات را توضیح دهید
ایشان می گفتند در آن کارگاه ازدواج گفته بودند همه مردان حتی انسان های مذهبی ای براحتی در معرض چنین گناهی هستند.
از طرفی بنده فکر می کنم در روابط اجتماعی بخشی از حفظ حریم وظیفه من به عنوان زن و بخشی هم به عهده مرد است. اگر من وظیفه ام را انجام دهم دیگر اگر مرد به گناهی هم مبتلا شد گناهی متوجه من نخواهد بود. در واقع این از عدل ذات اقدس الهی بدور است.
اما این حدود دقیقا چیست؟ و چگونه است؟ یعنی محدوده وظایف من چقدر است که من با خیال راحت با خود بگویم آنچه بر من بوده را انجام داده ام وبالاتر از آن بر من نبوده است.
سوال من دارای چند بخش است ممنون می شوم به همه آن به طور مقتضی و کامل پاسخ دهید
اجرکم الله
ملتمس دعا
خواهر گرامی! شما مأمور به وظایف دینی تان هستید و در قبال سوء استفاده و نگاه غیر انسانی مردان (البته در صورتی که شما تمام جوانب احتیاط و مسایل اسلامی را کاملا مراعات کرده باشید). مسولیتی به عهده ندارید و گناهی برای شما نیست، گرچه باید از ریزترین مسایلی که حساسیت و فرکانس ذهنی آنها را روشن می سازد، پرهیز کنید و تا آنجا که می توانید با مدیریت و برخورد سنگین خود و حجاب کامل، شیاطین را از ذهن مردان دور سازید.
اما در مورد مردانی که مبتلا به این امور می شوند، خطاب می کنیم که : زنای ذهنی، یا فکر گناه در امور جنسی اگر غیر اختیاری باشد گناه نیست. ولی انسانباید از مقدماتی که باعث این افکار می شود پرهیز کند و در صورت اختیاری بودن چنانچه آثار بیرونی داشته باشد و موجب تحریکات جنسی شود این امور گناه است و فكر و انديشه گناه، پاكى و صفاى قلب را از بين مى برد و انسان را به ارتكاب آن وا مى دارد. حضرت على(ع) فرمود:«من كثر فكره فى المعاصى دعته إليها؛ (1) كسى كه در مورد گناهان زياد فكر كند، گناهان او را به سوى خود مى كشند».
نيز فرمود: «خوض النّاس فى شىءٍ مقدّمة الكائن؛ (2) فرو رفتن و تفكّر در مورد چيزى، سرآغاز وجود و پيدايش آن چيز است».
از اين رو، حضرت مسيح به پيروان خود فرمود: «موسى بن عمران به شما دستور داد، زنا نكنيد؛ اما من به شما سفارش مى كنم، فكر زنا را هم نكنيد؛ زيرا كسى كه به زنا بينديشد، مانند كسى است كه در اتاق زيبا و رنگ آميزى شدهاى، آتش روشن كند. در اين صورت، هر چند ممكن است خانه در آتش نسوزد؛ لكن دست كم دود آن را سياه و خراب مى كند». (3)
در هر صورت، فکر گناه، گناه نیست تا وقتی که انسان خود را به گناه آلوده نکند، حتی اگر مقدمات آن را فراهم کرده باشد، گناهی در نامه او ثبت نمیشود. اما فکر واندیشه گناه، پاکی و صفای قلب را از بین می برد. انسان را به ارتکاب آن وا می دارد.
نیز فرمود: "خوض النّاس فی شیءٍ مقدّمة الکائن؛(4) فرو رفتن و تفکّر در مورد چیزی، سرآغاز وجود و پیدایش آن چیز است". بنابراین از نظر روانی فکر گناه، وجود انسان را آلوده و مضطرب می سازد.
پینوشتها:
1. تميمى آمدى، عبدالواحدبن محمد، تصنيف غررالحكم و دررالكلم، ج5 ، ص321، دفتر تبليغات قم؛ 1366 ش.
2. همان، ج 3، ص 451.
3. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ناشر موسسه الوفاء، ج 14، ص331، باب34، بیروت 1404ه ق.
4. تميمى آمدى، عبدالواحدبن محمد، تصنيف غررالحكم و دررالكلم، ج3،ص451، دفتر تبليغات قم، 1366 ش.






