گرچه ممکن است حمله مسلمانان در ایران برخی آثار منفی را درپی داشته است، اما اسلام - نه تنها در این کشور آثار منفی نداشت ، بلکه برای این کشور خدمات نمود، همان گونه که ایران به اسلام خدمت کرد. استاد مطهری از این دو امر به عنوان" خدمات متقابل ایران واسلام یاد" وکتابی به همین عنوان سامان داد. شهید مطهری - با توجه به اظهار نظر هایی که در این زمینه وجود دارد - می نویسد:
دو مطلب قطعى است: يكى اينكه ايران قبل از اسلام از خود داراى تمدنى درخشان و باسابقه بوده و اين تمدن سابقه طولانى داشته است؛ ديگر اينكه اين تمدن در دوره اسلامى مورد استفاده واقع شده، و به قول پ. ژ. مناشه:ایرا نيان بقاياى تمدن تلطيف شده و پرورده‏اى به اسلام تحويل دادند كه بر اثر حياتى كه اين مذهب در آن دميد جان تازه گرفت.(1) اسلام ... آيينى نو، داراى محاسن و اصول و قوانين منظم آورد، و انتشار اسلام در ايران روح تازه ای دميد كه دو مايه مطلوب نيز بر اثر آن به اين ديار آمد: يكى زبان بسيار غنى و پرمايه و وسيع يعنى عربى .... ديگرى علوم و معارف و تمدن بسيار عالى پرمايه‏اى بود كه به وسيله ترجمه‏هاى كتب يونانى و سريانى و هندى به زبان عربى در مشرق اسلامى و قلمرو خلافت شرقيه از اواسط قرن دوم تا اواخر قرن سوم بين مسلمين آشنا به ايرانيان انتشار يافت. (2) از زمانى كه سايه اسلام بر اين مملكت گسترده شده است، هر خطرى كه براى اين مملكت پيش آمده به وسيله اسلام دفع شده است. اسلام بود كه مغول را در خود هضم ساخت و از آدمكشانى آدمخوار انسانهايى دانش دوست و دانش پرور ساخت، از دوده چنگيزى، محمد خدابنده تحويل داد و از نسل تيمور، بايسنقر و اميرحسين بايقرا به وجود آورد.(3)
برخی خدمات اسلام به ایران را می توان چنین بیان کرد :
اولین چیزی که اسلام از ایران گرفت تشتت افکار و عقاید مذهبی بود و به جای آن وحدت عقیده برقرار کرد. این کار اولین بار بوسیله اسلام در این مرز و بوم صورت گرفت و ایران فکر واحد، آرمان و ایده‌آل واحد پیدا کردند. اسلام جلو نفوذ توسعه مسیحیت را در ایران و مشرق زمین به طور عموم را گرفت اگر ایران هم مانند سایر کشورها به این دین می‌گروید مانند کشورهای مسیحی در تاریکی قرون وسطی فرو می‌رفت در حالی که در همان وقت اسلام شعله‌دار یک تمدن عظیم به نام تمدن اسلامی بود. اسلام دروازه‌های سرزمنیهای دیگر را به روی ایرانی و دروازه ایران را بر روی فرهنگها و تمدنهای دیگر باز کرد از این کار دو نتیجه برای ایرانیان حاصل شد:
1. ایرانیان توانستند هوش و استعداد و لیاقت خود را عملاً به دیگران ثابت کنند به طوری که دیگران آنها را به پیشوایی برگزینند.
2. با آشنا شدن با فرهنگها و تمدنهای دیگر توانستند سهم عظیمی در تکمیل و توسعه یک تمدن عظیم جهانی به خود اختصاص دهند فرهنگ و علوم اسلامی راه را برای ورود فرهنگهای دیگر باز کرد و ماده ساختن یک بنای عظیم فرهنگ اسلامی را فراهم کرد و زمینه شکفتن استعدادهایش نظیر ابو علی و فارابی و... را فراهم کرد. اسلام ایران را هم به خود شناساند و هم به جهان زیرا ایرانی به وسیله اسلام خود و استعدادهایش را کشف کرد و به جهانیان شناساند. عقب افتادن ایران در برخی دوره‌ها از نقص استعدادش نبود. بلکه به واسطه گرفتاری در زنجیر رژیم موبدی بود. اسلام از نظر قدرتهای سیاسی و مذهبی حاکم بر ایران یک تهاجم بود. اما از نظر ملت ایران یک انقلاب بود. زیرا انقلاب جهان بینی افراد را دگرگون می‌سازد، هدف و برنامه و ایدئولوژی می‌دهد، افکار را دگرگون می‌سازد، و تشکیلات اجتماعی را زیر و رو می‌کند. اسلام اصل توحید را پایه‌ اصلی قرار داد که علاوه بر این که مبنای فلسفی دارد خود محرک فکر و اندیشه‌ است.اسلام فکر حکومت اشراف و به اصطلاح اریستوکراسی را از میان برد و فکر دیگری که از لحاظ ریشه، دموکراسی و حکومت عامه است به وجود آورد.اسلام اجتماع طبقاتی آن را که استوار بر دو رکن خون و نژاد بود را ریشه کن کرد و اجتماعی بر محور فضیلت و علم و سعی و عقل و تقوا بنا ساخت. اسلام فکر این که پادشاهان آسمانی نژادند را ریشه کن ساخت به طوری که در دوره اسلام اتکای سلاطین به لیاقت است اسلام به زن شخصیت داد. (4).
دراین باره به منابع زیر مراجعه فرمایید:
1 .مر تضی مطهری، خدمات متقابل اسلام وایران
2.عبد الحسینزرین کوب، کار نامه اسلام
3.مر تضی مطهری، کتاب سوزی در ایران
پی نوشت ها :
1. مجموعه آثار، ج14، ص331 .
2. همان ، ص 139 .
3. همان، 313 .
4. مرتضی مطهری، خدمات متقابل قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، 1362، ص313 به بعد.