با سلام من یک سوال دارم درباره قرآن ونماز و اون اینکه چرا ما درنماز باید سوره توحید بخوانیم و چرا در این سوره ویا سوره های مشابه بصورت (قل هو الله......)یعنی بگو خدا واحد است.در نماز چرا باید اینگونه گفت؟مگه ما در نماز با خدا صحبت نمی کنیم چرا به این صورت.

با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر گرامی با مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني.
بايد توجه داشت كه ذكر کلمه "قل" در آیات قرآن کریم، از جمله در آیه «قل هو الله احد»، براى حفظ اصالت قرآن و نقل عين كلماتى است كه بر پيامبراسلام (ص) نازل شده است.
به همين دليل، كلمه "قل" جزء آيه محسوب مى شود و در عین حال، كلمه "قل" در نماز خطاب به هيچ كس نيست؛ زيرا گوينده و نمازگزار از اين كلمه نه قصد «انشاء»(امر كردن به كسي ) دارد و نه «اخبار»(خبر دادن ).
بر اين اساس، كلمه "قل" صرفاً به عنوان قرائت و آيه اي از آيات قرآن كه خطاب به پيامبر (ص) بوده و بيان آن در نماز از واجبات است، گفته مى شود. (1)
در ضمن، در معنا و توضیح کلمه "قل" (بگو)، در احادیث، از جمله حديثى از امام باقر (ع)، چنین آمده است كه می فرماید:
كفار و بت‏پرستان با اسم اشاره به بت هاى خود اشاره كرده و مى‏گفتند: "اين خدايان ما است اى محمد! تو نيز خدايت را توصيف كن تا او را ببينيم و درك كنيم". خداوند اين آيات را نازل كرد: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ..."ها" در" هو"، اشاره به تثبيت و توجه دادن به مطلب است. "واو" ضمير غائب است و به غائب از ديد چشم ها و دور از لمس حواس اشاره دارد". (2)
بر اين اساس است كه موارد متعددي از اذكار نماز را به صورت ضمير غائب آورده و مي گوييم: "سبحان ربی الاعلی و بحمده، سمع الله لمن حمده، اشهد ان لااله الا الله وحده و... ". این در حالی است که اگر در این جملات می خواستیم مستقيماً خدا را مخاطب قرار دهیم، باید به شکل دیگری بيان می کردیم؛ مثلا در تشهد می گفتیم: "اشهد انک لا اله الا انت وحدک لاشریک لک و اشهد ان محمد عبدک و رسولک...". در نهايت، از آن جا كه خداوند در نماز از ما خواسته تا آيه وارده بر پيامبر (ص) را قرائت نماييم، ما نيز همان را تكرار مي كنيم و در واقع، بيان اين آيه در نماز ابراز و اظهار حقيقتي يكتا است كه خداوند به پيامبرش دستور داده و خدا به ما امر كرده است در دو ركعت اول نماز به همان آيات وارده بر پيامبر (ص) بدون كم و زياد، خدا را توصيف كنيم. بنابراین، این که در نماز می گوییم: "قل هو الله احد؛ خدا یکی است"، با دانستن خدابه یگانگی خودش منافاتی ندارد.

پی نوشت ها:
1. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، انتشارات اسلامیه، 1362، ج 27، ص 432.
2. همان، ص 433 (با تلخیص).